به گزارش آستاننیوز، بیستودومین پیشنشست ششمین کنگره جهانی حضرت رضا(ع) با موضوع «حقوق و کرامت انسانی در تعالیم تمدنی اهلبیت(ع) با تأکید بر آموزههای امام رضا(ع)» و عنوان «جنگ شناختی در کلام و سیره امام رضا(ع)»، به همت دبیرخانه کنگره جهانی حضرت رضا(ع) و با همکاری مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.
در این نشست، حجتالاسلام علیرضا قائمینیا، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به اینکه اصطلاح جنگ شناختی بیشتر در دوره معاصر مورد توجه قرار گرفته است، اظهار کرد: پیشینه این نوع مواجهه به قدمت حیات بشر بازمیگردد و در دورههای مختلف تاریخی، تلاشهایی برای تأثیرگذاری بر ذهن، ادراک، باور و تصمیمگیری انسانها صورت گرفته است.
وی افزود: در جنگ شناختی، میدان اصلی نبرد ذهن انسانهاست و اطلاعات، معنا و چارچوبهای تفسیری، مهمترین ابزارهای اثرگذاری بر مخاطب هستند. به بیان دیگر، این جنگ تلاشی سازمانیافته برای تغییر نظام ادراکی و تفسیری طرف مقابل است.
این پژوهشگر حوزه علوم شناختی ادامه داد: ظهور علوم شناختی، روانشناسی، زبانشناسی و فناوریهای جدید، جنگ شناختی را در دوران معاصر نظاممندتر کرده است اما نمونههای آن را میتوان در عصر پیامبر اکرم(ص)، دوران امامت و بهویژه دوره امام رضا(ع) نیز مشاهده کرد.
قائمینیا با اشاره به شرایط سیاسی و اجتماعی عصر مأمون گفت: پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع)، تنها یک اقدام سیاسی نبود، بلکه نوعی تدبیر شناختی برای کنترل امام(ع) و تأثیرگذاری بر افکار عمومی به شمار میرفت.
وی افزود: مأمون میکوشید چنین القا کند که میان امام رضا(ع) و دستگاه خلافت اختلافی وجود ندارد و اهلبیت(ع) نیز قدرت عباسی را پذیرفتهاند اما امام با شیوه پذیرش ولایتعهدی و خودداری از دخالت در امور اجرایی، این مهندسی ادراک را خنثی کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: امام رضا(ع) با رفتار و مواضع خود نشان داد که حضور در حاشیه قدرت، به معنای تأیید مشروعیت حکومت نیست و مسئولیت تصمیمها و عملکردهای دستگاه خلافت، متوجه شخص مأمون و ساختار عباسی است.
وی یکی از مهمترین راهبردهای امام رضا(ع) را تفکیک مرجعیت معرفتی از مرجعیت اجرایی دانست و گفت: آن حضرت نشان داد که برخورداری از قدرت سیاسی، لزوماً به معنای برخورداری از صلاحیت هدایت فکری و دینی جامعه نیست.
قائمینیا افزود: امام رضا(ع) از طریق مناظرات، پاسخ به پرسشها و تبیین آموزههایی همچون توحید و امامت، مرجعیت علمی و معرفتی اهلبیت(ع) را تثبیت و اقتدار فکری دستگاه عباسی را تضعیف کرد.
وی با بیان اینکه بسیاری از روایات امام رضا(ع) را نباید صرفاً در چارچوب مباحث اعتقادی تحلیل کرد، ادامه داد: این روایات در بستر سیاسی و اجتماعی عصر آن حضرت صادر شدهاند و افزون بر تبیین معارف دینی، روایت رسمی خلافت عباسی را نیز به چالش میکشیدند.
قائمینیا با اشاره به حدیث «مَن ماتَ و لَم یَعرِف إمامَ زمانِهِ ماتَ میتةً جاهلیةً» گفت: تأکید امام رضا(ع) بر این روایت، تنها بیان فضیلت شناخت امام نبود، بلکه نوعی بازتعریف مرجعیت در جامعه اسلامی محسوب میشد.
وی افزود: در اندیشه عباسی، مفهوم امام با خلیفه پیوند خورده بود، اما امام رضا(ع) امامت را از سطح قدرت سیاسی جدا کرد و به آن هویت الهی و ایمانی بخشید؛ بهگونهای که شناخت امام، شرط رهایی از جاهلیت معرفی شد، نه پذیرش حاکمی که قدرت اجرایی را در اختیار دارد.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: امام رضا(ع) همچنین با تأکید بر استمرار امامت، تلاش دستگاه عباسی برای ایجاد ابهام و بحران در آینده جامعه شیعی را خنثی کرد و نشان داد که جریان هدایت الهی، به قدرت سیاسی وابسته نیست.
قائمینیا در پایان تأکید کرد: مناظرات، روایات و مواضع امام رضا(ع) را میتوان در قالب راهبردی منسجم برای معماری ادراک جامعه، مقابله با روایتسازی عباسیان و حفظ حقیقت امامت تحلیل کرد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز