به گزارش آستان نیوز، این نشست صبح چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ در تالار شیخ طوسی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد و حجتالاسلاموالمسلمین علی الهی خراسانی، معاون ترویج و اجتماعیسازی بنیاد پژوهشهای اسلامی، دبیری علمی آن را، برعهده داشت.
در ابتدای نشست، احد فرامرز قراملکی، مدیرعامل بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، با اشاره به تجربههای علمی و بینالمللی سید ابوالحسن نواب، گفت: ایشان در کشورهای مختلف و در عرصههای علمی، دانشگاهی و بینالمللی تجربههای فراوانی داشتهاند و شنیدن دیدگاههای ایشان درباره وضعیت امروز تقریب مذاهب، دستاوردهای چند دهه تلاش در این حوزه، چالشهای موجود و راههای برونرفت از آنها، اهمیت دارد.
وی با اشاره به سالها فعالیت نواب در عرصه بینالمللی، افزود: در تصویری که من از ایشان دارم، پرکاری، جهانیاندیشی و درعینحال فروتنی در کنار یکدیگر قرار گرفته است، تجربههای فراوانی در حوزههای مختلف دارند که بسیاری از آنها هنوز گفته نشده و درباره آنها میتوان ساعتها، گفتوگو کرد.
حجتالاسلاموالمسلمین سید ابوالحسن نواب، در آغاز سخنان خود با اشاره به تجربه گفتوگو با برخی عالمان اهلسنت گفت: گاهی در این گفتوگوها با این دیدگاه روبهرو میشویم که اهلسنت بهعنوان اکثریت جهان اسلام نیازی به تقریب ندارند و این شیعیان هستند که بهعنوان اقلیت از تقریب و وحدت، سخن میگویند.
وی، تأکید کرد: اگر بخواهیم تقریب مذاهب را پیش ببریم، نمیتوانیم صرفاً یک راهحل شیعی ارائه کنیم و انتظار داشته باشیم دیگر مذاهب آن را بپذیرند. باید راهحلی را جستوجو کنیم که در درون سنت علمی و فقهی اهلسنت نیز، دارای مبنا و ظرفیت باشد.
نواب در ادامه، به تجربه آیتالله سیدحسین بروجردی و ارتباط علمی با عالمان الازهر اشاره کرد و گفت: یکی از نتایج مهم این مسیر، فتوای شیخ محمود شلتوت بود که اعلام کرد همانگونه که پیروی از مذاهب فقهی اهلسنت جایز است، پیروی از مذهب جعفری نیز، جایز است.
وی، افزود: این رویکرد تنها در سطح یک گفتوگوی نظری باقی نماند و در برخی مسائل مربوط به احوال شخصیه در مصر نیز از آرای فقه امامیه استفاده شد. این تجربه به ما نشان میدهد که گاهی یک ظرفیت درونی در سنت فقهی یک مذهب میتواند راهحل مسئلهای مشترک را فراهم کند.
مؤسس و بنیانگذار دانشگاه ادیان و مذاهب، «مقاصد شریعت» را یکی از ظرفیتهای مهم برای ایجاد چنین مبنایی دانست و گفت: من نیز به دنبال این بودم که برای مسئله تقریب، راهحلی را از درون فقه اهلسنت پیدا کنم و بحث مقاصد شریعت، یکی از ظرفیتهای مهم در این زمینه است.
وی با مرور سیر تاریخی اندیشه مقاصدی، به آرای امامالحرمین جوینی، ابوحامد غزالی و سپس محمدطاهر بنعاشور اشاره کرد و افزود: در نگاه مشهور پیشینیان، از حفظ دین، جان، عقل، نسل و مال، بهعنوان ضرورتهای اساسی و مقاصد شریعت، سخن گفته میشد.
نواب برای تبیین کاربرد این نگاه در مسائل جدید، گفت: ممکن است امروز ماده مخدر جدیدی تولید شود که اساساً در منابع گذشته نامی از آن وجود نداشته باشد؛ اما وقتی موجب زوال عقل میشود، فقیه برای حکمکردن درباره آن با بنبست روبهرو نیست، زیرا حفظ عقل بهعنوان یکی از مقاصد شریعت شناخته شده است.
وی با اشاره به نقش محمدطاهر بنعاشور در توسعه اندیشه مقاصدی تأکید کرد: اهمیت کار ابنعاشور در این بود که دایره مقاصد را در همان چارچوب بسته متوقف نکرد و زمینه توجه به مصالح و اهداف گستردهتر شریعت را فراهم کرد.
نواب، عدالت را از موضوعاتی دانست که باید در این نگاه کلان موردتوجه قرار گیرد و گفت: مگر میشود فقه، انسان را به توحید، عدالت و مبانی اصلی اسلام متوجه نکند؟ نمیتوان احکام فقهی را جدا از جهت کلی دین و مسیری که برای رشد و کمال انسان ترسیم شده است، دید.
وی در ادامه با تأکید بر پیوند اعتقادات، اخلاق و احکام گفت: ما نمیتوانیم این حوزهها را از یکدیگر جدا کنیم. ایمان و عمل صالح در کنار هم قرار دارند و عمل انسان باید در مسیری باشد که ایمان او را تقویت کند و او را به کمال، نزدیکتر سازد.
نواب، افزود: عمل به واجبات و احکام نیز باید جهت داشته باشد و این جهت در نهایت باایمان، کمال انسان و مبانی اساسی اسلام پیوند میخورد؛ بنابراین فقه را نمیتوان صرفاً مجموعهای از احکام پراکنده و منفصل از اهداف کلان دین، دانست.
وی با اشاره به ظرفیتهای موجود در فقه امامیه، گفت: در فقه شیعه نیز برای فهم جهتگیریهای کلان شریعت، ظرفیتهایی وجود دارد و فقهای ما در موارد مختلف از مفاهیمی مانند مذاق شارع، استفاده کردهاند.
مؤسس و بنیانگذار دانشگاه ادیان و مذاهب، تأکید کرد: بنابراین توجه به اهداف و جهت کلی شریعت، مسئلهای کاملاً بیگانه با فقه امامیه نیست؛ هرچند ممکن است اصطلاحات و شیوه صورتبندی آن با ادبیات فقه اهلسنت، تفاوت داشته باشد.
نواب در ادامه به گستردگی مسائل جدید در زندگی انسان معاصر اشاره کرد و گفت: بخش بزرگی از مسائل امروز، از موضوعات اجتماعی و اقتصادی گرفته تا فضای مجازی و فناوریهای جدید، مسائلی هستند که نمیتوان انتظار داشت برای همه آنها نص جزئی و مستقیم وجود داشته باشد.
وی با اشاره به تلاش فقهای شیعه برای پاسخگویی به این حوزه افزود: فقهای ما برای مواجهه با این مسائل از ظرفیت عقل، قواعد فقهی و اصول کلی شریعت بهره گرفتهاند.
نواب همچنین به نظریه «منطقةالفراغ» شهید سید محمدباقر صدر اشاره کرد و گفت: این نظریه نیز یکی از تلاشها برای پاسخ به قلمرویی از زندگی اجتماعی است که نمیتوان همه جزئیات آن را تنها با جستوجوی یک نص خاص سامان داد.
وی تأکید کرد: اگر فقه بخواهد پاسخگوی زندگی انسان امروز باشد، باید بتواند با هزاران مسئله جدیدی که هر روز در حوزههای مختلف شکل میگیرد، مواجه شود و از ظرفیتهای درونی خود برای پاسخگویی به آنها استفاده کند.
نواب در ادامه بحث مقاصد شریعت را به مسئله تقریب پیوند زد و گفت: وقتی پذیرفتیم مقاصد شریعت تنها به چند عنوان محدود منحصر نمیشود و مصالح مهم امت اسلامی نیز میتواند در این چارچوب موردتوجه قرار گیرد، میتوان درباره همزیستی مسالمتآمیز و مناسبات پیروان مذاهب نیز با همین نگاه بحث کرد.
وی افزود: اهمیت این مسیر در آن است که این دیدگاه یک فتوای صرفاً شیعی یا ایرانی نیست، بلکه بحثی است که در درون سنت علمی اهلسنت نیز مطرح شده و درباره آن آثار متعددی نوشته شده است.
به گفته نواب، استفاده از چنین ظرفیتی میتواند مسئله تقریب را از سطح توصیههای کلی فراتر ببرد و آن را به بحثی دارای پشتوانه فقهی و علمی در میان مذاهب تبدیل کند.
حجتالاسلاموالمسلمین علی الهی خراسانی نیز در ادامه با اشاره به محور اصلی سخنرانی وی گفت: این بحث در واقع نوعی تعیین محور اندیشهای برای تقریب مذاهب است؛ زیرا بسیاری از سخنانی که درباره تقریب مطرح میشود، فاقد یک مدل معرفتی و اندیشهای مشخص است.
وی افزود: معمولاً از این سخن گفته میشود که مذاهب باید از مسیر مدارا، همزیستی یا راهبردهای سیاسی و منطقهای به یکدیگر نزدیک شوند؛ اما ایدهای که در این نشست مطرح شد، تلاش میکند برای این نزدیکی یک مبنای علمی و فقهی نیز ارائه کند.
معاون ترویج و اجتماعیسازی بنیاد پژوهشهای اسلامی تأکید کرد: اگر مذاهب اسلامی بخواهند به یکدیگر نزدیک شوند و حرکتی مشترک در مسیر قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) داشته باشند، توجه به مقاصد و اهداف شریعت میتواند یکی از زمینههای مهم برای این حرکت مشترک باشد.
الهی خراسانی در ادامه با اشاره به برخی دیدگاههای فقهی آیتالله سید علی سیستانی، به بحث نحوه تعامل فقه امامیه با احکام و مقررات دیگر مذاهب پرداخت و گفت: در دیدگاه ایشان، قاعده الزام به شکل مشهور آن ثابت دانسته نشده و در این حوزه از قواعد دیگری همچون مقاصّه نوعی استفاده شده است.
وی افزود: توجه به چنین مباحثی نشان میدهد فقه امامیه نیز برای نحوه تعامل پیروان مذاهب مختلف و تنظیم مناسبات آنان ظرفیتهای قابلتوجهی دارد.
الهی خراسانی تأکید کرد: این نگاه میتواند در بحث تقریب اهمیت پیدا کند؛ زیرا مسئله را فقط در سطح توصیه به مدارا باقی نمیگذارد و امکان بحث درباره پشتوانههای فقهی و معرفتی همزیستی و تعامل میان مذاهب را فراهم میکند.
گفتنی است، نشست «گفتوگو و تقریب مذاهب اسلامی؛ دستاوردها و چالشها» پس از سخنان سید ابوالحسن نواب و توضیحات دبیر علمی نشست، با طرح پرسشهای حاضران و پاسخ به آنها ادامه یافت.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز