کد خبر : ۷۱۲۹۳۵
۲۱:۲۵

۱۴۰۵/۰۵/۲۹
پژوهشگر تاریخ اسلام از تدابیر امام عسکری(ع) برای حفظ نور امامت و آماده‌سازی شیعه برای دوران غیبت سخن می‌گوید

چگونه امام عسکری(ع) نور امامت را در حصار عباسی حفظ کرد؟

غاذذزژیقفف
در روزهایی که بوی غربت و مظلومیت یازدهمین اختر آسمان امامت در فضا پیچیده و دل‌های ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت را به درد آورده، نگاهی دقیق‌تر به زندگی کوتاه اما پرمعنای امام حسن عسکری(ع) می‌تواند ابعاد ناشناخته‌ای از تاریخ تشیع را روشن کند. امامی که در تنگنای شدیدترین فشارهای امنیتی دستگاه خلافت عباسی، نه‌تنها رشته پیوند میان امت و امامت را نگسست، بلکه با تدبیری بی‌نظیر،زمینه را برای بزرگ‌ترین رخداد تاریخ اسلام یعنی حفظ و معرفی آخرین حجت الهی، فراهم ساخت.

استاد محمدحسین رجبی دوانی، پژوهشگر برجسته تاریخ اسلام که سالها از عمر علمی خود را صرف تحقیق درباره سیره امامان معصوم (ع) کرده، در این گفت‌وگو پرده از زوایای کمتر دیده‌شده زندگانی امام عسکری(ع) برمی‌دارد؛ از چگونگی اداره شبکه وکالت در سخت‌ترین شرایط، تا ماجرای شگفت‌انگیز پنهان ماندن ولادت امام زمان(عج) از چشم دشمن و آماده‌سازی شیعیان برای دوران غیبت.

آنچه در پی می‌آید، روایتی مستند و خواندنی از سیره امام یازدهم است که هم عمق مظلومیت و هم اوج تدبیر آن بزرگوار را، آشکار می‌سازد.

از منظر تاریخ تشیع، پس از شهادت امام هادی(ع) و در دوران کوتاه امامت امام عسکری (ع)، جامعه شیعه با بحران‌های شدید امنیتی و حصر مطلق مواجه بود. امام عسکری (ع) چگونه توانستند انسجام و تاب‌آوری جامعه شیعه را در آن دوران بحرانی حفظ کنند تا جامعه دچار فروپاشی عقیدتی و سیاسی نشود؟

امام حسن عسکری(ع) بیش از۶ سال امامت نداشتند و تمام این مدت کوتاه نیز در محاصره کامل دستگاه امنیتی خلافت عباسی، سپری شد. بخشی از این شش سال را حضرت حتی در زندان و در قطع ارتباط کامل با بیرون گذراندند. اما نکته مهم آن است که شبکه وکالت گسترده‌ای که از سوی پدران بزرگوار آن حضرت، بنا نهاده شده بود، همچنان فعال و کارآمد باقی مانده بود. حضرت از طریق ارتباطات پنهانی، این شبکه را اداره می‌کردند و لازم نبود شیعیان مستقیماً به محضر امام مراجعه کنند. باید توجه داشت که جامعه شیعه در آن دوران، جمعیتی متمرکز و شناخته‌شده در یک شهر یا محله نبود؛ بلکه شیعیان به‌صورت پراکنده و در قالب اقلیتی در میان اکثریت جامعه زندگی می‌کردند. از این رو، مسئله اصلی نه حفظ انسجام یک جامعه متمرکز، بلکه استحکام‌بخشی به باورها و اعتقادات شیعه بود؛ امری که ریشه در تلاش‌های گسترده امامان پیشین، به‌ویژه ازعصر امام صادق(ع) داشت و به مرور، به بلوغ رسیده بود.

انعکاس این باورهای عمیق را می‌توان در تعالیم پدر بزرگوار امام عسکری(ع)، یعنی امام هادی(ع)، به‌روشنی مشاهده کرد. آنجا که امام هادی(ع) در زیارت غدیریه، ولایت امیرالمؤمنین(ع) را با تعابیری عظیم وصف می‌کنند، نشان‌دهنده آن است که شیعه به آن درجه از استحکام اعتقادی رسیده بود که جایگاه امامت و ولایت را به‌عنوان رمز سعادت دنیا و آخرت به‌خوبی دریافته بود. چنین تعابیر بلندی را امام صادق(ع)، با آن همه احادیث ارزشمندی که از وجود مقدسشان صادر شده، به دلیل عدم آمادگی شیعیان آن روزگار مطرح نفرموده بودند؛ اما در زمان امام هادی(ع) این باورها نهادینه شده بود و لذا امام عسکری(ع) در این زمینه با مشکلی مواجه نبودند.

رهبر شهید انقلاب در بیانات تاریخی خود در سال ۱۳۸۲ به یک پارادوکس عجیب اشاره کردند؛ اینکه با وجود فضای کاملاً پلیسی عباسیان، دایره نفوذ شیعه در زمان سه امام آخر (ع) نسبت به دوران امام باقر و صادق (ع) نزدیک به ده‌برابر شد. تحلیل تاریخی شما از این پدیده چیست؟ امام حسن عسکری (ع) با چه سازوکار تشکیلاتی توانستند این شبکه عظیم را در شرایطی که خود در پادگان نظامی محصور بودند، هدایت کنند؟

ائمه(ع) بزرگواری همچون امام جواد، امام هادی و امام عسکری (ع) توانسته بودند نفوذ معنوی تشیع را گسترش دهند. این گسترش، حاصل همان کار تشکیلاتی وسیعی بود که از پیش بنا نهاده شده و به مرور توسعه یافته بود. از سوی دیگر، عملکرد ستمگرانه خلفای عباسی نیز خود به نفوذ کلام ائمه(ع) شدت بخشیده بود. جایگاه معنوی امامان نه‌تنها نزد شیعیان، بلکه نزد عموم مسلمانان به‌عنوان فرزندان پاک رسول خدا(ص) جا افتاده بود. زمانی که عوامل متوکل عباسی برای احضار امام هادی(ع) به سامرا، به مدینه رفتند، مردم این شهر با وجود آنکه اکثریت قریب‌به‌اتفاقشان اعتقادی به امامت آن حضرت نداشتند، وقتی دیدند مأموران حکومتی به خانه امام آمده‌اند، غوغایی به پا کردند و مدینه آماده انفجار شد؛ تا جایی که سرکرده مأموران اعزامی ناچار شد بیرون بیاید و سوگند بخورد که جز احترام،قصد دیگری ندارند.

در دوران پیش از این، هنگامی که هارون عباسی دستور بازداشت امام کاظم(ع) را صادر کرد و آن حضرت را از مدینه به سوی زندان بصره روانه ساختند، مدینه تکان نخورد و امام با مظلومیت تمام بازداشت و به زندان، منتقل شدند. این تفاوت معنادار نشان می‌دهد که مردم و جامعه اسلامی به مرور نسبت به مقام شامخ فرزندان پاک رسول خدا(ص) آگاه‌تر شده و به آنان روی آورده بودند. دقیقاً به همین دلیل است که امامان این عصر هم عمرهای کوتاهی دارند و هم در حصر شدید به سر می‌برند؛ چه در قالب احضار به دربار مانند امام رضا (ع)و امام جواد (ع)و چه در قالب اسکان اجباری در مناطق نظامی مانند امام هادی (ع)و امام عسکری (ع) در سامرا.

امروز که جبهه مقاومت درگیر جنگ اطلاعاتی و امنیتی پیچیده است، چه درس‌های عملی و راهبردی از شگردهای امنیتی امام عسکری(ع) (مانند ارتباطات پوششی و مکاتبات سری) می‌توان برای امروز استخراج کرد؟

امام عسکری(ع) به شدت آنچه را که ما حفاظت اطلاعاتی می‌نامیم رعایت می‌کردند؛ هم در ارتباط با فرزند عظیم‌الشأنشان که آخرین حجت خداوند بر زمین است و هم برای حفظ شبکه وکالتی که داشتند تا مبادا دستگاه طاغوت بتواند به این شبکه نفوذ کند و افراد آن را شناسایی نماید. نکته مهمی که این استاد تاریخ بر آن تأکید دارد این است که امام(ع) نه از طریق معجزه و علم غیب و امور خارق‌العاده، بلکه با همان اعمالی که از هر انسان هوشمند و دقیق‌نظر صادر می‌شود، این تدابیر را به کار می‌بست. چرا که اگر امام بخواهد از قدرت ماورایی بهره ببرد، دیگر نمی‌تواند برای پیروانش الگو باشد؛ زیرا پیروان از چنین قدرتی برخوردار نیستند. حاصل این تدبیر آن شد که دستگاه امنیتی خلافت عباسی حتی از ازدواج امام (ع) و ولادت امام عصر(عج)،باخبر نشد.

مأموران امنیتی خلافت زمانی از وجود فرزندامام عسکری(ع) آگاه شدند که دیگر کار از کار گذشته بود. معتمد عباسی، خلیفه جبار و جنایتکار، با خیال آسوده از اینکه امام ازدواج نکرده است، آن حضرت را در بیست‌وهشت سالگی به شهادت رساند. اما هنگام اقامه نماز بر پیکر مطهر امام عسکری(ع)، ناگهان طفلی حدود پنج ساله از خانه بیرون آمد، جلو رفت و عموی خود جعفر را که با دستگاه فاسد حکومت عباسی همکاری داشت کنار زد و فرمود من برای نماز خواندن بر پدرم سزاوارترم. آن کودک بر پیکر مقدس پدر نماز خواند و به خانه بازگشت. آن لحظه بود که دستگاه خلافت دریافت امام عسکری(ع) نه‌تنها ازدواج کرده، بلکه فرزندی نیز دارد؛ اما دیگر توان دستیابی به آخرین حجت خدا را، نداشتند.

در دوران انتقال از حضور فیزیکی امام به عصر غیبت، نقش توده‌های مردم و خواص در خنثی‌سازی توطئه‌های دستگاه خلافت چه بود و امام چگونه فهم سیاسی جامعه را برای پذیرش این دوران جدید بالا بردند؟

امام عسکری(ع) سه اقدام اساسی در این راستا انجام دادند. نخست آنکه بر مراجعه شیعیان به وکلای خود تأکید فرمودند؛ زیرا هم به سبب شرایط امنیتی و کنترل شدید ارتباطات حضرت، و هم به دلیل حبس ایشان در بخشی از دوران امامت، دسترسی مستقیم به امام ممکن نبود. وکلای حضرت عموماً شاگردان و اصحابی بودند که خود از دانش امام و امامان پیشین بهره‌مند شده بودند و می‌توانستند نیازهای شیعیان را در زمینه احکام الهی و مسائل گوناگون پاسخ دهند. دوم آنکه امام(ع) ولادت آخرین حجت خداوند را با رعایت شدیدترین تدابیر حفاظتی، به خواص اصحاب خود اطلاع دادند. حتی به برخی از وکلای خود در نقاط دوردست نیز این بشارت را رساندند که آخرین حجت خدا به دنیا آمده است. شماری از اصحاب ویژه که با رعایت دقیق مسائل امنیتی به خانه امام آمده بودند، چهره مبارک امام زمان(عج) را دیدند و بعدها ویژگی‌های سیمای مقدس آن حضرت را توصیف کردند. با این حال، امام عسکری(ع) به همین یاران خاص نیز تأکید فرموده بودند که آن وجود مقدس غیبتی خواهد داشت. سوم آنکه امام با تعیین نائب خاص برای امام زمان(عج)، زمینه را برای انتقال آرام به دوران غیبت، فراهم ساختند. عثمان بن سعید عَمری، از اصحاب مورد اعتماد خود امام عسکری(ع)، به‌عنوان نخستین نائب خاص معرفی شد. او به خود امام زمان(عج) دسترسی داشت و شیعیان می‌توانستند از طریق او مسائل خود را به امام برسانند. این تدبیر چنان کارآمد بود که دوره غیبت صغرا حدود شصت‌ونه سال طول کشید و در این مدت، چهار نائب خاص به نیابت از امام زمان(عج) با جامعه شیعه در ارتباط بودند و عدم دسترسی مستقیم به امام در این ۷۰ سال، مشکل‌ساز نشد.

در شرایط امروز جهان اسلام که دشمن به دنبال ایجاد تفرقه مذهبی است، چگونه می‌توان از نقاط مشترک تاریخی (مانند اعتراف ۱۲۷ دانشمند اهل سنت به ولادت فرزند امام عسکری و اعتراف مخالفان به فضیلت ایشان) برای تقویت وحدت اسلامی و تبیین حقیقت مهدویت استفاده کرد؟

مهدویت یک امر اختصاصی شیعه نیست. تمام فِرَق مسلمان، حتی خوارج، معتقد به ظهور حضرت مهدی(عج) در آخرالزمان هستند. همه بر این باورند که در آخرالزمان از نسل امام حسین(عج) فردی ظهور می‌کند و زمین را پس از آنکه از ظلم و جور آکنده شده، سرشار از عدل و داد خواهد ساخت. امروز با توجه به شرایط جهان و ظلم و جور فراوانی که آمریکا و رژیم صهیونیستی و سایر قدرت‌های فاسد بر مستضعفان جهان روا می‌دارند، می‌توان و باید باور به ظهور منجی را به‌عنوان موجی فراگیر در سراسر عالم اسلام و فراتر از مرزهای مذهبی مطرح ساخت. این باور مشترک، خود زمینه‌ای برای آمادگی مسلمانان در مقابله با قدرت‌های سلطه‌گر و مقدمه‌ای برای ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود. سیره امام حسن عسکری(ع) به ما می‌آموزد که حتی در سخت‌ترین شرایط و در تنگنای شدیدترین فشارها، می‌توان با تدبیر و هوشمندی، چراغ امید را روشن نگه داشت و راه را برای آینده‌ای روشن،هموار ساخت.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها