به گزارش آستاننیوز، نام این ویژهنامه از جایی آمده که پایان یک زندگی، به مجاورتی همیشگی رسید؛ «دارالذکر»، رواقی در حرم مطهر رضوی که پیکر حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدس الله نفسهالزکیه) پس از سالها دلدادگی، زیارت و انس با حضرت رضا (علیه السلام)، در آن آرام گرفت. حالا در چهلمین روز این تدفین، مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی ویژهنامهای منتشر کرده که از همین نقطه، به عقب بازمیگردد؛ به مشهد، به سالهای کودکی و طلبگی، به زیارتهای شبانه، به غبارروبیهای حرم و به اندیشهای که امام رضا (ع) را نه فقط صاحب یک زیارتگاه، که راهنمای زندگی و آینده میدید.
«دارالذکر» در بیش از یکصد صفحه، قرار نیست فقط از علاقه رهبر شهید (رحمت الله علیه) به امام رضا (علیه السلام) بگوید. آنچه در صفحات ویژهنامه شکل میگیرد، تصویری گستردهتر است؛ نسبت یک انسان با امامی که از پناه جان آغاز میشود، به شیوه زندگی میرسد و در نهایت، افقی برای آینده پیش روی او میگذارد.
از همین رو، سه فصل اصلی ویژهنامه نامهایی ساده، اما معنادار دارند: «امام جان»، «امام زندگی» و «امام آینده».
وقتی حرم فقط مقصد زیارت نبود
یکی از نخستین روایتهای ویژهنامه با عنوان «پناهی که راه شد» به همین معنا نزدیک میشود؛ اینکه حرم برای رهبر شهید (رحمت الله علیه)، محل کنار گذاشتن مسئولیت و فاصلهگرفتن از جهان نبود. او به این آستان پناه میآورد تا دوباره توان بازگشت به همان جهان را پیدا کند.
این پیوند، سابقهای به اندازه عمر او داشت. در مشهد بزرگ شد؛ شهری که زیارت برای بسیاری از خانوادههایش نه برنامهای سالانه، که بخشی از زیست روزمره بود. سالهای طلبگی، مبارزه، زندان، تبعید، انقلاب و سپس مسئولیتهای سنگین ملی نیز نتوانست این رشته را قطع کند.
ویژهنامه در بخش «آستان نور» این مسیر را از نخستین زیارتها تا واپسین مجاورت دنبال کرده است؛ از جلسات قرآنی و انقلابی در مسجد امام حسن مجتبی (ع) و مسجد کرامت تا حضورهای مکرر در حرم مطهر و سخنرانیهای نوروزی که سال نو را از کنار مضجع امام رضا (ع) با گفتوگو درباره مسائل اصلی کشور آغاز میکرد.
در این روایت، حرم برای رهبر شهید (رحمت الله علیه) از زندگی اجتماعی جدا نیست. از کنار ضریح میتوان درباره اقتصاد، عدالت، فرهنگ، پیشرفت و مقاومت سخن گفت؛ چون معنویت قرار نیست انسان را از میدان مسئولیت دور کند.
سلامی که حتی در غیاب ادامه داشت
بعضی صفحات «دارالذکر»، از میان سخنرانیها و تحلیلهای سیاسی عبور میکند و به خاطراتی بسیار کوچک میرسد؛ خاطراتی که شاید بهتر از بسیاری از توصیفها، جنس این رابطه را نشان میدهد.
در «قرار شب»، از زیارتهایی روایت شده که گاه تا نماز صبح ادامه پیدا میکرد. همراهان برای رفتن به حرم آماده میشدند، اما او پیش از آنها آماده بود. سالها بعد، وقتی یکی از خادمان قدیمی حرم از او پرسید چه کاری میتواند برایش انجام دهد، پاسخ، خواستهای شخصی یا تشریفاتی نبود: «هر وقت حرم بودی، از طرف من به حضرت سلامی عرض کن.»
سلامی که قرار بود حتی وقتی زائر در مشهد نیست، قطع نشود
در روایت دیگری با عنوان «دستمال نور»، ماجرای غبارروبی مرقد مطهر آمده است. رهبر شهید (رحمت الله علیه) پس از غبارروبی، دستمال متبرک را بر صورت میکشد و سپس برای برداشتن همان دستمال از تولیت وقت آستان قدس اجازه میخواهد.
جزئیات این خاطره، معنای «خادمی» را در ویژهنامه پررنگ میکند؛ آنجا که جایگاه سیاسی کنار میرود و در برابر امام، فقط یک زائر باقی میماند.
امام رضا (ع)؛ نه فقط امام لحظه زیارت.
اما «دارالذکر» در خاطره و عاطفه متوقف نمیشود. یکی از محورهای جدی ویژهنامه، بازخوانی نگاه رهبر شهید (رحمت الله علیه) به حقیقت امامت و معارف رضوی است. در این نگاه، محبت، زیارت، اشک و توسل اصیل و ضروریاند، اما قرار نیست رابطه با امام در همان لحظه سلام پایان یابد.
این پرسش در یکی از مطالب ویژهنامه صریح مطرح میشود: زیارت کجا تمام میشود؟
پاسخی که از مجموع صفحات میتوان دریافت این است: شاید درست وقتی که زائر از حرم بیرون میآید، بخش دشوار زیارت آغاز شود.
اگر امام رضا (ع) «رئوف» است، نشانه این زیارت باید در رفتار زائر با خانواده، همکار، همسایه و انسان متفاوت از خودش دیده شود. اگر از کرامت امام سخن میگوییم، نمیتوان بیرون از حرم حرمت مردم را نادیده گرفت. اگر در حرم برای رنج خود پناه میخواهیم، نسبت به رنج دیگران نیز مسئولتر میشویم.
«دارالذکر»، از همین منظر، تعبیر رهبر شهید (رحمت الله علیه) درباره معارف اهلبیت (علیهم السلام) را نیز بازخوانی میکند؛ «می ناب»ی که نباید در خُم بماند. معرفت دینی زمانی به مقصد میرسد که از کتاب و سخنرانی بیرون بیاید و برای مسئلههای واقعی انسان، از خانواده و اخلاق تا اجتماع و سیاست، حرفی برای گفتن داشته باشد.
از محبت امام (ع) تا فهم سیاست امام (ع)
در روایت «دارالذکر»، رابطه رهبر شهید (رحمت الله علیه) با امام رضا (علیه السلام) صرفاً عاطفی نیست. بخش قابل توجهی از ویژهنامه به خوانش سیاسی و اجتماعی ایشان از سیره رضوی اختصاص دارد.
ماجرای ولایتعهدی امام رضا (ع)، در این منظومه، فقط واقعهای تاریخی نیست. رهبر شهید (رحمت الله علیه) آن را نمونهای از مواجهه هوشمندانه امام با قدرت میدانست؛ جایی که مأمون میکوشد امام را در ساختار خلافت خود مهار کند، اما همان موقعیت به فرصتی برای آشکارشدن حقیقت امامت و شکست نقشه سیاسی خلیفه تبدیل میشود.
از همین روست که جملهای کوتاه از ایشان، یکی از کلیدهای فهم این ویژهنامه است: «زندگی او برای ما درس است.»
«دارالذکر» تلاش میکند این «درس» را از محدوده تاریخ بیرون بیاورد؛ از نحوه مواجهه با قدرت تا گفتوگو با پیروان ادیان، از کرامت انسانی تا مسئولیت اجتماعی و از معنویت فردی تا جامعهسازی.
«ایران، ایران امام رضاست»
فصل «امام آینده» دامنه این نسبت را از زندگی فردی فراتر میبرد و به ایران میرساند.
در مطلب «هجرتی که جغرافیای ایران را تغییر داد»، حضور امام رضا (ع) در خراسان بهعنوان رخدادی خوانده میشود که بدون تغییر مرزهای سیاسی، جغرافیای معنوی ایران را دگرگون کرد. مشهد به مرکزی بدل شد که میلیونها انسان از اقوام، زبانها و طبقات مختلف، نسبت خود را با یک حقیقت مشترک در آن پیدا میکنند.
ویژهنامه در همین بخش، تعبیر رهبر شهید (رحمت الله علیه) را یادآوری میکند: «ایران، ایران امام رضاست.»
در این نگاه، رضویبودن ایران فقط به تعداد زائران یا گستره ارادت مردم معنا نمیشود. ایران رضوی باید در عرصه عمل نیز نشانههایی داشته باشد؛ عقلانیت در گفتوگو، عزت در سیاست، رأفت و عدالت در جامعه و پیشرفتی که اخلاق و معنویت را پشت سر جا نگذارد.
به همین دلیل، «امام آینده» شاید یکی از مهمترین بخشهای «دارالذکر» باشد؛ چون سؤال را از «رهبر شهید (رحمت الله علیه) چگونه امام رضا (علیه السلام) را دوست داشت؟» به پرسشی دشوارتر میرساند: این شناخت از امام، چه تصویری از آینده ایران پیش روی او قرار داده بود؟
از زائر تا مجاور
با همه اینها، خط اصلی روایت دوباره به همان جایی برمیگردد که ویژهنامه نامش را از آن گرفته است.
یکی از تأثیرگذارترین مطالب بخش پایانی، «او در دارالذکر ماند...» است؛ روایتی از مردمی که پس از تشییع، مقابل مزار رهبر شهید (رحمت الله علیه) میایستند. نام «دارالذکر» پیش از این هم بر آن رواق بود، اما از آن روز، برای بسیاری از مردم معنایی دیگر پیدا کرد.
کسی که سالها از دور و نزدیک به امام رضا (ع) سلام گفته بود، دیگر برای زیارت به مشهد نمیآمد. این بار در خانه امام مانده بود.
«آخرین سلام» نیز همین لحظه را از زاویهای دیگر روایت میکند؛ سالها هر بار به مشهد آمده بود، از میان صحنها گذشته و در برابر حضرت ایستاده بود و دوباره به میدان مسئولیت بازگشته بود. اما آخرین بار، مردم او را به همان آستان آوردند تا دیگر بازگشتی در کار نباشد.
شاید همین رفت و برگشت میان «زیارت» و «مجاورت»، بهترین توضیح برای انتخاب نام ویژهنامه باشد.
«دارالذکر» روایت مردی است که پیوندش با امام رضا (ع) از یک علاقه شخصی فراتر رفت؛ امام را پناه جان خود یافت، سیره او را به متن اندیشه و زندگی آورد و آینده ایران را نیز بینسبت با این سرچشمه معنوی نمیدید.
اکنون، چهل روز پس از آنکه آخرین سفرش در همان آستان به پایان رسید، این ویژهنامه مسیر را از انتها دوباره مرور کرده است؛ از دارالذکر تا زیارتهای شبانه، از دستمال غبارروبی تا تحلیل ولایتعهدی، از مشهد کودکی تا ایران آینده. یک عمر آمدن به حرم، این بار به ماندن رسیده است.
گفتنی است، ویژهنامه «دارالذکر» به همت مؤسسه آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی منتشر شده و در قالب روایت، عکس، تصویرسازی، عکسنوشت و دیگر قالبهای رسانهای، نسبت حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای (قدس الله نفسهالزکیه) با امام رضا (ع) و فرهنگ رضوی را بازخوانی کرده است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز