کد خبر : ۷۱۰۵۹۱
۱۱:۴۱

۱۴۰۵/۰۴/۱۳

بازخوانی عزت؛ کلید فهم ریشه‌های تقابل ایران و نظام سلطه

یادداشت
یادداشت _ در آستانه تشییع تاریخی و باشکوه رهبر شهید انقلاب (رحمت‌الله علیه)، بازخوانی مفاهیمی، چون عزت، استقلال و کرامت ملی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

مفاهیمی که نه‌تنها در فرهنگ عاشورا و حافظه تاریخی ملت ایران ریشه دارند، بلکه در دهه‌های اخیر نیز به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت سیاسی و مبنای مواجهه جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه تبدیل شده‌اند.

واکاوی ریشه‌های این تقابل، فراتر از اختلافات ظاهری و پرونده‌های سیاسی، می‌تواند تصویری روشن‌تر از چرایی استمرار این رویارویی و جایگاه «عزت» در اندیشه انقلاب اسلامی ارائه دهد.

در همین راستا، مهندس کمیل نادری، خادم یار سازمان علمی و فرهنگی در دبیرخانه خدمت علمی آستان قدس رضوی، در یادداشتی تحلیلی با نگاهی تاریخی، فرهنگی و تمدنی، به بررسی ریشه‌های اصلی تقابل ایران و ایالات متحده پرداخته و با ارجاع به فرهنگ عاشورا، مفهوم عزت را به‌عنوان راهبردی برخاسته از هویت، ایمان و حافظه تاریخی ملت ایران، تبیین کرده است. متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

در نگاه اول، فهرست بلندبالایی از اختلافات، روابط ایران و غرب به سرکردگی ایالات متحده آمریکا را تعریف می‌کند: برنامه هسته‌ای، توان موشکی، حقوق بشر، نفوذ منطقه‌ای و... این فهرست آن‌قدر طولانی و پر سر و صداست که تحلیل‌گران را مدام به چالش مصنوعی «مدیریت بحران» سرگرم می‌کند. اما هر ناظر ژرف‌اندیشی می‌داند که اینها علت نیستند، نشانه‌اند؛ بهانه‌هایی روبنایی برای فشار بر کشوری که گناه اصلی‌اش چیز دیگری است. برای درک ریشه این دشمنی، نباید از حافظه تاریخی جمعی عبور کرد.

کیست که نداند آمریکا با کدام کشور‌ها روابط استراتژیک دارد. از برخی رژیم‌های بنیادگرای منطقه‌ای تا رژیم‌های خودکامه‌ای که سابقه حقوق بشری‌شان سیاه است، اما تمامی این دولت‌ها تا زمانی که در مدار سیاست‌های واشنگتن حرکت کنند نه تنها مورد غضب آمریکایی‌ها قرار نمی‌گیرند، بلکه شریک و متحد خوانده می‌شوند؛ بنابراین مشکل آمریکا با ایران را نباید در مسائل پیش گفته جست‌و‌جو کرد.

با بررسی رفتار و سیاست‌های تاریخی مقامات آمریکا در قبال کشور‌های دیگر که تا به امروز ادامه دارد، مشخص می‌شود که مشکل واشنگتن، ایرانِ مستقل است. کشوری که حاضر نیست نقش نوکر یا ژاندارم منطقه‌ای دیگران را بازی کند و این برای قدرتی استعماری و استکباری نظیر ایالات متحده، غیرقابل تحمل است.

اینجاست که نظریه «شرق‌شناسی» پروفسور ادوارد سعید، نظریه‌پرداز فقید فلسطینی-آمریکایی، خودنمایی می‌کند. سعید استدلال می‌کرد که غرب برای توجیه سلطه خود، «شرق» را در متون علمی، ادبی و رسانه‌ای خود به شکلی تحقیرآمیز بازنمایی می‌کند: شرقی، موجودی است احساساتی، عقب‌مانده، مستبد و ناتوان از اداره خود. او باید توسط غربِ عاقل و متمدن «قیمومیت» شود.

این نگاه استعماری، امروز دقیقاً قلب سیاست خارجی آمریکا را شکل می‌دهد. تصویری که رسانه‌های جریان اصلی غرب از ایران می‌سازند یک ملت پیچیده با تاریخ کهن و فرهنگ غنی نیست؛ بلکه یک «تهدید» غیرعقلانی است که فقط با زور و سیاست‌هایی نظیر «چماق و هویج» باید آن را رام کرد.

در این نوع نگاه هر اقدام ایران برای حفظ امنیتش «شرارت» و هر اقدام آمریکا برای بی‌ثبات‌سازی ایران «مسئولیت بین‌المللی» خوانده می‌شود. این استاندارد دوگانه، دقیقاً همان شرق‌شناسی‌ای است که ادوارد سعید عنوان می‌کند.

اما علت اصلی مقاومت ایران در برابر استعمار غرب به سرکردگی ایالات متحده آمریکا چیست؟ چرا ایران برخلاف کشور‌های دیگر نظیر کشور‌های اروپایی، ژاپن و. زیر بار این سلطه و نظم ناعادلانه نمی‌رود؟ پاسخ در یک کلیدواژه خلاصه می‌شود: عزت. عزت، مفهومی انتزاعی و صرفاً اخلاقی نیست؛ یک راهبرد سیاسی برآمده از تاریخ یک ملت و همچنین، ایمان مردم آن کشور است. اینجاست که گریز به فرهنگ عاشورا، صرفاً یک اشاره مذهبی نیست، بلکه رمزگشایی از ناخودآگاه سیاسی یک ملت است.

مگر یزید از اباعبدلله (ع) چه می‌خواست؟ یک بیعت تحمیلی؛ یک «بله» گفتن ظاهری که مشروعیت ببخشد به خلافت موروثی، فاسد و نامشروع اموی. مسأله کربلا، جنگ بر سر قدرت نبود، بلکه نبرد بر سر کرامت انسان در برابر نظام سلطه‌گر بود. یزید، نماد استکباری بود که می‌خواست وجدان‌های آزاده را به بندگی بگیرد و اباعبدلله (ع)، نماد فرهنگی که مرگ با عزت را به زندگی با ذلت ترجیح می‌دهد.

رهبر شهید در طول مدت رهبری خویش بار‌ها عنوان کردند که خواسته‌های ایالات متحده از ملت ایران حدی نداشته و این دعوا بر سر انرژی هسته‌ای و مسائل دیگر نیست، بلکه دعوای اصلی بر سر «هویت» و «استقلال ایران» است. نبردی تمدنی که در یک سوی میدان، قدرت استکباری‌ای ایستاده که هرگونه تمرّد از نظم خودخوانده خویش را برنتابیده، و در سوی دیگر، ملتی ایستاده که عاقبت ملت- دولت‌های سرسپرده و ذلیل را دیده، بنابراین «عزت» را سرمشق عمل خود قرار داده و بهای استقلال و عزتش را با خون و مقاومت می‌پردازد.

تا زمانی که این ملت، حافظه تاریخی و همچنین، فرهنگ ایرانی- اسلامی خود را حفظ می‌کند و تا زمانی که آن قدرت استعماری، از خوی یزیدی خود دست برندارد، این دشمنی سرنوشتی محتوم و دائمی خواهد بود. عزت، نه یک شعار، که آرمان تاریخی این ملت است؛ آرمانی که از اعماق تاریخ و ایمان برخاسته و افق آینده را، روشن می‌کند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها