دعوت میکنیم در این گفتوگوی صمیمی و خواندنی با حجتالاسلام والمسلمین عباس فرازینیا همراه شوید تا ابعاد شنیدنی زندگی امام غریب بقیع را با هم، مرور کنیم.
حجت الاسلام فرازی نیا با اشاره به جایگاه بیبدیل امام حسن مجتبی(ع) در کلام رسول خدا(ص) میگوید: طبق روایات متقن تاریخی، پس از تولد سبط اکبر، پیامبر رحمت للعالمین(ص) در توصیف ایشان فرمودند «اَللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ؛ خدایا من حسنم را دوست دارم، تو هم او را دوست بدار و هر کس که او را دوست میدارد نیز محبوب خود قرار ده.» این کلام نبوی نشاندهنده عظمت شخصیتی است که عمر شریف ۴۷ سالهاش به سه مقطع سرنوشتساز تقسیم میشود. هفت سال نخست این دوران در سایهسار حضور پیامبر(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س) سپری شد؛ دورانی که در آن، دوست و دشمن به احترام کلام رسول خدا(ص) که فرمود «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه»، حرمتی فراگیر برای این دو برادر قائل بودند.ایشان با تبیین مقطع دوم حیات امام مجتبی(ع) به عنوان بازوی توانمند پدر بزرگوارشان اضافه میکند: دوران ۳۰ ساله پس از رحلت پیامبر(ص)، دوران غربت و مظلومیت تشیع بود که امام حسن مجتبی(ع) در آن به عنوان نوجوانی رشید و مورد اعتماد اصحاب، در رکاب پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین(ع) نقشآفرینی کردند. با آغاز خلافت ظاهری امیرالمؤمنین(ع)،مجاهدتهای سیاسی، اجتماعی و نظامی امام مجتبی(ع) به اوج خود رسید. ایشان همزمان نماینده تامالاختیار حضرت در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و فرماندهی نظامی در میدانهای نبرد بودند. نقش بیبدیل ایشان در بسیج نیروهای کوفه در جریان جنگ جمل و حضور شجاعانه و شمشیر به دستشان در جنگ صفین، برگهای زرینی از تاریخ حیات آن حضرت است که کمتر به گوش جامعه امروز رسیده است.
حجت الاسلام فرازینیا با تشریح حماسهآفرینیهای نظامی و تبلیغی امام در دوران خلافت علوی یادآور میشود: شجاعت امام مجتبی(ع) در صفین به حدی بود که امیرالمؤمنین(ع) از شدت دلواپسی برای حفظ جان ایشان فرمودند حسن را از معرکه کارزار بازگردانید، چرا که من از زهر چشم دشمنان حرامخوار نگرانم؛ لقمه حرامی که چشمها را زهرآگین میکند و اثر منفی بر جسم میگذارد. حضرت حتی فرمودند، پارچهای سفید بر صورت ببند تا تو را نشناسند،چرا که تو یادگار حیدر کراری. اما هنر بزرگ امام مجتبی(ع) تنها در میدان جنگ نبود؛ ایشان به همراه جناب عمار یاسر،آن صحابی آبرومند و فرزند اولین شهدای اسلام، جریان جهاد تبیین را در کوفه و بصره راه انداختند و غبار فتنه جنگ جمل را محترمانه و با روشنگری جمع کردند. این تلفیق حماسه شمشیر و قدرت تبیین، بار سنگینی را از دوش حکومت نوپای علوی برداشت.
این کارشناس دینی با ورود به مقطع سوم زندگی امام و دوران ۱۰ ساله امامت ایشان در مدینه میافزاید: پس از شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین(ع) و اجرای حکم قصاص ابنملجم ملعون، امام مجتبی(ع) خطبه عید فطر را در کوفه اقامه کرده و سپس راهی مدینه منوره شدند. تاریخ این دوران ۱۰ ساله امامت را شفافتر برای ما به ارث گذاشته است. یکی از شگفتانگیزترین جلوههای عبادی حضرت در این دوران، تشرف ۲۵ مرتبه پیاده به مکه مکرمه است. فاصله مدینه تا مکه حدود ۴۸۰ کیلومتر است که پیادهروی آن در شرایط آن روز حداقل دو هفته زمان میبرد. امام از این فرصت رفت و برگشت یکماهه، برای تفسیر قرآن، تبیین سنت و سیره پیامبر(ص) و شریعت اسلام ناب استفاده میکردند. ایشان هنگام ورود به حرم، پا برهنه میشدند و کفشها را زیر بغل میگرفتند و در نهایت خضوع طواف میکردند؛ به گونهای که در نماز طواف، رنگ از چهره نازنینشان میپرید و زرد میشد. ایشان در بازگشت نیز پیاده به مدینه میآمدند و میفرمودند این سختی مسیر را به ادب و احترام جدم رسولالله(ص) به جان میخرم تا پیوند توحید و نبوت را در عمل نشان دهند.
این استاد حوزه با اشاره به القاب برجسته امام مجتبی(ع) و سیره حمایتگرانه ایشان از نیازمندان تصریح میکند: توجه خاص امام به بندگان خدا، آن حضرت را به کریم اهلبیت(ع) شهره ساخت. طبق اسناد تاریخی، حضرت پنج مرتبه تمام دارایی خود و سه مرتبه نصف سرمایهشان را میان فقرا و محرومان تقسیم کردند و خود دوباره کار را از صفر آغاز نمودند. ایشان شخصاً زراعت می کردند، چاه احیا میکردند، درخت میکاشتند و سپس آنها را وقف فقرا، محرومان و زائران پیامبر(ص) میکردند؛ موقوفاتی که با عنوان «بساتین الحسن» (باغهای امام حسن) هنوز هم در مدینه موجود است و از محل آنها در ماههای مبارک رجب، شعبان و رمضان به روزهداران افطاری داده میشود. در این مسیر، برادران رشیدشان امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) نیز همواره در کنار ایشان به گرهگشایی از کار مردم، میپرداختند.
ایشان با تبیین سیره اخلاقی امام در مواجهه با مخالفان و فریبخوردگان توضیح میدهد: امام حسن مجتبی(ع) رسمی را پایهگذاری کردند که بعدها امام باقر(ع) درباره آن فرمودند خداوند این کار را دوست دارد: «ان الله یحب اطعام الطعام». ایشان مهمانسرایی بزرگ در مدینه دایر کردند که پناهگاه مسافران، رهگذران و زائران بود. روزی مردی از شام که تحت تأثیر تبلیغات مسموم اموی علیه اهلبیت(ع) بود، به مدینه آمد و با دیدن امام، جسارت و توهین بزرگی به ساحت ایشان روا داشت. امام با مهربانی و با تشخیص لهجهاش فرمودند: «به نظر میرسد مسافر شامی هستی و خستهای؛ آیا غذا خوردهای؟» مرد شامی شگفتزده شد که در پاسخ به توهینش، دعوت به سفره میشود. امام فرمودند من از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که مهمان را تکریم کنید، ولو اینکه کافر باشد. این سیره کریمانه، دشمن کینهتوز را به محبی وفادار تبدیل کرد و به ما یاد داد که اگر رفتارهای روزمره خود را با این امام همام همسنخ کنیم، مشمول قاعده لطف و عنایت ویژه آن حضرت خواهیم شد.
استاد دروس عالی حوزه علمیه با گریزی به فرجام سرخ دومین اختر تابناک امامت و پیوند اندیشه ایشان با نگاه رهبر شهید انقلاب تبیین میکند: شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی(ع) با زهر جفای جعده، پایان کارنامه درخشان حیات ایشان نبود، بلکه آغاز افشای ابدی چهره نفاق اموی شد. همانگونه که رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، در تحلیل عمیق از این واقعه تاریخی، صلح امام را «نرمش قهرمانانه» خواندند، این تصمیم شجاعانه نه از سر سازش، که جهادی عظیم برای حفظ بقای تشیع و زمینهساز اصلی حماسه عاشورا بود؛ مسیری نورانی از ایثار و شهادت که تا به امروز در رگهای پیروان راستین ولایت جریان دارد و خون پاک مجاهدان حریم حق، امتداد همان مظلومیت و صلابت حسنی است.
حجتالاسلام فرازی نیا در پایان، با اشاره به پیوند عاطفی زائران بارگاه مطهر رضوی با غربت بقیع در روز هفتم صفر خاطرنشان میسازد: امروز زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت رضا(ع)، نایبالزیاره امامی هستند که حتی در خانه خود نیز غریب بود و مزار مطهرش در بقیع، دل هر آزادهای را به درد میآورد. این پیوند معنوی میان مشهدالرضا(ع) و مدینةالنبی، به ما یادآوری میکند که عزت امروز مکتب اهلبیت(ع) در ایران اسلامی، ثمره همان صبوری حسنی و مجاهدتهای بیوقفهای است که پرچم آن هرگز بر زمین نخواهد افتاد و همواره مایه امید و پناه دلهای شکسته، خواهد بود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز