کد خبر : ۳۶۷۸۸۳
۱۱:۰۹

۱۴۰۴/۰۲/۱۶
شعرخوانی شاعران آئینی در وصف بانوی کرامت

شاعران آئینی، مدیحه‌سرای خواهر سلطان خراسان شدند 

شاعران آئینی، مدیحه‌سرای خواهر سلطان خراسان شدند 
اهالی محفل ادبی تشرف، این بار به شوق نغمه‌سرایی در وصف خواهر سلطان علی موسی‌الرضا (ع)، حضرت فاطمه معصومه (س) دور هم جمع شده‌اند تا با اشعار و سروده‌هایشان مدیحه‌سرای بانوی باکرامت قم شوند و عرض ارادتی، به ساحت قدسی این بانوی باکرامت، داشته باشند. 

به گزارش آستان نیوز، شاعران و ادب دوستان حاضر در این محفل با دل‌هایی سرشار از عشق و ارادت به ساحت مقدس حضرت معصومه (س) در این بزم شاعرانه گرد هم آمدند و دعبلانه سر بر آستان مقدس رضوی گذاشته و مدیحه‌سرای کریمه اهل‌بیت (ع)، شدند.  
شمع این بزم شاعرانه با خواندن دو رباعی توسط غلامرضا غلام‌پور ده سرخی روشن می‌شود، این شاعر دل‌سوخته در این دو رباعی به موالید فرخنده و مسعود ماه ذیقعده و ارادت خود به محضر امام هشتم (ع) اشاره دارد و واژه‌های رباعی زیبایش، بر دل حاضران می‌نشیند: 
با عطر دو گل نسیم دلجو  آمد 
آهنگ طرب کنون زهر سو آمد 
در اول  ماه،  حضرت  معصومه
در یازدهم،  ضامن  آهو  آمد 
در مشهدم و ارادت قم دارم
آثار دعای خیر مردم دارم 
این عزت و این دولت و این شوکت را
از مرحمت امام هشتم، دارم

شاعر بعدی که در این محفل ادبی در وصف اخت الرضا (س) شعرخوانی می‌کند، سید ابوالفضل مبارز است که با شعر زیبایش حاضران را برای لحظاتی بر بال خیال، مهمان صحن و سرای حضرت معصومه (س) در شهر قم می‌کند و با زبان شعر بر ملیکه قم، سلام و درود می‌فرستد: 
می‌فرستم‌گریه‌های‌بغض‌پنهان‌را‌به‌قم
حسرت ‌دیدار نه ‌شوق دوچندان ‌را به ‌قم
می‌فرستم‌ بعدازاین هر صبح در منقار ‌باد
شاخه گل نه نامه زلف پریشان را به قم
من مریضی دارم و امروز فردا می‌برم
با نباتی حاجت کل خراسان را به قم
عمه جان در جمع نامت ‌را نبردم از ادب
من قسم دادم اگر آن روز سلطان را به قم
عاشقی ‌با عارفی ‌می‌گفت می‌بخشد خدا
مردم قم را به او و کل ایران را به قم
در خراسان ‌عهد کردم ‌می ‌ننوشم ‌جز زخم 
می‌کشاند مستی ‌من ‌نقض ‌پیمان ‌را به قم
ظاهراً اینها خجالت می‌کشند اما‌ خودم
می‌برم روزی کبوترهای ایوان را به قم
راز خلقت چیست؟ فطرت‌چیست؟ این آشوب چیست؟
یک ‌منادی ‌از درون ‌می‌خواند ‌انسان ‌را ‌به ‌قم
ای ‌ملیکه، ‌ طرفةالعینی‌ نگاهت ‌کافی ‌است
شاعرت ‌می‌آورد ملک‌ سلیمان را به قم

فضای محفل، سرشار از صمیمیت و همدلی است و عاطفه سادات موسوی، بانوی شاعر مدیحه‌سرای اهل‌بیت (ع) شاعر بعدی است که در این بزم شعرش با سلامی به مرقد نورانی عمه سادات، حضرت فاطمه معصومه (س) آغاز می‌کند: 
سلام ای مرقدت از صبح بیت النّور زیباتر
سکوتت از صدای خنده‌های حور زیباتر
همیشه دوست دارم بیشتر نزدیکتان باشم
اگرچه هست گاهی گنبدت از دور زیباتر
به چشم ما سر ظهر خیابان ارم در قم
همیشه بوده از شب‌های نیشابور زیباتر
میان گریه‌های شوق از سمت ضریح تو
صدایی می‌رسد از نغمهٔ ماهور زیباتر
به سویت آمدند از راه‌هایی دور این مردم
به شوق خنده‌ای از «سعیکم مشکور» زیباتر
عجیب این است بین این‌همه دلداده می‌بینم
مدارا کرده با این وصلهٔ ناجور زیباتر
بسوزان دختر موسای عاشق‌ها گناهم را
میان شعله‌های آتشی از طور زیباتر

ناصر دوستی، شاعر و غزل‌سرای خطه زنجان که به‌عنوان میهمان ویژه در این محفل حضور دارد نیز در شعرش از کرامات  بی‌نهایت کریمه اهل‌بیت (س) و صفای حرم او سخن به میان آورده است و در وصف این بانوی باکرامت این‌گونه شعرخوانی می‌کند:  
آرام می‌گیرد دلم کُنج حرم اینجا
سوهان روحم نیست دیگر درد و غم اینجا 
هرکس که با پای پیاده تا حرم رفته ست 
رفته است بر معراج در هر یک‌قدم اینجا 
امسال اگرچه قسمتم حجّ فقیران نیست
لطف کریمه هم به سائل نیست کم اینجا 
با یک عریضه صد برابر اَجر می‌گیرد
هرکس دهد خورشید هشتم را قسم اینجا 
مهتاب از شوق زیارت شب‌به‌شب در طوس
خورشید از شوق زیارت صبحدم اینجا 
پیشش گُلاب قمصر کاشان کم آورده است
عطر بهشتی در خراسان است و هم اینجا 
آورده‌ام من هرچه حاجت داشتم یک‌عمر 
یکجا گرفتم آنچه را می‌خواستم اینجا 
شد شوره‌زار از برکت بانو چو گندم‌زار
عطر بهشتی گشته جاری دم‌به‌دم اینجا 
زیبایی باغ ارم را بُرد از یادش
هرکس قدم زد در خیابان اِرم اینجا 
در کوچه و پس‌کوچه‌هایش زندگی جاری‌ست
حتّی نبینی یک نشانی از عدم اینجا 
شد سربلند آن‌کس که آمد دست بر سینه 
در روبروی صحن سر را کرد خم اینجا 
بانو کسی را دست‌خالی برنگردانده است 
نامند صاحبخانه را صاحب کرم اینجا 
در قم کراماتِ کریمه بی‌نهایت شد 
بر سائلش لُطفش گذشته از رقم اینجا

نوبت به محمدجواد منوچهری، دیگر شاعر آئینی و مدیحه‌سرای اهل‌بیت (ع) که می‌رسد، کویری که به یمن قدم بانوی کرامت دریا گشته را دست‌مایه شعرش قرار داده و در وصف این بانوی بزرگوار، این‌گونه غزل‌سرایی می‌کند:
کویر از قدومش اگر گشته دریا
بر آن پا نهاده گل از نسل زهرا
همانی که فرموده موسی بن جعفر
به علم و یقینش «ابوها فدا»
سه در از بهشت خدا رو به شهری است
که معصومه دارد در آن شهر مأوا
چه زیبا مقامی است اخت الرضا (ع) را 
شفیع است و دارد دمی؛ چون مسیحا
علیمه که علامه‌ها در کلاسش
رسیدند هر یک به ادراک و معنا
کریمه که چون ابر رحمت گشوده
عجب سایه‌ای بر سر اهل دنیا
شفیعه که با یک نظر شیعیان را
برد از دل خاک تا عرش اعلا
و او زینبی در مدار رضا شد
به او هرکه رو کرد حاجت‌روا شد
چه زیباست دردی که در شهر مشهد 
رضا (ع) نسخه پیچید و در قم دوا شد

و سلمان کرمی، دیگر شاعر آئینی هم در این بزم شاعرانه، با زبان شعر و ادب، ارادت سرشار خود را به ساحت مقدس حضرت معصومه (س) ابراز می‌کند و با ابیات شعرش که رایحه‌ای دلنشین از آن به مشام می‌رسد، این‌گونه در وصف حضرت فاطمه معصومه (س) و ایام پر خیروبرکت دهه کرامت، شعرخوانی می‌کند: 
کرامت در کرامت نور در نور
زمین و آسمان مسرور، مسرور
به سمت قم دلت را کن روانه
زیارت رو زیارت بی‌بهانه 
سلامی ده به بانوی کرامت 
شفیع محشر و روز قیامت 
سلام ای حضرت معصومهٔ قم
سلام ای مرکز و مهد تفاهم
قم و قائم به ذاتش جمله دانیم 
فرامین صفاتش جمله خوانیم 
شکوه و شأن ایرانی تو آری
سه در سوی بهشت ای قم تو داری 
نمکزار کویرت جذبه آیین 
مقیم دل کند روحانی دین 
مرا با جمکرانت رمز و رازی است
نیازی و نیازی و نیازی است


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها