کد خبر : ۷۱۳۷۱۸
۱۹:۱۹

۱۴۰۵/۰۶/۲۴

از محفل دیرپای شعر در حرم تا نسل تازه

از محفل دیرپای شعر در حرم تا نسل تازه
داستان‌نویسان؛ نگاهی به جریان‌سازی ادبی مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی در سال ۱۴۰۵

کلمه در جوار آفتاب ادامه دارد

۲۷ شهریور، سال روز درگذشت استادسیدمحمدحسین شهریار، در تقویم رسمی کشور «روز شعر و ادب فارسی» نام گرفته است؛ مناسبتی که معمولاً فرصتی برای بازخوانی میراث بزرگ زبان فارسی و یادکرد از شاعرانی می‌شود که هرکدام بخشی از حافظه فرهنگی ایران را ساخته‌اند. اما شاید پاسداشت ادبیات، بیش از آن‌که تنها به مرور گذشته وابسته باشد، به این پرسش مربوط شود که امروز برای ادامه حیات شعر و داستان چه اتفاقی می‌افتد؛ شاعر جوان کجا شعرش را می‌خواند، نویسنده تازه‌کار کجا داستانش را محک می‌زند و یک استعداد ادبی چگونه می‌تواند از نخستین تجربه نوشتن به میدان حرفه‌ای نزدیک شود؟

در مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی، پاسخ این پرسش را باید در مجموعه‌ای از فعالیت‌های به‌هم‌پیوسته جست‌و‌جو کرد؛ فعالیت‌هایی که در سال ۱۴۰۵ همچنان در قالب شعر، داستان، طنز، آموزش، نقد، تولید رسانه‌ای و رویداد‌های ادبی ادامه دارند. «انجمن ادبی رضوی» همچنان شاعران را در حرم مطهر حضرت رضا (ع) گرد هم می‌آورد، «عصر داستان» محل رفت‌وآمد نویسندگان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی است و «عصر طنز» هفته‌به‌هفته از اتفاق‌های زندگی روزمره برای نوشتن سوژه پیدا می‌کند. در همین حال، نخستین دوره جایزه ادبی داستان کوتاه «هشت» نیز پس از دریافت ۲۵۵۹ اثر، به مرحله نهایی رسیده و ۱۶۶ داستان برای ادامه داوری انتخاب شده‌اند؛ ۱۲۶ اثر در بخش بزرگسال و ۴۰ اثر در بخش «قلم جوان».

اینها وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری فراتر از چند برنامه مناسبتی می‌سازند؛ تصویری از تلاش برای شکل‌دادن به یک جریان ادبی که از نوشتن آغاز می‌شود، با خواندن و نقد ادامه پیدا می‌کند و در نهایت می‌تواند به کتاب، رسانه، جشنواره و دیده‌شدن اثر برسد.

شعری که دوشنبه‌به‌دوشنبه ادامه پیدا می‌کند

قدیمی‌ترین ضلع این جریان، «انجمن ادبی رضوی» است؛ محفلی که بیش از سه دهه از فعالیت آن می‌گذرد و همچنان جلسات خود را در حرم مطهر رضوی برگزار می‌کند.

اهمیت چنین انجمنی را شاید نتوان فقط با شمار جلسات توضیح داد. یک محفل ادبی زمانی هویت پیدا می‌کند که چند نسل در آن حضور داشته باشند؛ شاعری که سال‌ها تجربه دارد کنار کسی بنشیند که هنوز در حال پیدا کردن زبان خود است، شعر تازه در جمع خوانده شود و اثر، پیش از آن‌که منتشر شود یا به مخاطب گسترده‌تری برسد، از نگاه و نقد دیگران عبور کند.

این چرخه در سال ۱۴۰۵ نیز ادامه دارد. جلسات هفتگی انجمن ادبی رضوی همچنان محلی برای شعرخوانی، بررسی آثار تازه و گفت‌و‌گو درباره شعر آیینی و رضوی است. شعر‌های ارائه‌شده نیز تنها به مدح و مرثیه محدود نیستند؛ موضوعات اجتماعی، تجربه‌های انسانی، مناسبت‌های مذهبی و اتفاق‌های جاری جامعه می‌توانند وارد جهان شاعر شوند.

همین ویژگی است که انجمن را از یک «شب‌شعر» جدا می‌کند. شب‌شعر آغاز و پایان دارد، اما انجمن قرار است شاعر را هفته بعد دوباره برگرداند؛ با شعر تازه، تجربه تازه و گاهی نسخه‌ای بازنویسی‌شده از همان اثری که جلسه قبل نقد شده است.

از شعر درباره زیارت تا شعر درباره انسان

یکی از جهت‌گیری‌های مهم فعالیت ادبی مؤسسه در سال‌های اخیر، گسترده‌تر دیدن مفهوم «ادبیات رضوی» بوده است.

برای سال‌ها، بخش بزرگی از شعر رضوی بر زیارت، توصیف حرم، گنبد، پنجره فولاد، ضریح و تجربه عاطفی حضور در بارگاه حضرت رضا (ع) متمرکز بوده است؛ مضامینی که همچنان بخش ارزشمندی از این ادبیات را تشکیل می‌دهند. اما ظرفیت فرهنگ رضوی بسیار فراتر از این نشانه‌هاست.

کرامت انسان، گفت‌و‌گو، عقلانیت، اخلاق، علم، امید، مواجهه با رنج، ارتباط با خانواده و جامعه و شیوه زیستن، همگی می‌توانند از دریچه سیره حضرت رضا (ع) به موضوع شعر و داستان تبدیل شوند.

در چنین نگاهی، یک اثر برای رضوی‌بودن الزاماً نباید از همان سطر اول نام حضرت رضا (ع) را تکرار کند. ممکن است داستانی درباره کرامت یک انسان، شعری درباره امید یا روایتی درباره انتخاب اخلاقی باشد و در لایه‌های عمیق خود با جهان فکری فرهنگ رضوی نسبت برقرار کند.

این تغییر نگاه برای ارتباط با مخاطب امروز اهمیت زیادی دارد. ادبیات زمانی ماندگار می‌شود که علاوه بر حفظ ریشه‌های خود، بتواند مسئله انسان زمانه را نیز ببیند.

داستان؛ پاتوقی برای نوشتن، نه فقط شنیدن

ضلع دیگر فعالیت ادبی مؤسسه، «عصر داستان» است؛ محفلی که اکنون از مرحله شکل‌گیری عبور کرده و به یک پاتوق مستمر برای داستان‌نویسان تبدیل شده است. این مجموعه پیش از ورود به سال ۱۴۰۵ از مرز صد نشست عبور کرده بود و جلسات آن در سال جاری نیز ادامه یافته است.

اما اهمیت «عصر داستان» فقط در عدد جلسات نیست.

در یک جریان ادبی سالم، نویسنده باید امکان شکست خوردن داشته باشد. باید بتواند داستانی بنویسد که هنوز کامل نیست، آن را در جمع بخواند، نقد بشنود، از بخشی از متن دفاع کند، بخشی را کنار بگذارد و دوباره بنویسد. چنین فرایندی معمولاً در جشنواره‌ها اتفاق نمی‌افتد؛ جشنواره محصول نهایی را می‌بیند، اما انجمن می‌تواند مراحل شکل‌گرفتن اثر را همراهی کند.

در جلسات «عصر داستان» نیز خواندن و نقد آثار اعضا بخش ثابتی از برنامه است. در کنار آن، داستان‌های شاخص ادبیات ایران و جهان بررسی می‌شوند و موضوعاتی همچون شخصیت‌پردازی، زاویه دید، ساخت روایت، تجربه زیسته، زبان داستان، داستان دینی و لایه‌های روان‌شناختی اثر وارد گفت‌و‌گو می‌شوند.

حضور نویسندگان و مدرسان حرفه‌ای طی سال‌های فعالیت این مجموعه نیز فرصت دیگری برای ارتباط نسل تازه نویسندگان با تجربه حرفه‌ای ادبیات فراهم کرده است؛ اما آنچه به این برنامه هویت می‌دهد، استمرار جمعی است که خود اعضا در آن می‌نویسند و متن خود را روی میز نقد می‌گذارند.

از یک جمع داستانی تا ۲۵۵۹ روایت

امروز یکی از مهم‌ترین امتداد‌های همین توجه به ادبیات داستانی را می‌توان در جایزه «هشت» دید.

نخستین دوره جایزه ادبی داستان کوتاه «هشت» با تمرکز بر «انسان، انسانیت و کرامت انسانی» و با الهام از معارف حضرت رضا (ع) شکل گرفت. فراخوان این جایزه با استقبال قابل‌توجه نویسندگان مواجه شد و در نهایت ۲۵۵۹ داستان به دبیرخانه رسید.

اکنون در شهریور ۱۴۰۵، جایزه وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ ۱۶۶ اثر از میان این مجموعه بزرگ برای مرحله نهایی انتخاب شده‌اند و بخش «قلم جوان» نیز با ۴۰ اثر، به‌طور مشخص فرصتی برای دیده‌شدن نویسندگان جوان‌تر فراهم کرده است.

اهمیت «هشت» فقط در تعداد آثار نیست. این جایزه می‌تواند حلقه‌ای میان محافل کوچک و میدان بزرگ‌تر ادبیات باشد.

یک نویسنده ممکن است کار خود را با حضور در یک جلسه کوچک آغاز کند؛ داستانش را بار‌ها بازنویسی کند و در نهایت نیاز به فضایی داشته باشد که متن او با آثار صد‌ها نویسنده دیگر مقایسه و داوری شود. جشنواره و جایزه در چنین نقطه‌ای معنا پیدا می‌کند.

به همین دلیل «عصر داستان» و «هشت» را نباید دو پروژه کاملاً جدا از یکدیگر دید. یکی بیشتر بر فرایند نوشتن، نقد و رشد نویسنده تمرکز دارد و دیگری میدان گسترده‌تری برای ارائه و سنجش اثر ایجاد می‌کند.

طنز؛ وقتی اتفاق‌های معمولی دیگر معمولی نیستند

در کنار شعر و داستان، «عصر طنز» طی دو سال گذشته به سومین محفل مستمر ادبی مؤسسه تبدیل شده و در سال ۱۴۰۵ نیز جلسات آن ادامه یافته است.

این انجمن از نظر موضوع و روش کار، جهان متفاوتی دارد. ماده اولیه بسیاری از نوشته‌ها نه اتفاقی دوردست، بلکه همین زندگی روزمره است؛ فضای مجازی، روابط خانوادگی، تفاوت نسل‌ها، سبک زندگی، رفتار‌های اجتماعی، تناقض‌های فرهنگی و حتی عاداتی که آن‌قدر تکرار شده‌اند که دیگر به چشم نمی‌آیند.

کار طنزنویس در چنین فضایی، دوباره دیدن همین چیز‌های عادی است.

اعضا در جلسات با موضوع‌هایی مشخص روبه‌رو می‌شوند، درباره آنها می‌نویسند و آثار در جلسه بعد خوانده و نقد می‌شوند. هدف نیز صرفاً تولید متن خنده‌دار نیست؛ طنز زمانی جدی‌تر می‌شود که پشت خنده، مشاهده اجتماعی و نگاه نقادانه وجود داشته باشد.

پیشینه این مسیر شامل آموزش‌های تخصصی در حوزه شعر، نثر و داستان طنز نیز بوده است و استمرار انجمن در ۱۴۰۵ نشان می‌دهد این قالب دیگر فقط یک برنامه جنبی در کنار شعر و داستان نیست و جای مستقلی در فعالیت ادبی مؤسسه پیدا کرده است.

آموزش؛ حلقه‌ای میان علاقه و آفرینش

پشت هر اثر ادبی ماندگار، چیزی بیشتر از استعداد اولیه وجود دارد. شاعر و نویسنده باید بخواند، تمرین کند، تکنیک بیاموزد، نقد بشنود و بار‌ها تجربه کند.

به همین دلیل، آموزش در فعالیت ادبی مؤسسه طی سال‌های اخیر در کنار انجمن‌ها قرار گرفته است. کارگاه‌های شعر، داستان، زبان فارسی، تخیل، طنز و روایت، فرصت مواجهه مستقیم علاقه‌مندان با تجربه استادان این حوزه‌ها را فراهم کرده‌اند.

برای نمونه، یکی از تجربه‌های گسترده آموزشی در حوزه شعر و داستان، بیش از ۱۰۰ شرکت‌کننده را در یک برنامه چندساعته گردهم آورد، اما ارزش این آموزش زمانی بیشتر می‌شود که هنرجو بعد از پایان کارگاه جایی برای ادامه مسیر داشته باشد. وجود انجمن‌های مستمر این امکان را فراهم می‌کند که آموزش به یک رویداد مقطعی محدود نشود و آموخته‌ها در فرایند واقعی تولید اثر آزموده شوند.

به این ترتیب، رابطه میان «کلاس» و «انجمن» می‌تواند یکی از مهم‌ترین حلقه‌های پرورش استعداد باشد؛ کلاس ابزار را معرفی می‌کند و انجمن فضایی فراهم می‌آورد که هنرجو از آن ابزار استفاده کند.

کتاب؛ وقتی اثر دوباره به جمع بازمی‌گردد

کتاب نیز بخشی از این زیست ادبی است. در بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی، انتشار کتاب نقطه پایان در نظر گرفته می‌شود؛ اثری منتشر می‌شود، رونمایی برگزار می‌شود و ماجرا تمام می‌شود. اما در فعالیت‌های انجمن ادبی رضوی، مجموعه‌های شعر و آثار ادبی بار‌ها به فضای نقد بازگشته‌اند.

کتاب خوانده می‌شود، درباره زبان و ساختار آن حرف زده می‌شود و گاهی گفت‌و‌گو از خود اثر فراتر می‌رود و به تجربه زیسته شاعر، نسبت شعر با جامعه و جایگاه شعر آیینی در ادبیات امروز می‌رسد.

در کنار این فعالیت، بخشی از شعر‌های اعضای انجمن طی سال‌های گذشته نیز گردآوری و در مجموعه‌هایی مانند «شمیم بهشت» منتشر شده است.

این ثبت مکتوب اهمیت دیگری هم دارد. جلسات انجمن ماهیتی زنده و شفاهی دارند و اگر حاصل سال‌ها شعرخوانی و آفرینش ثبت نشود، بخشی از حافظه آن به مرور از میان می‌رود. کتاب می‌تواند بخشی از این حافظه را برای آینده حفظ کند.

وقتی شعر و داستان از کاغذ فاصله می‌گیرند

مخاطب ادبیات امروز الزاماً مخاطبی نیست که فقط کتاب کاغذی بخواند یا برای شنیدن شعر به یک سالن بیاید. پادکست، ویدئو، شبکه اجتماعی و رسانه‌های تصویری، شکل مواجهه بخشی از جامعه با ادبیات را تغییر داده‌اند.

فعالیت ادبی مؤسسه نیز در سال‌های اخیر به تدریج وارد همین فضا شده است.

شعرخوانی‌ها ضبط و برای عرضه در رسانه آماده شده‌اند، محافل ادبی امکان انتشار تصویری پیدا کرده‌اند و داستان از صفحه کاغذ به قالب صوتی رسیده است. در یکی از تجربه‌های پیشین، ۱۱ پادکست داستان رضوی در پیوند با فعالیت «عصر داستان» تولید شد.

همچنین تولید ده‌ها آیتم شعرخوانی و مدیحه‌سرایی برای عرضه رسانه‌ای، تجربه دیگری از گسترش دامنه مخاطبان شعر بوده است.

این تجربه‌ها امروز بخشی از ظرفیت موجود مؤسسه‌اند؛ ظرفیتی که می‌تواند یک اثر ادبی را از جمع چندده‌نفره انجمن به مخاطبان بسیار بیشتری برساند.

از محفل ادبی تا یک زیست‌بوم

اگر هر کدام از این فعالیت‌ها به‌تنهایی دیده شوند، با چند انجمن، تعدادی برنامه آموزشی، یک جایزه و مجموعه‌ای از تولیدات ادبی روبه‌رو هستیم، اما کنار هم گذاشتن آنها تصویر متفاوتی می‌سازد.

در یک سوی این مسیر، کسی قرار دارد که تازه نوشتن را آغاز کرده است. می‌تواند آموزش ببیند و وارد یک انجمن شود. اثر خود را بخواند و نقد بشنود. دوباره بنویسد. در یک برنامه عمومی‌تر اثرش را ارائه کند، متنش به کتاب یا رسانه برسد و در مرحله‌ای دیگر وارد رقابتی مانند «هشت» شود.

این زنجیره مهم‌تر از تعداد برنامه‌هاست. در چنین الگویی، هدف نهایی فقط پرکردن تقویم فرهنگی نیست؛ ایجاد فضایی است که شاعر و نویسنده بتواند مدتی طولانی در آن رشد کند.

آنچه در ۱۴۰۵ دیده می‌شود نیز ادامه همین منطق است؛ انجمن ادبی رضوی همچنان فعال است، جلسات داستان و طنز ادامه دارند و جایزه «هشت» به نقطه‌ای رسیده که هزاران داستان دریافت‌شده را به مرحله انتخاب آثار نهایی رسانده است.

بزرگداشت ادبیات؛ با نوشتن ادامه آن

نام شهریار در تقویم ۲۷ شهریور، یادآور بخشی درخشان از میراث شعر فارسی است؛ همان‌گونه که فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و ده‌ها شاعر و نویسنده دیگر ستون‌های حافظه فرهنگی ایران را ساخته‌اند، اما زبان فارسی فقط با خواندن دوباره آثار گذشتگان زنده نمی‌ماند.

پاسداشت ادبیات زمانی کامل می‌شود که شاعر جوان امروز نیز فرصت سرودن داشته باشد؛ نویسنده تازه‌کار بداند کسی داستانش را جدی خواهد خواند؛ طنزنویس بتواند از دل زندگی جامعه سوژه استخراج کند و استعداد تازه، میان آموزش، تجربه، نقد و ارائه اثر مسیری پیش روی خود ببیند.

در سال ۱۴۰۵، بخشی از این مسیر در مؤسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی همچنان در جریان است؛ از محفل باسابقه شاعران در جوار بارگاه حضرت رضا (ع) تا جلسات داستان و طنز و از نخستین تجربه‌های نوشتن تا هزاران داستانی که به جایزه ادبی «هشت» رسیده‌اند.

روز شعر و ادب فارسی، از این زاویه فقط بزرگداشت آنچه نوشته شده نیست؛ یادآوری ضرورت فراهم‌کردن زمینه برای کلماتی است که هنوز نوشته نشده‌اند.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها