حجتالاسلاموالمسلمین دکتر محمدمهدی کمالی، عضو هیئتعلمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشتی با نگاهی به فرهنگ و اندیشه شیعه، تشییع رهبران الهی را فراتر از یک آیین سوگواری دانسته و آن را تجلی پیوند امت با آرمانها، نمایش اقتدار اجتماعی و آغاز مسئولیتی بزرگ برای ادامه راه شهیدان توصیف کرده است. مشروح این یادداشت را در ادامه میخوانید
دیروز، روزی بود که تاریخ در آن نفسها را حبس میکند و چشمها را به سمت آسمانی میدوزد که ستارهای دیگر از آن فروغ گرفت. دیروز، پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، در میان سیل خروشان امتی که عاشقانه دوستش میداشتند، بدرقه شد. اما این بدرقه، در ژرفای فرهنگ شیعه، هرگز پایان یک راه نبود؛ بلکه آغازی است بر مسئولیتی سنگین که بر دوش بازماندگان میماند.
در نگاه نخست، تشییعجنازه، آیینی برای بدرقه پیکر عزیزانی است که از میان ما رفتهاند. اما در فرهنگ غنی شیعه، این آیین گاهی معنایی بس عمیقتر و گستردهتر دارد. تشییع رهبران دینی و اجتماعی در سنت شیعی، تنها یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه رسانهای برای اعتراض به ظلم، استعمار و انحراف است؛ سنتی که از دفن شبانه امیرالمؤمنین علی (ع) تا تشییع امام خمینی(ره) و شهید سردار، قاسم سلیمانی، استمراریافته است.
این آیین، پیوندی ناگسستنی میان مردم و آرمانهایشان را به تصویر میکشد. در اندیشه سیاسی شیعه، امامت بدون حضور مردم معنا نمییابد و همین پیوند، عامل پویایی و ماندگاری این جریان در طول تاریخ بوده است. تشییع رهبر شهید انقلاب(رحمتالله علیه)، ادامه و ارتقای همین سنت تاریخی است؛ مراسمی که علاوه بر جنبههای عاطفی، تصویری از انسجام ملی، سرمایه اجتماعی و پیوند مردم با آرمانهای انقلاب اسلامی را به نمایش میگذارد.
این روزها، میلیونها انسان از اقصینقاط این سرزمین، خود را به خیابانهای تهران، قم، مشهد و حتی فراتر از مرزها، در عراق رساندهاند. شعار «باید برخاست» و نماد «مشت گرهکرده»، نهفقط نشانه عزاداری، بلکه اعلامیّهای رسا به جهانیان است: انقلاب اسلامی با شهادت رهبرش نهتنها فروکش نمیکند، بلکه باصلابتتر از پیش به مسیر خود ادامه میدهد.
این حماسه عظیم، که بیگمان به یکی از بزرگترین تشییعهای تاریخ بدل خواهد شد، پاسخی قاطع به دشمنان داخلی و خارجی است. دشمنانی که پنداشته بودند با این ضربت میتوانند اراده ملتی را که در مکتب عاشورا رشدیافته است، بشکنند. اما مردمی که از اسطوره سیاوش تا واقعه عاشورا، آیینهای سوگواری را حامل پیام اعتراض به ظلم میدانند، این بار نیز با بدرقهای میلیونی ثابت میکنند که مرگ سردمداران این راه، نه پایان که آغازی دوباره است.
شهادت، پایان راه نیست، بلکه آغاز مسئولیتی برای بازماندگان است.
رهبر شهید، عمری را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امت اسلامی سپری نمود. او با ایمانی راسخ، مجاهدتی خالصانه و بصیرتی الهی، پرچم استقلال ایران عزیز را برافراشته نگاه داشت. امروز، این پرچم بر زمین نمانده است. امروز، این پرچم بر دوش هر یک از ما، بر دوش آن میلیونها انسانی است که در سوگ او اشک میریزند و با حضور خود، عهد میبندند که راه او را ادامه دهند.
این مسئولیت، فقط در عرصه سیاست و اجتماع خلاصه نمیشود. این مسئولیت، در هر گوشه از زندگی فردی و اجتماعی ما جاری است. در پایبندی به ارزشهایی که او برای آنها جان داد؛ در مقاومت در برابر ظلم و استکبار، در تلاش برای ساختن جامعهای بر پایه عدالت و معنویت و در پاسداشت میراث گرانبهایی که از خود به یادگار نهاد.
هنگامی که پیکر مطهر آن امام مجاهد شهید بر دستان میلیونها انسان اوج میگیرد و در میان دریایی از اشک و آه، بدرقه میشود، نباید گمان کنیم که وداعی در کار است. این وداع، در حقیقت، تجدید میثاقی است با آرمانهایی که او برای آنها زیست و به شهادت رسید. «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ»؛ او از آن صادقانی بود که به عهد خود باخدا وفا کرد.
و ما، امت او، بازماندگانی هستیم که بر دوش ما مسئولیت سنگین ادامه این راه نهاده شده است. بدرقهای که فردا شکل میگیرد، حماسهای جاودان خواهد بود؛ حماسهای که تیری است بر چشم دشمنان و نویدی است بر دل دوستان. حماسهای که فریاد میزند: انقلاب اسلامی زنده است، زندهتر از همیشه.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز