در روزهایی که ایران اسلامی غرق در اندوه وداع با پیکر مطهر رهبر شهید خود، حضرت آیتالله سید علی خامنهای رضوانالله تعالی علیه است و مشهدالرضا (ع) خود را مهیای در آغوش کشیدن این امانت بزرگ میکند، واکاوی پیوند عمیق میان رهبری الهی و حرکت تودههای مردم اهمیتی دوچندان مییابد.
حقیقت آن است که قوام یک جامعه دینی، فراتر از عواطف زودگذر، در گرو درک عمیق از وظیفهای است که بر دوش آحاد جامعه نهاده شده؛ تکلیفی که از آن بهعنوان قیام عمومی یاد میشود. در همین راستا، برای واکاوی این مفهوم عمیق قرآنی و تبیین افق پیش روی انقلاب اسلامی در دوره جدید، به سراغ آیتالله سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری، نهجالبلاغهپژوه برجسته رفتیم تا ابعاد مختلف این مسئولیت تاریخی را بررسی کنیم.
آیتالله طباطبایی اشکذری با اشاره به فلسفه بعثت در نگاه قرآن و نهجالبلاغه بیان میکند: بر اساس آموزههای وحیانی، بعثت و مبعوثشدن دارای دو مرحله اساسی است؛ مرحله اول مبعوث کردن از سوی خداوند است که همان فرستادن پیامبران و اولیای الهی برای هدایت بشریت به شمار میرود.
اما مرحله دوم که هدف نهایی این فرستادن است، بعثت مردم است. این مرحله دوم را میتوانیم به بعثت اجتماعی تعبیر کنیم؛ یعنی همان نقطهای که جامعه مبعوث میشود، به پا میخیزد و برانگیخته میشود تا در پی انتخاب الهی، نقشآفرینی تاریخی خود را آغاز کند. این بعثت اجتماعی در حقیقت تحقق عینی همان دستور قرآنی «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى» (سبأ/۴۶) و تجسم عملی شعار باید برخاست است.
ایشان با تبیین پیوند طولی میان این دو مرحله توضیح میدهد: مرحله اول که بعثت از سوی خداست، مقدمهای برای تحقق مرحله دوم یعنی برانگیختگی جامعه است.
این دو در عرض هم نیستند؛ بلکه خداوند رهبران الهی را مبعوث میکند تا زمینه قیام مردم فراهم شود. تعبیر صریح قرآن کریم این است که «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/۲۵)؛ یعنی انبیا آمدند تا خود مردم برای برپایی عدالت قیام کنند. در روایات معصومین نیز همین اصل جاری است؛ بعثت انبیا برای این است که عقلها و اندیشههای دفنشده در نهاد بشر آشکار شود. همانگونه که امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه اول نهجالبلاغه میفرماید: «لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ... وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ». پیامبران آمدند تا گنجهای پنهان درون عقل جامعه را برانگیزند و آنچه را بالقوه در وجود انسانهاست، به فعلیت برسانند. وظیفه فرستادگان الهی، فعالسازی همین داشتهها و گنجهای درونی جامعه در مسیر حرکت بهسوی تعالی است.
این استاد حوزه علمیه با تشریح ابعاد حضور اجتماعی جامعه مبعوثشده یادآور میشود: وقتی بعثت اجتماعی رخ میدهد و مردم در صحنه حاضر میشوند، این حضور دو هدف بزرگ و بنیادین را دنبال میکند؛ نخست، اظهار حق و اعتلای جبهه حق است. حضور مردم برای این است که کلمه حق در بالاترین نقطه قرار گیرد، فریاد توحید در سراسر گیتی طنینانداز شود و قدرت اسلام جلوهگر گردد تا در نهایت، تمدن نوین اسلامی شکلگرفته و توسعه یابد.
این حضور دینی، ارزشهایی، چون عدالت، قسط، اخلاق، برادری، مقاومت، تواصی بالحق و خدمت به محرومان را در جامعه ترویج میکند. هدف دوم از بعثت اجتماعی مردم، ابطال باطل است. امت بهپاخاسته با حضور خود، مهر باطل بر پیشانی دشمن میزند، افول قدرتهای مادی را اعلام میکند و رسوایی کفر و ظلم را به تماشا میگذارد تا فریاد برآورد استکبار ذلیل و حقیر است و هیچ غلطی نمیتواند بکند.
آیتالله طباطبایی اشکذری با دلی اندوهگین از شهادت جانسوز رهبر انقلاب خاطرنشان میکند: ما همچنان در مصیبت عظمای شهادت امام و رهبر شهیدمان به سر میبریم؛ دلهای ما رنجیده، چشمهایمان اشکبار و قلبهایمان حزین است و هنوز نتوانستهایم یک دل سیر در سوگ او اشک بریزیم. اما باید بدانیم این امام شهید از رهبرانی بود که در ایجاد بعثت اجتماعی مردم بینهایت موفق عمل کرد.
او یک نظریهپرداز برجسته در تبیین جایگاه مردم و چگونگی ارتباط با آنان بود. محبوبیت بینظیر ایشان در داخل و خارج از کشور، نشانه ارتباط صحیح با تودهها و جلباعتماد عمیق مردم و توجه دادن آنان به قدرت لایزال الهی بود.
او در طول دوران رهبری خود، مسیر حرکت بهسوی تمدن نوین اسلامی را هموار کرد؛ تمدنی که کاملاً مردمی است و با بخشنامه و دستور محقق نمیشود، بلکه نیازمند حضور آگاهانه مردم در میدان است.
مهدویت، اظهار میداد: تمدن نوین اسلامی مقدمه تمدن ظهور است. ظهور حضرت ولیعصر ارواحنافداه دو رکن دارد؛ علائم ظهور که به اراده الهی بستگی دارد و شرایط ظهور که فراهمکردن آن بر عهده مردم است. رهبر شهید ما امت را برای تأمین و فراهمکردن این شرایط برانگیخت. ایشان با الهام از امام راحل عظیمالشأن، شش راهبرد اساسی را برای تحقق این بعثت اجتماعی به کار بست؛ نخست ایجاد انگیزه و القای باور ما میتوانیم در میان جوانان بود.
دوم اعتماد عمیق به مردم و جوانان ایران و جهان، تا جایی که برای جوانان غیور اروپا و آمریکا نامه مینوشت و به جوانان جبهه مقاومت باورداشت. سوم تزریق امیدواری مستمر به آینده و چهارم دلنبستن به هیچ قدرتی غیر از خدا بود؛ او هرگز غربزده، شوقزده و دنیازده نبود و حل مسائل کشور را به لبخند کدخدا گره نزد.
این کارشناس دینی با ذکر خاطرهای ماندگار از رهبر شهید و مجاهد بزرگ، شهید سید محمدباقر حکیم، اضافه میکند: پنجمین ویژگی رهبر شهید، باور قلبی به حضور خداوند در تمامی امور و القای آیه شریفه «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ» (شعراء/۶۲) به جامعه بود.
زمانی که پس از سقوط صدام، آیتالله سید محمدباقر حکیم قصد بازگشت به عراق را داشت، خدمت رهبر شهید رسید. رهبر ما به ایشان فرمود اوضاع عراق سخت است و آمریکاییها تا جزئیترین بخشهای اداره جامعه نفوذ کردهاند، اما مراقب باشید از هیمنه آمریکا نترسید و مردم را تشویق کنید تا آنها را از کشور بیرون کنند.
شهید حکیم که خود از خاندانی با دهها شهید بود، با تعجب پرسید آمریکا اکنون همسایه دیواربهدیوار شما شده است، شما چطور از حضور آنها هراسی ندارید؟ پاسخ تاریخی رهبر شهید این بود که ما در کشورمان خدا را باور کردهایم.
جامعهای که خدا را باور کند، مانند جامعه موسوی از نیل سهمگین حوادث میگذرد، اما جامعه بیباور در برابر یک رود کوچک نیز زمینگیر میشود. چنین جامعهای از سد تحریمها، اسرائیل و هجمههای آمریکا باصلابت عبور میکند.
آیتالله طباطبایی اشکذری با تبیین ششمین و هفتمین راهبرد فکری رهبر شهید انقلاب یادآور میشود: ششمین اصل، باور به قدرتمندی جامعه ایرانی و ضرورت قویشدن ایران بود. هفتمین اصل بنیادین نیز القای این حقیقت بود که امام جامعه بدون همراهی مردم و مردم بدون هدایتهای امام به مقصد نمیرسند. ایشان به ما آموخت که این دو عنصر باید در کنار هم باشند؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ» (انفال/۶۲). امروز اگر میبینیم باگذشت روزها از این ضایعه سنگین، مردم میدان را رها نکردهاند، بهخاطر درک همین حقیقت است. در طول تاریخ، هر جا امت از امام خود جدا شد، جامعه اسلامی متحمل خسارتهای جبرانناپذیر گشت. حفظ این پیوند همیشگی، بزرگترین ارث فکری است که از رهبر شهید برای ما بهیادگارمانده است.
ایشان در خصوص بُعد فرامرزی این تفکر تأکید میکند: هشتمین راهبرد برجسته ایشان این بود که مرزهای انقلاب اسلامی و تفکر تمدنساز آن را محدود به جغرافیای ایران نکرد. ایشان سفره ایستادگی، عزت و استقلال بدون اتکا به آمریکا را در سراسر جهان پهن کرد؛ بهطوری که امروزه طنین این اندیشه به آمریکای لاتین و حتی ایالتهای خود آمریکا رسیده است. شکلگیری و استحکام محور مقاومت، در واقع توسعهدادن به دیوارهای عزت و امنیت ایران اسلامی بود.
ایشان با اشاره به وظایف امت در ایام تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر رهبر شهید در حرم رضوی اضافه میکند: اکنون در روزهای وداع با این شخصیت عظیم، وظایفی تاریخی بر عهده داریم.
همانگونه که خود ایشان در رثای شهید سید حسن نصرالله فرمود، عزاداری ما از جنس عزای سیدالشهدا (ع) است؛ عزایی که حرکتآفرین، بنبستشکن و تحولآفرین است. ما پیکر پاک ایشان را بهعنوان امانت در جوار مضجع شریف امام رضا (ع) به خاک میسپاریم، اما با آرمانهای او بیعتی دوباره میکنیم. اولین وظیفه ما حضور پرحجم و معنیدار در مراسم وداع است. دومین وظیفه، قدرشناسی از سه دهه رهبری حکیمانهای است که جز به عزت امت اسلامی نیندیشید. سوم، نمایش مجدد پایبندی به خط امام با تجمعات حماسی و چهارم، نشاندادن این حقیقت است که سوگواری ما از جنس بعثت، حرکت و بیعت است، نه ناامیدی و انفعال.
آیتالله طباطبایی اشکذری در پایان با تأیید مسیر آینده انقلاب تحت هدایتهای رهبری جدید تصریح میکند: پنجمین وظیفه ما، پیمان وفاداری برای ادامه این راه روشن است. ششمین مأموریت، درک این نکته اساسی است که تداوم راه رهبر شهید، تنها و تنها با پیروی محض از ولایت و جانشین صالح ایشان محقق میشود.
ما با پذیرش ولایت جانشین ایشان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، مسیر انقلاب را باقوت ادامه خواهیم دادو بیعت با ایشان را بهعنوان بیعت با امام سوم انقلاب اسلامی رقم خواهیم زد.
در نهایت، هفتمین و مهمترین وظیفه ما، امانتداری از میراث بزرگ رهبر شهید است. امانت ایشان چیزی جز یک جمهوری اسلامی قوی، مقتدر، ایستاده پای ارزشهای دینی، ترویجدهنده معروف، احیاگر جهاد و ایثار و خادم دلسوز مردم نیست. در این روزهای تاریخی، باید همپیمان شویم تا این امانت الهی را با تمام توان حفظ کنیم.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز