در میان این همه شور و معنویت، رواق شیخ طوسی میزبان قصههایی از جنس عشق و آغاز است؛ عروسها و دامادهای جوان، دست در دست یکدیگر و در کنار خانوادههایشان، آمدهاند تا مهمترین فصل زندگیشان را در جوار امام رضا (ع) ورق بزنند. لباسهای سپید عروسها، لبخندهای پرشور دامادها و نگاههای پرامید پدران و مادران، به رواق رنگی از زندگی بخشیده است؛ گویی امشب، عشق در سایهسار نام امام رضا (ع) دوباره معنا میشود.
اینجا، در این آستان مقدس، زندگی چه پیوند دلنشینی با زیارت دارد! برای ایرانی ها، حرم امام رضا (ع) تنها جایی برای آمدن و دعا کردن نیست؛ بخشی از خاطره جمعی زندگی آنهاست. بسیاری آرزو دارند نخستین نغمههای زندگی فرزندشان با نام امام رضا (ع) همراه شود، پیمان ازدواجشان را در جوار این بارگاه نورانی ببندند و روزی نیز در سایه مهر امامشان با دنیا وداع کنند. گویی زندگی در همسایگی امام در این کشور، از نخستین سلام تا آخرین وداع، رشتهای نامرئی از دلدادگی است که قلب آدمها را به این آستان گره میزند.
امشب اما، در رواق شیخ طوسی، نوبت آغاز است؛ نوبت جوانه زدن رؤیاهایی که دو نفر برای ساختن فردایی مشترک در دل پروراندهاند. آنها آمدهاند تا در شب میلاد بانویی که نامش با صبر، وفاداری و استواری گره خورده است، پیمان زندگی ببندند؛ شاید نام زینب (س) برایشان یادآور این حقیقت باشد که عشق، تنها در روزهای خوشی معنا نمیشود، بلکه در همراهی، شکیبایی و دستهای گرهخورده در روزهای دشوار نیز ریشه میدواند.
رواق شیخ طوسی امشب پر از انرژی و شوق زندگی است؛ پر از لبخندهایی که از دل برمیآیند و دعاهایی که بیصدا به آسمان میروند. هیچکس نمیداند در دل این عروس و دامادهای جوان چه رؤیاهایی میگذرد، اما میتوان امید را در چشمهایشان دید؛ امید به خانهای پر از آرامش، روزهایی سرشار از محبت و سالهایی که دست در دست هم، از فراز و نشیبهای زندگی عبور خواهند کرد.
سالها بعد، وقتی این زوجهای جوان به خاطرات روزهای آغاز زندگیشان بازگردند، به یاد بیاورند که شبی پاییزی، در شب میلاد بانویی بزرگ، زیر سایه گنبد طلایی امام رضا (ع)، دست یکدیگر را گرفتند و زندگی را با سلامی به امام مهربانیها آغاز کردند؛ شبی که عطر زیارت با عطر عشق درآمیخت و پاییز، زیباترین روایتش را از بهار زندگی نوشت؛ و من، در میان این همه عروس سپیدپوش و لبخندهای عاشقانه، دلم میخواهد سراغ زینبها بروم؛ عروسهایی که همنام بانوی این شباند و در سال روز میلادش، در جوار امام رضا (ع)، فصل تازهای از زندگی خود را آغاز میکنند. میخواهم از رؤیاهایشان بشنوم، از آرزوهایی که در دل دارند و از احساسی که آنها را در چنین شب بهیادماندنی به این آستان نورانی کشانده است؛ از زینبهایی که شاید سالها بعد، در مرور خاطرات زندگیشان، این شب پاییزی را به یاد بیاورند؛ شبی که عشق، در پناه نام امام رضا (ع)، نخستین قدمهایش را برداشت.
زینب دیگری را در رواق شیخ طوسی پیدا میکنم؛ عروسی ۲۵ از تهران که در شب میلاد حضرت زینب (س)، نامش با مناسبت این شب پیوندی دلنشین پیدا کرده است. برای او، میلاد بانوی هاشمی همیشه شبی عزیز بوده؛ شبی که خانوادهاش هرسال در این روز به مناسبت اسم زیبایش برایش هدیه میگرفتند و امسال، زیباترین هدیه زندگیاش را در جوار امام رضا (ع) دریافت میکند: آغاز یک زندگی مشترک.
زینب اکبری، میگوید همیشه دوست داشته مراسم ازدواجش در شب میلاد حضرت زینب (س) برگزار شود و دلش میخواسته این آغاز در مشهد و کنار امام رضا (ع) باشد؛ آرزویی که حالا در میان نور و معنویت حرم، رنگ واقعیت گرفته است.
همسرش از علاقه دیرینهاش به امام رضا (ع) میگوید؛ از حس متفاوتی که از کودکی در حرم داشته و حالوهوایی که حتی تجربه زیارت کربلا هم برایش تکرار نکرده است. او میگوید: همسرش نیز آرزو داشته زندگی مشترکشان را در حرم آغاز کنند و همین علاقه، در کنار تقارن نام زینب با شب میلاد بانوی صبر، آنها را به این انتخاب رسانده است.
این قرار، اتفاقی ناگهانی نبوده؛ ماهها برای رسیدن به این شب برنامهریزی کردهاند تا سرانجام در یکی از زیباترین شبهای پاییزی، دست در دست هم، زندگیشان را در جوار امام رضا (ع)، آغاز کنند.
حالا زینب، در شب میلاد بانویی که نامش را به یادگار دارد، با لبخندی آمیخته به امید، فصل تازهای از زندگی را ورق میزند؛ شبی که برای او تنها سالروز میلاد یک بانو نیست، بلکه سالروز تولد رؤیایی مشترک است؛ رؤیایی که در حرم امام رضا (ع) جان گرفته و قرار است با دعای خیر، عشق و برکت ادامه پیدا کند.
در میان عروسهای سپیدپوش رواق شیخ طوسی، زهرا روحانی و همسرش، زوج جوانی از کرمان، نیز آمدهاند تا آغاز زندگی مشترکشان را به نام امام رضا (ع) گره بزنند. زهرا با لبخندی آمیخته به شرم و شادی، از انتخاب حرم مطهر رضوی برای عقدشان میگوید؛ از اینکه دلشان میخواسته نخستین قدمهای زندگی را در جوار امام مهربانیها بردارند و با دعای خیر او راهی خانه بخت شوند. حضور در این شب مبارک نیز اتفاقی نبوده؛ آنها از پیش برنامهریزی کرده بودند که در چنین شب دلانگیزی، پیمان زندگی ببندند. حالا در میان نور و معنویت حرم، زهرا و همسرش از کرمان، با دلی سرشار از امید، قصه مشترکشان را آغاز میکنند؛ قصهای که آرزو دارند فصلبهفصلش با عشق، آرامش و برکت همراه باشد و خاطره این شب پاییزی، تا همیشه در گوشه دلشان روشن بماند.
بتول، عروس ۲۰ سالهای است که در شب میلاد حضرت زینب (س)، حرم مطهر رضوی را برای آغاز زندگی مشترکش انتخاب کرده است. او با شوقی شیرین میگوید: «میخواهم تمام زندگیام زیر سایه آقا امام رضا (ع) باشد؛ چه جایی بهتر از اینجا؟ برای من، حرم امام رضا (ع) بهترین تالار دنیاست.» برای بتول، شکوه این بارگاه و آرامشی که در جوار امام مهربانیها تجربه میکند، با هیچ تالار و تشریفاتی قابل مقایسه نیست.
ساعاتی از شامگاه میلاد عقیله بنی هاشم گذشته، اما رواق شیخ طوسی حرم مطهر هم چنان مملو از زیبایی، اشتیاق زندگی و پر از انرژی مثبت است
زوجهای جوان این سرزمین میآیند و در محضر امام مهربانیها زندگیشان را آغاز میکنند و میروند برای ادامه این مسیر مشترک...
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز