حجتالاسلام والمسلمین مسعود میریان، رئیس مرکز امور قرآنی آستان قدس رضوی، همزمان با ایام تشییع رهبر شهید، در یادداشتی با نگاهی تحلیلی، جلوههای سیره قرآنی این شخصیت را واکاوی کرده و نشان داده است که چگونه میتوان قرآن را از متن تلاوت به متن زندگی، تصمیمسازی و هدایت جامعه رساند. مشروح این یادداشت را، در ادامه میخوانید:
در تاریخ امت اسلامی، همواره آنان که بار هدایت را بر دوش گرفتهاند، از چشمه زلال وحی سیراب بودهاند؛ زیرا رهبری در منطق قرآن، نه صرفاً اداره یک جمع، بلکه اقامه حق، پاسداری از عدالت، برافراشتن پرچم امید و نگهداشتن جامعه در مدار نور است. از همین منظر، بازخوانی سیره رهبر شهید(رحمت الله علیه) در پرتو قرآن کریم، تنها ادای احترام به یک شخصیت بزرگ نیست، بلکه تماشای یک «زیست قرآنی» است؛ زیستی که در آن آیات الهی نه بر زبان، بلکه در جان، اندیشه، تصمیم و رفتار جاری بود.
رهبر شهید(رحمت الله علیه) از جمله چهرههایی بود که قرآن در وجود او از مرتبه تلاوت و انس عبور کرده و به مرتبه «میزان» و «معیار» رسیده بود. بدین معنا که آیه برای او زینت سخن نبود، بلکه پشتوانه سخن؛ نه آرایه بیان، بلکه مبنای تحلیل؛ نه تبرک کلام، بلکه جهتدهنده حرکت. آنچه در سخنرانیها، پیامها و مواضع او دیده میشد، نشان میداد که قرآن در منظومه فکریاش، کتابی برای لحظههای تشریفات نیست، بلکه چراغی برای روزهای بحران و قطبنمایی برای لحظههای تصمیم است.
در سیره این رهبر شهید(رحمت الله علیه)، قرآن نه متنی بیرون از زندگی، بلکه حقیقتی جاری در متن زندگی بود. او با قرآن میاندیشید، با قرآن میسنجید، با قرآن امید میداد و با قرآن راه میگشود. چنین نسبتی با وحی، تنها از انس لفظی برنمیخیزد، بلکه حاصل پیوندی عمیق میان معرفت، ایمان و عمل است.
این کتاب، راه را به استوارترین مسیرها میگشاید و در سیره رهبر شهید(رحمت الله علیه)، همین هدایتِ اقوم بهروشنی دیده میشد؛ در تشخیص اولویتها، صبوری بر سختیها، وفاداری به آرمانها و ایستادگی بر حق، بیآنکه لغزشی به وادی تردید یا مصلحتزدگی راه یابد.
یکی از برجستهترین جلوههای قرآن در اندیشه و رفتار او، صبر بود؛ صبری که نه انفعال است و نه تحملی بیجان، بلکه استقامتی روشن در مسیر حق. قرآن مؤمنان را بارها به این حقیقت فرامیخواند که: «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»
در بیان و سلوک رهبر شهید(رحمت الله علیه)، صبر به معنای درنگی عاقلانه در میانه طوفان بود؛ پایداریای که از ایمان میجوشد و از یقین نیرو میگیرد. او به جامعه میآموخت که روزهای دشوار، اگر با صبر قرآنی همراه شوند، نه میدان شکست، بلکه عرصه بلوغ و استواری خواهند بود.
در کنار صبر، امید نیز از ستونهای محوری در افق فکری او بود. قرآن، امید را از جنس خیالپردازی نمیداند؛ امید در منطق وحی، ثمره ایمان به سنتهای الهی و باور به وعده قطعی خداوند است. از همینرو، رهبر شهید(رحمت الله علیه) در دشوارترین شرایط، با الهام از قرآن به جامعه یادآور میشد که آینده از آنِ حق است و تاریخ، سرانجام به سود مؤمنانی رقم خواهد خورد که از مسیر نور بازنمیگردند.
این امید، امیدی عاطفی و زودگذر نبود، بلکه امیدی تمدنساز بود؛ امیدی که ملتی را از فرسودگی نجات میدهد، از یأس میرهاند و به حرکت وامیدارد. در کلام و رفتار او، امید نه در تعارفات سیاسی، بلکه در اعتماد به وعده الهی تجلی مییافت.
در نگاه قرآنی، جهاد تنها میدان نبرد بیرونی نیست، بلکه تلاشی مقدس برای حفظ حقیقت، کرامت، استقلال و هویت است. رهبر شهید(رحمت الله علیه) این معنا را به خوبی دریافته بود و از همین رو، جهاد را در گسترهای وسیع میفهمید؛ جهاد با دشمن بیرونی، جهاد با غفلت، جهاد با تفرقه، جهاد با تحقیر خویشتن و جهاد برای ساختن آیندهای الهی.
در کنار جهاد، وحدت جایگاهی بنیادین داشت. قرآن، جامعه مؤمن را به اعتصام به حبلالله و پرهیز از اختلاف فرامیخواند. او نیز بهخوبی میدانست که امت بیوحدت، همچون پیکری گسسته، در برابر طوفانهای زمانه تاب نمیآورد. از اینرو، وحدت در نگاه او نه تاکتیکی مقطعی، بلکه ضرورتی قرآنی و راهبردی بود.
از دیگر ویژگیهای برجسته سیره او، توکل بود؛ توکلی که در منطق قرآن، نه جایگزین برنامهریزی،بلکه روح آن است. توکل یعنی اعتماد به خدا، در کنار بهکارگیری همه ظرفیتها. رهبر شهید(رحمت الله علیه) در تصمیمگیریها، همین توازن ظریف را حفظ میکرد؛ شجاعت در اقدام، آرامش در نتیجه و اعتماد به نصرت الهی در دل میدان.
این همان معنای بلند مدیریت قرآنی است؛ مدیریتی که از هیجان و احساس فراتر میرود و به ساحل یقین میرسد؛ مدیریتی که از متن وحی الهام میگیرد و با حسابگری مؤمنانه، جامعه را در مسیر عزت هدایت میکند.
اگر بخواهیم از «رهبری قرآنی» سخن بگوییم، باید آن را در چند مؤلفه بنیادین خلاصه کنیم: حقمحوری، عدالت، بصیرت، صبر، توکل، رحمت، شجاعت و امید.
رهبر شهید(رحمت الله علیه)، این ویژگیها را بهصورت پراکنده نداشت، بلکه در شخصیت و سلوک او به منظومهای منسجم بدل شده بود. از اینرو، قرآن در زندگی او تنها «خوانده» نمیشد، بلکه «زیسته» میشد و شاید راز اثرگذاری کلام و رفتار او نیز در همین بود؛ سخن او از دل آیه برمیآمد و عمل او به سوی آیه بازمیگشت.
امروز بیش از هر زمان، مسئولان و آحاد جامعه به این درس نیاز دارند که قرآن را نه در حاشیه، بلکه در متن تصمیم و تدبیر بنشانند. در روزگار فتنهها و آزمونهای بزرگ، قرآن به ما میآموزد چگونه بایستیم، چگونه امید را حفظ کنیم، چگونه اختلاف را به وحدت بدل سازیم و چگونه از لغزش به ورطه شتابزدگی و فرسودگی پرهیز کنیم.
رهبر شهید(رحمت الله علیه)، با پیوند عمیق خود با قرآن، نمونهای درخشان از این حقیقت بود که رهبری مؤمنانه، بدون اتصال دائم به وحی، از معنا تهی میشود. او نشان داد که قرآن، نه فقط کتاب عبادت، بلکه کتاب مدیریت، تمدن، مقاومت و آیندهسازی است.
اگر بخواهیم سیره رهبر شهید(رحمت الله علیه) را در یک جمله توصیف کنیم، شاید دقیقترین تعبیر آن باشد که: او با قرآن میاندیشید و با قرآن راه میرفت. قرآن در حیات او هم چراغ بود و هم نقشه، هم معیار بود و هم مأوا، هم زبان بود و هم معنا.
از اینرو، بازخوانی سیره او، در حقیقت بازخوانی نسبت یک انسان مؤمن با وحی الهی است؛ نسبتی که از تلاوت آغاز میشود و به هدایت میرسد، از ذکر عبور میکند و به سلوک میانجامد و از فرد فراتر میرود و به امت و تاریخ نور میبخشد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز