به عنوان کسی که عمری را در تورق متون فقهی و غوص در دقایق حدیثی سپری کرده و در عین حال به مشرب عرفان ناب شیعی دلبسته است، معتقدم «روز عرفه» و «صحرای عرفات»، نه یک تاریخ و جغرافیای معمولی، که «گلوگاه معنا» در هستی هستند. برای درک عظمت این روز، باید از پوسته مناسک گذشت و به هستهی سختِ حقیقت رسید؛ جایی که زمان و مکان دست در دست هم میدهند تا انسان را از «زندان تن» به «فراخنای مَلکوت» ببرند.
در فقه ما، «وقوف در عرفات» یک واجب رکنی است، اما نکته ظریف اینجاست که عرفات بر خلاف منا و مشعر، خارج از محدوده «حرم» است. این خروجِ مکانی، حامل رازی عرفانی است؛ زائر پیش از آنکه اذن دخول به حریم امن الهی و طواف کعبه را بیابد، باید در این بیابانِ وسیع و بیحصار، «خود» را بازشناسد. نام «عرفات» از ریشه معرفت است؛ یعنی اینجا سرزمینِ شناخت است.
از منظر حدیثشناسی، روایات متعددی اشاره دارند که جبرئیل (ع) مناسک را در اینجا به ابراهیم خلیل (ع) آموخت و او پس از هر مرحله میگفت: «عرفتُ» (شناختم). این جغرافیای بیمرز، نماد عالم ناسوت است که انسان در آن هبوط کرده، اما در عین حال، تنها نقطهای است که بوی توبه آدم (ع) را در خود نگاه داشته است. عرفات بیابانی است که در آن، هیچ پناهی جز سایه رحمت حق نیست و همین «بیپناهیِ مکانی»، مقدمه رسیدن به «اضطرارِ وجودی» است که شرط اصلی استجابت دعاست.
زمان در نگاه فقهی، گاهی صرفاً یک ظرف است، اما در روز عرفه، زمان خود «موضوعیت» پیدا میکند. نهم ذیالحجه، قطعهای از زمان است که در آن ابواب آسمان نه به صورت مجاز، که به نحو حقیقت گشوده میشوند. در احادیث آمده است که خداوند در این روز به ملائکهاش بر بندگیِ لرزانِ انسان مباهات میکند. این زمان، زمانِ «خاکساری» است.
از زوال خورشید تا غروب آن، ساعاتی است که در آن «تقدیر» میتواند تغییر کند. این بازه زمانی، استعارهای از کل عمر انسان است؛ کوتاه، پرشتاب و در آستانه غروب. عارف در این ساعات، زمان را نه به صورت خطی، بلکه به صورت حضوری درک میکند. او میفهمد که عرفه، فرصتی است برای جبرانِ تمامِ «زمانهای از دست رفته». اگر لیلةالقدر شبِ تقدیر است، عرفه روزِ «تدبیر» برای بازگشت به سوی خداست.
اوجِ شکوهِ مکان و زمان در عرفات، با حضور حجت خدا معنا مییابد. دعای عرفه امام حسین (ع) که در دامنه کوه «جبلالرحمه» قرائت شد، در واقع «روحِ حج» را به کالبد مناسک دمید. امام (ع) با ایستادن در این مکان و در آن زمان خاص، نشان داد که معرفت الهی بدون «امام» ناقص است.
این تلاقی به ما میآموزد که عرفات، ایستگاه میانی میان «عبادت فردی» و «حماسه اجتماعی» است. حسین بن علی (ع) در این بیابان، با تضرع خود نشان داد که بندگی، مقدمه آزادگی است. او در مکانی ایستاد که جدهاش حوا و جدش آدم پس از سالها دوری به هم رسیدند، تا اعلام کند که انسان تنها در سایه معرفت الهی به «وحدت» و «آرامش» میرسد. از منظر یک گزارشگر دینی، حضور امام در عرفات، پیوندِ میان «عبودیت» و «سیاستِ الهی» است؛ چرا که او از همین صحرا، مسیر کربلا را ترسیم کرد.
وقتی به پهنه عرفات مینگریم، با تصویری روبهرو میشویم که دقیقترین بازنمایی از روز قیامت است. میلیونها انسان، با لباسی یکسان، بدون هیچ پیرایه و تشریفاتی، در بیابانی که هیچ پناهی جز رحمت حق ندارد. این «وحدت در عین کثرت»، همان بعدِ فرجامشناسانه عرفه است.
مکان در اینجا، خاصیت «آینهگی» پیدا کرده است؛ هر کس در آینه این صحرا، عریانیِ روح خود را میبیند. در بعد خبری، این باشکوهترین تجمع بشری است که در آن تمامی «هویتهای جعلی» (نژاد، زبان، طبقه) رنگ میبازند و تنها «هویت بندگی» باقی میماند. عرفات به ما میآموزد که در پیشگاه خدا، تنها «تقوا» و «معرفت» ملاک برتری است. این مکان، تمرینِ برهنگیِ روح در برابر حق است تا انسان پیش از آنکه در قیامت حاضر شود، خود را در دادگاهِ عرفه محاکمه کند.
فرازهای دعای عرفه در این جغرافیای خاص، از زبان امام حسین (ع) جاری شد تا به ما بیاموزد که چگونه با خدا در «حضور» سخن بگوییم. عارف در عرفات، به این شهود میرسد که خدا از رگ گردن به او نزدیکتر است: «مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ».
این جملات در فضای بازِ عرفات، طنینِ دیگری دارد. وقتی سقفِ مناجات، آسمانِ بیکران است و فرشِ آن، خاکِ گرمِ بیابان، کلمات از بندِ تکلف رها میشوند. امام در این روز، با تصویرسازیهای دقیق از نعمتهای الهی، از خلقت چشم و گوش گرفته تا گردش خون در رگها، شکرگزاری را به مثابه یک «تجربه زیسته» مطرح میکند. این دعا، یک سفرنامه است که از خاک آغاز میشود و به افلاک میرسد.
ساعتهای پایانی روز عرفه، که به «ساعتهای استجابت» مشهور است، گلوگاه تاریخ است. برای یک عارف، غروب عرفه، غمانگیزترین و در عین حال امیدبخشترین لحظه است؛ غم از دست رفتنِ آن زمانِ استثنایی و امید به ولادت دوبارهی انسانی که حالا «عارف» شده است.
عرفات به ما یاد داد که برای رسیدن به «کعبه مقصود»، باید از «بیابان خودپرستی» گذشت. عرفه، پایانِ سرگردانی و آغازِ راهی است که به کربلا و سپس به لقاءالله منتهی میشود. کسی که در عرفات، معرفت را چشیده باشد، در قربانگاهِ منی، آماده فدا کردنِ «اسماعیلِ نفس» خواهد بود. این تلاقیِ مکان و زمان، هدیهای است که خداوند به امت بخشیده تا هر سال، عهدِ فطری خود را تازه کنند و در زلالِ رحمتش، غسلِ بیداری بجا آورند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا احمدی قره زاغ، نویسنده، پژوهشگر، مدرس حوزه و دانشگاه
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز