به گزارش آستاننیوز، درب نگارخانه رضوان که باز میشود، نخستین چیزی که نگاه را در آغوش میگیرد، دیوارهای سرخرنگی است که قابهای خوشنویسی را چون جواهر بر سینه گرفتهاند. سپیدی سقف، آرامش را بر فضای سالن میپاشد و بوی کاغذ و مرکب، آدم را از هیاهوی بیرون جدا میکند.
اما آنچه این نمایشگاه را متفاوت میکند، تابلوها نیستند؛ آدمها هستند. آدمهایی که هرکدام قصهای با خود آوردهاند.
کنار درب ورودی، دفتری میان دو گلدان قرار گرفته است؛ بالای آن، تابلویی خوشنویسی خودنمایی میکند و هر بازدیدکننده، پیش از رفتن، چند خطی از احساسش را در آن دفتر به یادگار مینویسد؛ گویی هر صفحه، ادامه همان خطهایی است که بر دیوارها نشستهاند.
کمی آنطرفتر، مردی قدبلند آرامآرام مقابل همه آثار میایستد؛ نه از یکی و دو تا، بلکه از تکتک تابلوها عکس میگیرد؛ انگار میخواهد هیچکدام را از خاطر نبرد.
در گوشهای دیگر، پدری دست دختر کوچکش را گرفته است. کودک با شوق به قلم استاد نگاه میکند. استاد رضوانی نام دختر را با خطی دلنشین مینویسد و کاغذ را به او هدیه میدهد. دخترک، انگار گنجی یافته باشد، با لبخندی که تمام سالن را روشن میکند، دست پدر را میگیرد و از نگارخانه بیرون میرود.
شاید زیباترین اتفاق همین باشد؛ اینکه هرکس، با دستی پر از یادگار و دلی پر از آرامش، نمایشگاه را ترک میکند.
امیر مهدی حکیمی، مدیرعامل مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی، درباره فلسفه برگزاری این رویداد میگوید: در سالهای اخیر، ذیل جریان مکتب هنر رضوی، برنامه «حصن حصین» را ادامه دادهایم. این برنامه همزمان با سالروز قرائت حدیث شریف سلسلهالذهب توسط امام رضا(ع) در نیشابور برگزار میشود و جمعی از برجستهترین خوشنویسان کشور و جهان اسلام گرد هم میآیند تا حدیث سلسلهالذهب و اسما و القاب حضرت را کتابت کنند.
او خوشنویسی را یکی از فاخرترین هنرها در آستان قدس رضوی میداند و میگوید: اگر امروز در حرم مطهر قدم بزنیم، زیباترین آثار خوشنویسی جهان اسلام را خواهیم دید؛ از کتیبههای مسجد گوهرشاد تا خطوط صحن انقلاب و آثار استادان بزرگ معاصر. این جریان هنری امروز نیز ادامه دارد.
حکیمی، «حصن حصین» را امتداد همان سنت هزار ساله میداند و میگوید: امیدواریم آثار هنرمندان امروز نیز همانند آثار گذشتگان، میراثی ماندگار برای آیندگان باشد.
حکیمی با تأکید بر اهمیت استمرار چنین رویدادهایی، خوشنویسی را زبان مشترک فرهنگ و معنویت دانست و بر این باور بود که گردهم آمدن استادان، هنرجویان و مردم در کنار آثار فاخر، تنها یک نمایش هنری نیست؛ بلکه فرصتی برای زنده نگه داشتن میراث مکتب رضوی و انتقال آن به نسلهای آینده است.
اما شاید زیباترین بخش سخنان او، آنجا بود که گفت: هنرمندان، بهترین لحظههای زندگیشان را وقف امام رضا(ع) میکنند. این تنها خلق یک اثر نیست؛ وقفِ عشق، ارادت و معرفت است. این سنت در تاریخ هنر مشهد بوده، هست و خواهد بود.
صدای قلمی که به عرش میرسد
کمی آنسوتر، عباس ضروری آرام قلم را روی کاغذ میلغزاند.
چهل سال است که با مرکب زندگی میکند. میگوید: قدیمیها میگفتند یکی از صداهایی که به عرش میرسد، صدای قلم روی کاغذ است.
برای او، خوشنویسی فقط هنر نیست؛ نوعی عبادت است.
او در این رویداد دعایی از امام جعفر صادق(ع) را کتابت میکند و حضور در این جمع را افتخاری بزرگ میداند.
کمی آنطرفتر، آقای قربانی از عشقش به خط میگوید. از بیست سال همراهی با خوشنویسی، از ده سال دوری و بازگشتی دوباره، او میگوید: خوشنویسی هنری دلی است. شاید ساعتها روی یک کلمه کار کنی، اما اگر عاشق باشی، خسته نمیشوی.
در میان جمعیت، سارا احمدیان، هنرجوی جوان خوشنویسی، با دقت تابلوها را نگاه میکند. او آمده تا «مشق نظری» کند و میگوید: استادمان همیشه میگوید برای پیشرفت، باید آثار بزرگان را دید.
او هنوز خاطره شعری از سهراب سپهری را که سالها پیش با خطی زیبا دیده، فراموش نکرده است.
مریم نورزادیان که بیش از بیست سال شاگرد استاد رضوانی بوده، هنگام شنیدن صدای قلم، لبخند میزند و میگوید: وقتی قلم روی کاغذ حرکت میکند، همه دغدغههای دنیا را فراموش میکنم.
او اولین مشقی را که سالها پیش نوشته، هنوز به یاد دارد: «به نام ایزد دانا...»
محسن توسلی نگاه دیگری به هنر دارد. او زائران را کبوترهای حرم میداند و میگوید: وقتی برای زائران مینویسم، احساس میکنم هنر، به مقصد واقعی خودش رسیده است.
فاطمه مقدمی تنها بانوی حاضر در جمع استادان بود. او میگوید: سالها پیش در همین برنامهها به عنوان هنرجو شرکت میکردم؛ امروز کنار استادان نشستهام و این را لطف امام رضا(ع) میدانم.
بعد جملهای میگوید که شاید خلاصه تمام این نمایشگاه باشد: ما همه امام رضا(ع) را دوست داریم؛ اما خوشبختی واقعی آن است که احساس کنیم امام(ع) هم به ما نگاه کرده است.
دکتر ارجمندنژاد، استاد دانشگاه، یکی از بازدیدکنندگان، خوشنویسی را در کنار علم و عبادت، یکی از سه سرچشمه آرامش انسان میداند. او معتقد است: رقص قلم روی کاغذ، روح انسان را صیقل میدهد.
و آخر...
وقتی از نگارخانه بیرون میآیی، چیزی در وجودت تغییر کرده است.
نه به خاطر تعداد تابلوها.نه به خاطر نام استادان.بلکه به خاطر سکوتی که میان صدای قلم و نگاه آدمها شکل گرفته بود.
شاید خوشنویسی همین باشد؛ هنری که پیش از آنکه روی کاغذ بنشیند،
بر دل مینشیند.و شاید راز «حصن حصین» نیز همین است؛
اینکه در روزگاری پرهیاهو، هنوز کسانی هستند که باور دارند زیباترین راه گفتوگو با خدا، گاهی از نوک یک قلم آغاز میشود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز