به گزارش آستاننیوز، پنجمین جلسه روایت مادرانه با محوریت دیدار با خانواده شهید هادی یزدانی، از شهدای اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴، به همت کانون مهدویت واحد خواهران و با همکاری معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) برگزار شد و دانشجویان پای روایت خانواده این شهید نشستند.
در آغاز این بخش از دیدار، روایت شهادت هادی یزدانی از آخرین ساعات حضور او در خانه آغاز شد؛ شبی که هادی، دانشجوی ترم پنجم، از خانه خارج شد و بازگشتش تا ساعتهای پایانی شب طول کشید. مادر شهید، با مرور آن شب، از تماسهای بیپاسخ، نگرانی خانواده و جستوجو برای یافتن فرزندش گفت.
مادر شهید اظهار کرد: ترم پنج بود. شب هجدهم، شب جمعه بود. مهمان داشتیم و قرار بود صبح زود بیاید. رفت و دیگر برنگشت.
وی ادامه داد: شب که شد، هرچه زنگ زدیم جواب نداد. حدود ساعت یازده شب در زدند و گفتند هادی مجروح شده و او را به بیمارستان امام حسین (ع) بردهاند. با پدرش راه افتادیم و بیمارستانها را یکییکی گشتیم.
مادر شهید درباره پیگیری خانواده برای پیدا کردن فرزندشان نیز گفت: گفتند فردا صبح بیایید. صبح رفتیم و بعد از جستوجوها متوجه شدیم پیکر هادی را به بهشت رضوان بردهاند.
وی با اشاره به اصرار خانواده برای دیدن پیکر فرزندش اظهار کرد: گفتند نبینید، اما ما قبول نکردیم. گفتم باید خودم ببینمش. وقتی تابوت را باز کردند، دیدم صورت هادی آسیب زیادی دیده بود.
در این دیدار همچنین درباره نحوه شهادت هادی یزدانی و حضور او در میدان دفاع از حرم مطهر رضوی روایت شد. بر اساس این روایت، هادی در جریان درگیریها میتوانست از صحنه دور شود، اما برای کمک به دوستش، امیرصادق جهانشیری، بازگشت و در همین جریان جان خود را از دست داد.
مادر شهید یزدانی در ادامه، از ویژگیهای اخلاقی فرزندش گفت؛ جوانی که به گفته او، در عین برخورداری از جثهای درشت، با کودکان بازی میکرد و در برابر بزرگترها احترام ویژهای داشت.
وی اظهار کرد: خیلی پسر مهربانی بود. هرجا میرفت، به بزرگترها خیلی احترام میگذاشت. با بچهها هم بچه بود. قدش حدود یک متر و ۹۷ سانتیمتر بود و حدود ۱۱۰ کیلو وزن داشت، اما مینشست با بچهها بازی میکرد و میگفت عمو هادی بازی کن.
مادر شهید همچنین خاطرهای از دوران دبستان هادی نقل کرد و گفت: کلاس سوم یا چهارم بود که معلمش گفت با یکی از بچهها دعوا کرده. وقتی از خودش پرسیدیم، گفت من نزدمش و برای این مقابله نکردن سه دلیل دارم؛ اول اینکه اگر من هم او را میزدم، مثل همان آدمی میشدم که بد رفتار کرده است. دوم اینکه او سید بود و من دستم را روی سید بلند نمیکردم و سوم اینکه پدر نداشت و من دستم را روی بچه یتیم بلند نمیکردم.
وی افزود: خیلی از سنش بیشتر میفهمید. بچهای نبود که فقط دنبال توپ و بازی باشد. کلاس پنجم که بود، در یک بحث آزاد مدرسه درباره تناسخ صحبت کرده بود. ذهنش خیلی کار میکرد و همیشه دنبال فهمیدن چیزهای جدید بود.
مادر شهید یزدانی در بخش دیگری از روایت خود، از روحیه جهادی فرزندش گفت و اظهار کرد: از همان دوران دانشآموزی با بسیج بود. به اردوهای جهادی میرفت و در مناطق محروم مدرسهها را رنگ میکردند و تعمیر میکردند.
وی ادامه داد: در دوران کرونا حدود ۴۰ روز خانه نیامد. با گروههای جهادی و پزشکی برای خدمت رفته بود و حتی به کرمان هم رفت. ما هیچوقت مانعش نمیشدیم. میگفتیم بسیج محیط سالمی است و خودش هم از بچگی با بسیج بود.
مادر شهید درباره حضور هادی در برنامههای دانشجویی و زیارتی نیز گفت: راهیان نور میرفت و در برنامههای دانشجویی هم فعال بود. برای سفر کربلا هم همراه دانشجوها رفت و در کارهای پشتیبانی کمک میکرد.
وی افزود: برای یک گروه ۸۰ نفره از دختران دانشجو که قرار بود به کربلا بروند، زودتر رفته بود تا شرایط را بسنجد و ببیند کجا امن است و کجا باید مستقر شوند.
مادر شهید با اشاره به علاقه فرزندش به خدمت در موکبها و مراسم مذهبی اظهار کرد: «خانه ما انگار خانه امام حسین بود. خودش در موکبها و ایستگاههای صلواتی فعالیت میکرد. به نماز اول وقت هم خیلی اهمیت میداد.»
در این دیدار، بخشی از خاطرات حضور شهید یزدانی در برنامههای دانشگاهی و سفرهای دانشجویی نیز برای حاضران روایت شد؛ خاطراتی که از ارتباط نزدیک او با دانشجویان و حضور فعالش در فعالیتهای فرهنگی، جهادی و زیارتی حکایت داشت.
مادر شهید در پایان، از ارتباط صمیمی فرزندش با دوستان دانشگاه و حوزه گفت و اظهار کرد: دوستان دانشگاهش و دوستان حوزهاش را خیلی دوست داشت. خیلی خوشاخلاق بود و زود عصبانی نمیشد.
این دیدار در ادامه سلسلهنشستهای روایت مادرانه کانون مهدویت واحد خواهران دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع) برگزار شد؛ برنامهای که باهدف آشنایی دانشجویان با سیره و سبک زندگی شهدا و بهرهگیری از روایت خانوادههای شهدا دنبال میشود.
گفتنی است، چهارمین جلسه روایت مادرانه نیز در ادامه برنامههای سهشنبههای مهدوی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، با حضور جمعی از دانشجویان و به همت کانون مهدویت و کانون نشاط و ورزش دانشگاه و با حمایت معاونت فرهنگی و دانشجویی برگزار شد. این برنامه با حضور دانشجویان در مزار شهید اسدی واقع در پارک خورشید، با هدف ترویج فرهنگ مهدویت، سبک زندگی معنوی و گرامیداشت یاد و خاطره شهدا همراه بود و در آن، روایتهایی از زندگی و سیره شهید برای حاضران، بازگو شد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز