آنچه در ادامه میخوانید، تبیینی از الگوی بیبدیل امام هشتم(ع) در کرامتبخشی به انسانها، فراتر از مرزهای عقیدتی و سیاسی است که به صورت پرسش و پاسخ طراحی شده و نگارنده از خود میپرسد و پاسخ میدهد:
در دنیایی که دیگریستیزی به یک رویه تبدیل شده است، امام رضا(ع) چگونه توانستند اصل پذیرش مخالف را به عنوان یک ضرورت اخلاقی در جامعه نهادینه کنند؟
با عرض تبریک این میلاد فرخنده، باید گفت که در هندسه فکری امام رضا(ع)، اصل پذیرش یا به رسمیت شناختن مخالف، فراتر از یک تاکتیک سیاسی، نشانی از شرح صدر و گستردگی نگاه توحیدی ایشان است.امام(ع) به ما آموختند که حضور مخالف نه تنها یک تهدید نیست، بلکه ضرورتی برای تبیین حق است. این همان سیره نبوی است که بر پایه احترام به کیان انسان بنا شده؛ نگاهی که پیامبران الهی نیز با تکیه بر آن توانستند حتی سرسختترین مخالفان را در مسیر هدایت قرار دهند. در واقع، امام با به رسمیت شناختن هویت فرد مخالف، نخستین گام را برای یک گفت و گوی سازنده برمیداشتند.
یکی از ظریفترین مرزها در اخلاق سیاسی، تفکیک میان نقد اندیشه و حفظ حرمت اشخاص است. در مناظرات مشهور رضوی، چگونه میان به چالش کشیدن یک تفکر غلط و حفظ کرامت انسانیِ صاحب آن فکر، تعادل برقرار میشد؟
نکته بسیار هوشمندانهای است. امام رضا(ع) میان کرامت ذاتی که عطیهای الهی و سلبناشدنی برای تمام بشریت است، با رفتار و اندیشه که حاصل اختیار و محیط است، تفکیکی دقیق قائل بودند. ایشان معتقد بودند که هر انسانی، با هر عقیدهای، همچنان شایسته هدایت و بازگشت به دژ استوار توحید است. از منظر امام، نقد تند بر یک اندیشه انحرافی، هرگز مجوزی برای شکستن حرمت انسانیِ طرف مقابل نبود. هدف امام در گفت و گوها، مچگیری یا تحقیر نبود، بلکه ایشان با مهربانی میکوشیدند غبار غفلت را از دل و جان مخاطب بزدایند تا او بتواند دوباره با فطرت پاک خود روبهرو شود.
در سیره رضوی، مفهوم حلم تنها به معنای صبر کردن نیست، بلکه نوعی مدیریت فعالانه اختلافات به نظر میرسد. این بردباری امام در مناظرات طولانی، چه تأثیری بر تحول درونی طرف مقابل داشت؟
حلم رضوی در واقع فرصت دادن به عقلِ مخاطب است. وقتی امام با حلم و تحمل به سخنان مخالف گوش میسپردند، در حقیقت فضایی ایمن ایجاد میکردند تا طرف مقابل بدون ترس از قضاوت، اندیشه خود را عرضه کند. این صبوری باعث میشد که خودِ شخص در برابر تضادهای فکریاش قرار بگیرد و عقل و باطن خود را بر کرسی داوری بنشاند. تحولی که از این مسیر شکل میگیرد، یک تغییر سطحی نیست، بلکه پیآیندی اثربخش و درازمدت دارد؛ چرا که فرد از درون به اقناع میرسد، نه با فشار و اجبار خارجی.
با توجه به فضای دوقطبی در جوامع امروز، آیا میتوان الگوی تعامل امام رضا(ع) را به عنوان یک راهکار برای تنشهای اجتماعی و سیاسی معاصر بازخوانی کرد؟
به یقین میتوان گفت که جز این روش، هیچ مسیر دیگری پاسخگو نخواهد بود. حقیقت این است که ماهیت انسان و نیاز او به هدایت در طول تاریخ تغییر نکرده است. اگر گزینهای بهتر و کارآمدتر از گفتگوی کرامتمحور وجود داشت، حتماً پیشوایان معصوم و بهویژه عالم آل محمد(ع) از آن بهره میجستند. امروز برای عبور از بنبستهای اجتماعی و کاهش قطبیسازیها، چارهای نداریم جز اینکه به همان الگوی رضوی بازگردیم؛ یعنی حاکم کردن اخلاق بر سیاست و اولویت دادن به کرامت انسانی بر پیروزیهای مقطعی در بحثها.
چه تفاوت بنیادینی میان رویکرد اصیل رضوی با شیوههای تقابلی و حذفی که گاه در فضای فکری امروز دیده میشود، وجود دارد؟
تفاوت در مبدأ و مقصد است. شیوههای تقابلی رایج معمولاً ریشه در هوای نفس، دنیاپرستی و اصرار بر تعصبات جناحی دارد؛ همان سد عظیمی که همواره در برابر دعوتکنندگان به حق وجود داشته است اما رویکرد امام رضا(ع) حلقهای از سلسله هدایت آسمانی است. امام(ع) در عین حال که در برابر انحراف فکری محکم میایستادند، هرگز از ابزارهای غیراخلاقی برای حذف رقیب استفاده نمیکردند. شرایط ممتاز دوران حضرت رضا(ع) و آزادیهای نسبی فکری در آن عصر، نشان داد که وقتی فضا برای گفتگوی صادقانه فراهم باشد، این منطقِ روشن و اخلاقِ کریمانه است که برنده نهایی خواهد بود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز