در اوج تلاطم و سختیهای نبرد کربلا، حضرت قاسم بن الحسن (ع) با کلامی جاودانه، مفهومی عمیق از الهیات جنگ را تبیین کرد که تا ابد، راهگشای سالکان الیالله است.
کارشناس دینی در این نوشتار، به واکاوی مفهوم برکات جنگ و چگونگی تبدیل ناگواریها به فرصتهای رشد معنوی، پرداخته است.
در یادداشتی به قلم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی غرسبان، استاد حوزه و دانشگاه؛ موضوع برکات جنگ و شیرینی مجاهدت در راه حق، با محوریت حماسه حضرت قاسم بن الحسن (ع)، مورد بررسی قرار گرفته است.
در متن این نوشتار میخوانیم: یکی از حقایق انکارناپذیر زندگی انسان، مواجهه با سختیها و ناگواریهاست. گاهی این ناگواریها در قالب جنگ و جهاد ظاهر میشوند که ذاتاً برای انسان ناخوشایند است. اما در منظومه فکری اسلام، حتی در دل همین سختیها نیز حکمتها و برکات عظیمی نهفته است. قرآن کریم این حقیقت را به زیبایی بیان میکند: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (بقره: ۲۱۶). جنگ بر شما واجب شده، در حالی که برایتان ناگوار است؛ چه بسا چیزی را ناخوش بدارید، در حالی که خیر شما در آن است و چه بسا چیزی را دوست بدارید، در حالی که شر شما در آن است؛ و خدا میداند و شما نمیدانید.
این آیه، چراغ راهی است برای درک این نکته که در پس هر ناگواری، خیری نهفته است که تنها با بصیرت و توکل به خدا میتوان آن را دریافت. کربلا، تجلیگاه این حقیقت است؛ جایی که شهادت، برای نوجوان قاسم (ع) شیرینتر از عسل میشود.
الهیات جنگ در مکتب اهلبیت (ع) به ما میآموزد که ظاهر امور، همیشه با باطن آنها یکی نیست. شهادت، در نگاه ظاهری، از دست دادن جان و پایان زندگی است، اما در نگاه اهل بصیرت، اوج حیات و رسیدن به قرب الهی است.
حضرت قاسم بن الحسن (ع)، نوجوان سیزده ساله کربلا، مصداق بارز این بصیرت بود. در روز عاشورا، هنگامی که امام حسین (ع) به او فرمود: «مرگ را چگونه میبینی؟»، او در پاسخ فرمود: أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ (شیرینتر از عسل).
این کلام، نه از سر ناآگاهی و هیجان جوانی، بلکه از عمق ایمانی برخاسته بود که مرگ در راه خدا را نه یک ناگواری، بلکه عالیترین خیر و برکت میدانست.
این «احلی من العسل»، ترجمان عملی آیه ۲۱۶ سوره بقره است. قاسم (ع)، مرگ را که برای بسیاری ناگوار است، با تمام وجود دوست داشت؛ زیرا میدانست که این مرگ، دریچه ورود به حیات ابدی و فوز عظیم شهادت است.
او با این کلام، نه تنها روحیه عمویش را تقویت کرد، بلکه به همه آزادگان تاریخ آموخت که در بزنگاههای سخت، معیار سنجش خیر و شر، نباید محاسبات مادی و دنیوی باشد، بلکه باید به حکمت الهی و وعدههای راستین خداوند اتکا کرد.
این نگاه، به مجاهد آرامشی میبخشد که در اوج میدان نبرد و در برابر دشمنی که از هر ابزاری برای ایجاد رعب استفاده میکند، ثابتقدم بماند.
حماسه حضرت قاسم (ع) یک مکتب فکری است. او به ما میآموزد که چگونه میتوان در دل جنگ و سختی، به آرامش و اطمینان قلبی دست یافت. وقتی قلب انسان به منبع لایزال الهی متصل شود، دیگر از هیچ قدرتی نمیترسد. قاسم (ع) با وجود نوجوانی، چنان ایمانی داشت که حاضر بود برای دفاع از حق، جان شیرین خود را فدا کند. این حرکت، نشاندهنده برکات عظیمی است که در دل جهاد نهفته است:
خلوص نیت: جنگ، بستر خالصسازی نیتهاست. کسانی که با انگیزههای مادی به میدان میآیند، در برابر سختیها سست میشوند، اما قاسم (ع) با نیتی خالص، به دنبال رضایت الهی بود.
رشد معنوی: جهاد، انسان را در مسیر رشد و تعالی قرار میدهد. قاسم (ع) در اوج جوانی، به مقام شهادتی رسید که بسیاری از بزرگان به آن غبطه میخورند.
افشای چهره دشمن: شهادت قاسم (ع)، چهره بیرحم و ضدانسانی حکومت یزید را بیش از پیش افشا کرد. دشمنی که به کودکان نیز رحم نمیکرد، مشروعیت خود را از دست داد.
در دنیای امروز نیز، ما درگیر جنگهای پنهان و آشکار با جبهه استکبار هستیم. دشمن با ابزارهای مختلف، از تحریمهای اقتصادی گرفته تا جنگ روانی و رسانهای، تلاش میکند تا اراده ملتها را در هم بشکند.
اما درس شب ششم محرم به ما میگویدکه اگر با نگاه قاسم (ع) به این سختیها بنگریم، آنها نه تنها مانع نیستند، بلکه فرصتهایی برای رشد، خودسازی و رسیدن به برکات الهی هستند.
مقاومت مردم کشورمان و نیز مردم یمن و غزه در برابر تجاوزات وحشیانه تجلی همین نگاه است؛ آنها با وجود تمام محدودیتها، جهاد را فرصتی برای تقرب به خدا و رسیدن به عزت میدانند.
کربلا، بزرگترین آزمایشگاه تاریخ برای سنجش عیار ایمان و اراده انسانها بود. در این میدان بلا، کسانی سربلند بیرون آمدند که محاسباتشان فراتر از دنیا بود. حضرت قاسم (ع) با شهادت خود نشان داد که در راه حق، معیار پیروزی و شکست، تعداد نفرات یا امکانات مادی نیست، بلکه ثبات قدم و پایداری بر اصول است.
او با خون خود، نقشه راهی را برای همه جوانان و نوجوانان ترسیم کرد که چگونه میتوانند در برابر باطل بایستند و به عزت ابدی دست یابند.
امروز نیز، در مواجهه با چالشها و فتنههایی که جامعه اسلامی را تهدید میکند، باید به مکتب قاسم (ع) بازگردیم. باید به خود یادآوری کنیم که ممکن است برخی مسائل در ظاهر برای ما ناگوار باشند، اما در باطن، خیر و برکت الهی در آنها نهفته است. این نگاه، به ما صبر و استقامت میبخشد تا در برابر فشارهای دشمن، خم به ابرو نیاوریم و به وعده الهی برای پیروزی نهایی جبهه حق، ایمان داشته باشیم.
همانطور که در دفاع مقدس، جوانان ما با الگوبرداری از قاسم (ع) به میدان آمدند و با تمام وجود، شهادت را شیرینتر از عسل میدانستند، امروز نیز باید همین روحیه در جامعه ما زنده بماند.
حماسه حضرت قاسم بن الحسن (ع) در شب ششم محرم، دعوتی است برای بازنگری در نگاه ما به سختیها و ناگواریها. او به ما آموخت که اگر چشم دل را بگشاییم و با بصیرت به عالم بنگریم، در دل هر جنگ و هر مصیبتی، میتوان برکات عظیمی را کشف کرد.
شهادت قاسم (ع)، نه یک اتفاق غمانگیز، بلکه یک عروج باشکوه بود که نشان داد چگونه میتوان از بستر جهاد، به قلههای کمال رسید.
به بیانی دیگر در مسیر حق، حتی کوچکترین قدمها و کوتاهترین عمرها، اگر با ایمان و بصیرت همراه باشند، جاودانه خواهند شد و شیرینی آن تا ابد در کام عاشقان باقی خواهد ماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز