حجتالاسلاموالمسلمین مهدی شریعتیتبار، عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در گفتوگو با آستاننیوز، ابعاد این نگاه و جایگاه مشورت، حقوق متقابل مردم و حکومت و ضرورت حفظ پیوند میان حاکمیت و جامعه را تبیین کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
تأکیدی که رهبر شهید (رحمت الله علیه) بر نقش مردم در شکلگیری تمدن اسلامی و برداشتن گامهای استوار در مسیر انقلاب اسلامی داشتند، صرفاً یک تعارف یا حتی یک استراتژی سیاسی نبود، بلکه ریشه در مبانی دینی و آموزههای اسلامی داشت.
وقتی به منابع دینی مراجعه میکنیم، میبینیم چه در قرآن کریم، چه در سخنان پیامبر اکرم (ص) و چه در نهجالبلاغه، بهویژه عهدنامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر، مسئله حضور مردم و نقش آنان در اداره جامعه با جدیت مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مشارکت مردم در حکمرانی اسلامی موضوعی حاشیهای یا تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از اصول و مبانی اسلامی است.
یکی از آیات بسیار مهم در این زمینه، آیه «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ» در سوره انفال است. قرآن کریم در این آیه، در کنار نصرت الهی، همراهی مؤمنان را از عوامل تأیید و موفقیت پیامبر اکرم (ص) معرفی میکند.
این تعبیر نشان میدهد که حضور و همراهی مردم در جامعه اسلامی مسئلهای بسیار اساسی است. خداوند میان مؤمنان الفت، محبت و صمیمیتی ایجاد کرد که صرف امکانات مادی قادر به ایجاد آن نبود. قرآن نیز تصریح میکند که حتی اگر همه امکانات و سرمایههای مادی روی زمین هزینه میشد، ایجاد چنین پیوندی میان دلها امکانپذیر نبود.
ایمان به خداوند زمینه این وحدت و الفت را فراهم کرد و همین همراهی مردم، پشتوانه حرکت جامعه اسلامی شد. بنابراین، مردم فقط مخاطب تصمیمهای حکومت یا دریافتکننده خدمات نیستند؛ آنان در پیشبرد اهداف جامعه اسلامی نقش دارند و حضورشان یکی از عوامل قدرت و موفقیت نظام است.
آیه ۱۵۹ سوره آلعمران از آیات کلیدی در این زمینه است. خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ»؛ یعنی به برکت رحمت الهی با مردم نرم و ملایم بودی و اگر خشن و سختدل بودی، مردم از اطراف تو پراکنده میشدند.
این آیه ابتدا اهمیت اخلاق، محبت، عطوفت و برخورد کریمانه با مردم را بیان میکند. پیامبر اکرم (ص) با آن جایگاه والای معنوی و اجتماعی، ارتباط خود با مردم را بر پایه رحمت و مدارا قرار داده بودند.
سپس قرآن میفرماید: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»؛ از آنان درگذر، برایشان طلب آمرزش کن و در امور با آنان مشورت داشته باش. بنابراین، مشورت با مردم در مسائل جامعه یک توصیه صرف اجتماعی نیست، بلکه دستور قرآن کریم است.
نخست اینکه مشورت، نوعی احترام عملی به رأی و نظر مردم است. وقتی مردم ببینند دیدگاه آنان شنیده میشود و در مسائل مهم جامعه مورد توجه قرار میگیرد، احساس مسئولیت و مشارکت بیشتری خواهند داشت.
اثر دوم این است که مردم در مسئولیتها و حتی سختیهای جامعه شریک میشوند. این مسئله بهویژه در شرایط دشوار و بحرانها اهمیت بیشتری پیدا میکند. جامعه زمانی میتواند مسائل سخت را پشت سر بگذارد که مردم خود را فقط ناظر اتفاقات ندانند، بلکه احساس کنند در حل مسئله سهم و مسئولیت دارند.
همین مسئله یکی از جنبههای مهم تربیتی و الگوساز سیره پیامبر اکرم (ص) است. ایشان با وجود مقام عصمت و برخورداری از جایگاهی بسیار والا در علم و معرفت، با مردم مشورت میکردند.
این رفتار یک پیام روشن برای دیگر حاکمان و مدیران دارد؛ وقتی پیامبر اکرم (ص) برای رأی و نظر مردم اهمیت قائل هستند، هیچ مسئولی نمیتواند خود را بینیاز از شنیدن دیدگاه جامعه بداند.
از این منظر، مشورت پیامبر (ص) تنها برای دستیابی به یک تصمیم نبود، بلکه نوعی فرهنگسازی در شیوه حکمرانی نیز محسوب میشد؛ فرهنگی مبتنی بر احترام، گفتوگو، مدارا و مسئولیتپذیری.
در نهجالبلاغه، بهویژه در عهدنامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر، بارها بر ضرورت توجه به مردم تأکید شده است. یکی از نکات مهم این است که حاکم نباید خود را از مردم جدا کند و میان خود و جامعه حجاب و فاصله ایجاد کند.
وقتی مسئولان ارتباط مستقیم خود را با جامعه از دست بدهند، زمینه ایجاد سوءتفاهم، انتقال اطلاعات ناقص و شکلگیری بیاعتمادی فراهم میشود. ارتباط نزدیک با مردم کمک میکند مسائل جامعه بهدرستی شناخته شود و مردم نیز بتوانند سخن و توضیح مسئولان را بدون واسطههای مخدوشکننده دریافت کنند.
اگر مسئلهای نیز در جامعه وجود دارد که میتواند موجب ابهام یا سوءتفاهم شود، باید با تبیین صحیح و شفافسازی برای مردم توضیح داده شود؛ البته این شفافیت باید با رعایت مصالح و ملاحظات ضروری همراه باشد. اصل ارتباط، گفتوگو و پاسخگویی به مردم، مورد تأکید جدی آموزههای دینی است.
در خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین (ع) مسئله حقوق متقابل مردم و حکومت را مطرح میکنند. یعنی رابطه مردم و حاکمیت یکطرفه نیست. همانگونه که مردم در برابر حکومت مسئولیتهایی دارند، حکومت نیز در قبال مردم دارای مسئولیت است و باید حقوق آنان را رعایت کند.
اگر حکومت واقعاً برای رأی، نظر و حقوق مردم اهمیت قائل باشد و مردم نیز خود را نسبت به نظام و جامعه مسئول بدانند، نتیجه این تعامل، افزایش استحکام و اقتدار جامعه خواهد بود.
در مقابل، هر اندازه میان مردم و حاکمیت فاصله شکل بگیرد، امکان بهرهبرداری دشمنان از این شکاف افزایش پیدا میکند. رعایت حقوق متقابل میتواند امید دشمنان برای ایجاد اختلاف و آسیبزدن به جامعه را به یأس تبدیل کند و زمینه ماندگاری و استحکام نظام را فراهم سازد.
مردمداری صرفاً یک توصیه اخلاقی یا رفتاری نیست، بلکه بخشی از ساختار حکمرانی اسلامی است.
از یک سو، قرآن بر همراهی مردم، نرمخویی با آنان و مشورت تأکید میکند و از سوی دیگر، نهجالبلاغه از ارتباط مستقیم حاکم با مردم، پرهیز از فاصلهگرفتن از جامعه و رعایت حقوق متقابل سخن میگوید.
بر همین اساس، توجه رهبر شهید (رحمت الله علیه) به مردم نیز نباید تنها از منظر یک راهبرد سیاسی تحلیل شود. این نگاه از یک مبنای عمیق دینی سرچشمه میگرفت که مردم را یکی از ارکان تحقق اهداف حکومت اسلامی میداند.
مردم در اندیشه اسلامی تنها موضوع حکمرانی نیستند، بلکه بخشی از فرآیند حکمرانیاند.
از قرآن کریم تا سیره پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، همواره بر احترام به مردم، مشورت با آنان، رعایت حقوق متقابل، حفظ ارتباط میان مردم و حاکمیت و ایجاد اعتماد تأکید شده است.
بنابراین، هر اندازه این پیوند عمیقتر باشد، جامعه از انسجام، اقتدار و توان بیشتری برای عبور از مشکلات برخوردار خواهد شد. همین مبانی دینی نیز چرایی تأکید جدی رهبر شهید بر مردم و نقش آنان در حکمرانی اسلامی را روشن میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز