کد خبر : ۷۰۸۷۳۲
۰۸:۴۸

۱۴۰۵/۰۳/۰۲
در قالب سلسله برنامه‌های روایت مادرانه دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع) صورت گرفت

عطر بخشندگی و ایثار دوباره در خانه شهید قاسمی دانا پیچید

عطر بخشندگی و ایثار دوباره در خانه شهید قاسمی دانا پیچید
جمعی از دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام رضا (ع)، در محفلی سرشار از نور و معنویت، پای روایت‌های عاشقانه مادری نشستند که فرزندش را برای دفاع از حرم اهل بیت (ع)، راهی کرد. این دیدار که در فضایی عاطفی برگزار شد، پرده از سبک زندگی مجاهدانه‌ای برداشت که با اخلاص و ادب، گره خورده است.

به گزارش آستان‌نیوز، مادر شهید حسن قاسمی دانا در این محفل صمیمی، با قلبی مالامال از افتخار، از جوانی گفت که مربی آموزش نظامی بود، اما ورای چهره مقتدرش، روحی لطیف و قلبی مهربان داشت.

او اظهار کرد: حسن همیشه خوش‌تیپ و خوش‌اخلاق بود و با گذشت و مهربانی خود، دل‌های بسیاری را، همراه می‌کرد.

او شهادت فرزندش را دامادی او خواند و بر ادامه راه این مسیر سرخ، تاکید کرد.

دستگیری از مردم در تاریکی شب

وی با بیان خاطره‌ای تکان‌دهنده، یادآور شد: یک شب در اسفند ماه، وقتی دختر همسایه از ترس در تاریکی راه را گم کرد و با زمین خوردن جزوه‌هایش پخش شد، حسن سر رسید و با کلامی آرام‌بخش او را تا خانه، همراهی کرد.

مادر شهید، گفت: من این ماجرا را تازه بعد از شهادتش از زبان آن دختر و مادرش شنیدم، چون حسن هرگز کار‌های خیر خود را بازگو نمی‌کرد و معتقد بود، کار باید فقط برای رضای خدا باشد.

نوعی بخشندگی از جنس دل کندن از تعلقات

او در ادامه به روحیه عجیب بخشندگی فرزندش اشاره کرد و گفت: یک بار حسن با کاپشن محبوبش به حرم رفت، اما بدون آن برگشت. وقتی پرسیدم کاپشن چه شد، با لبخند گفت زائری را دیدم که از سرما می‌لرزید و آن را به او بخشیدم.

او همیشه می‌گفت، انسان باید از چیزی که دوست دارد دل بکند تا بخشندگی او واقعی باشد. حتی پیراهن نویی که با دست‌رنج خودش خریده بود را به خاطر علاقه دوستش، همان لحظه از تن درآورد و به او هدیه داد.

او به دانشجویان توصیه کرد، هنگام انفاق، چشم خود را بر مبلغ ببندند تا هر چه رزق اهل بیت (ع) است، تقدیم شود.

اطاعت از پدر؛ بهای وصال یار

مادر شهید قاسمی دانا با صدایی لرزان از لحظه لغو سفر کربلا گفت و تشریح کرد: در سال ۹۲ وقتی همه چیز برای یک سفر غافل‌گیرانه به کربلا آماده بود و حسن با ذوق فراوان چمدان خود را می‌بست، پدرش وارد شد وفقط گفت، فردا به تو نیاز دارم. حسن بدون هیچ تردیدی، چمدان را زمین گذاشت و سفر را لغو کرد، چون معتقد بود کربلایی که پدر راضی نباشد، مورد قبول امام حسین (ع) نیست. او با این کار نشان داد که مسیر شهادت از مجرای ادب و احترام به والدین، می‌گذرد.

پنجره فولاد؛ گذرگاه شهادت مدافعان حرم

وی با یادی از شهید مصطفی صدرزاده خاطرنشان کرد: او همیشه خانه ما را هتل حسن می‌نامید. یک بار از من پرسید راز شهادت مشهدی‌ها چیست و من گفتم ما پنجره فولاد داریم.

مصطفی همان ساعت راهی حرم مطهر امام رضا (ع) شد و وقتی برگشت با حالی دگرگون گفت حاجتم را گرفتم. او تنها چهل و پنج روز بعد در روز تاسوعا به آرزوی خود رسید.

مادر شهید، تاکید کرد: شهدا واسطه‌های کم‌صبری هستند که زود جواب می‌دهند و جوانان باید با آنها رفاقت کنند.

اقامه نماز در محراب شهید

این دیدار با اقامه نماز جماعت در اتاق معنوی شهید به پایان رسید. مادری که سال‌ها شاهد مناجات‌های شبانه و زیارت عاشورا‌های مداوم فرزندش بود، در پایان برای عاقبت به خیری دانشجویان، دعا کرد.

وی از حاضران خواست تا احترام به معلم و والدین را سرلوحه کار خود قرار دهند و همواره برای درک ظهور امام زمان (عج)، دعا کنند.

دانشجویان نیز با حضور در این محفل نورانی، با آرمان‌های شهدا تجدید میثاق کردند و بر ادامه مسیر ایثار و شهادت، هم پیمان شدند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها