با این حال، غلبه نگاههای مناسکی و حاجتمحور، گاه این حقیقت را به حاشیه میراند و زیارت را از کارکرد تربیتی و تمدنساز خود دور میکند. حانیه سالم، کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی، استاد حوزه و پژوهشگر همکار با دبیرخانه خدمت علمی آستان قدس رضوی، در این یادداشت با تبیین مفهوم «زیارت متعالی»، از ضرورت پیوند دادن تجربه زیارت با معرفت، مسئولیت اجتماعی و سلوک رضوی سخن میگوید و مخاطب را به تأملی دوباره در فلسفه زیارت فرامیخواند. متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
هوا که عوض میشود و عطر اسپند در ایوان طلا میپیچد، انگار زمان برای لحظهای از حرکت بازمیایستد. همان لحظه نخست که چشم در چشم گنبد میدوزی، نوعی هبوط معکوس رخ میدهد؛ گویی از شلوغی جهان بیرون، به مرکز ثقل وجودت پرتاب شدهای. اما پرسش اینجاست که آیا این حال خوش، همان غایت زیارت است؟ آیا ما تنها برای چشیدن خلسهای گذرا به این حریم میآییم یا زیارت، آغازی برای دوباره شدن انسان است؟
امروز، فرهنگ زیارت در مواجهه با چالشهای جهان مدرن، با آسیبی جدی روبهروست. گاه زیارت در دام تجربهای توریستی و صرفاً مذهبی گرفتار میشود؛ رویکردی که در آن، زائر به حرم میآید، دلش میلرزد، حاجتی میطلبد و بازمیگردد، بیآنکه در نظام فکری، نگرش یا شیوه زیست او تغییری پدید آمده باشد. در چنین نگاهی، زیارت به گریزی موقت از واقعیت تبدیل میشود، نه تجربهای متعالی و تحولآفرین.
از همین رو، بیش از هر زمان دیگری به تدوین «مرامنامه زیارت» نیازمندیم؛ مرامنامهای که نقشه راه عبور از زیارتِ حاجتمحور به زیارتِ معرفتمحور باشد. این مرامنامه باید به ما بیاموزد چگونه خلقوخوی رضوی، که بر پایه عقلانیت، مدارا و کرامت انسانی شکل گرفته است، از حریم قدسی حرم به متن زندگی اجتماعی منتقل شود.
زیارت امام رضا (ع) نباید در دیوارهای حرم محصور بماند. ما در جوار امامی حضور مییابیم که عالم آل حضرت رسول (ص) است؛ ازاینرو، ادعای زیارت، بدون پیوند دادن آموزههای آن حضرت با ساختار زندگی، نوعی تناقض خواهد بود. چگونه میتوان مدعی زیارت بود، اما در تعاملات اجتماعی، در کسبوکار و در مواجهه با دیگران، همچنان گرفتار لجاجت، تنگنظری و رفتارهای غیرعقلانی ماند؟
زیارت متعالی آن است که پس از خروج از حرم، نگاه ما به انسانها و جامعه، به نگاه امام نزدیکتر شده باشد. اگر زیارت، ما را در برخورد با دیگران متینتر، بصیرتر و مهربانتر نکند، هنوز به حقیقت آن دست نیافتهایم. حقیقت این است که حرم، پناهگاهی برای گریز از واقعیتهای تلخ زندگی نیست؛ بلکه مکانی برای جراحی روح است. زائر، در آستانه امام، زنگار کینه، خودخواهی و ناامیدی را در حوض رحمت میشوید تا دوباره ساخته شود.
زیارت، در حقیقت، تمرینی برای تمدنسازی است؛ جایی که معیار زائر بودن، نه تعداد دفعات تشرف، بلکه میزان تحولی است که پس از بازگشت، در رفتار و نسبت او با جهان پیرامون آشکار میشود.
این تحول، ریشه در معرفت دارد. زیارت متعالی با «اذن دخول» آغاز میشود. هنگامی که در آستانه حرم میایستیم و عرضه میداریم: «اَللَّهُمَّ اِنّی وَقَفْتُ عَلی بابٍ مِنْ اَبْوابِ بُیوتِ نَبِیِّکَ»، در حقیقت در برابر حقیقتی ایستادهایم که ورود به آن، جز با اذن الهی ممکن نیست. ایمان به اینکه «امام مرا میبیند، سخنم را میشنود و سلامم را پاسخ میدهد»، مقدمهای برای درک توحید است. چنانکه در کلام معصومان (ع) آمده است: «مَنْ عَرَفَکُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ». بدون این معرفت، زیارت به عادتی تکرارشونده و نگاهی صرف به ظاهر بنا تقلیل مییابد و زائر، امام را نه الگوی حیات، بلکه تنها تکیهگاهی برای گرهگشاییهای مادی میبیند.
زیارت، زمانی به کمال میرسد که زبان و دل، در هماهنگی کامل باشند. خواندن زیارتنامه، زمینهساز اتصال است؛ اما اگر دل با امام همراه نباشد، کلام روح خود را از دست میدهد. زیارت حقیقی، آن لحظهای است که زائر از هیاهوی جمعیت عبور میکند و در سکوت باطنی، با امام حی نجوا میگوید. در این مقام، کلام زائر پیش از هر چیز بر جان خود او اثر میگذارد و مسیر شکوفایی معنویاش را هموار میکند.
با این همه، زیارت متعالی هرگز در خلوت فردی و انزوای زائر متوقف نمیشود. حرم، مظهر تجلی امت واحده است؛ آنجا که زائر برای رسیدن به ضریح، از حق خود میگذرد یا هنگام دعا، دیگری را بر خویش مقدم میدارد، در حقیقت اخلاق رضوی را در مقیاس اجتماعی تمرین میکند. در این فضای قدسی، مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی در پرتو نور رضوی رنگ میبازند و زائر درمییابد که خدمت به خلق، در حقیقت تکریم صاحب این خانه است.
ما امام رضا (ع) را واسطه فیض الهی میدانیم؛ بدین معنا که همه فیض از ذات اقدس الهی سرچشمه میگیرد و ائمه اطهار (ع)، مجاری و جلوههای این فیض در زمیناند. با چنین نگاهی، درخواست از امام از محدوده حاجتهای شخصی و مادی فراتر میرود و به طلب حقیقت، هدایت و بهرهمندی از فیض الهی گره میخورد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز