تلویزیون اینترنتی آستان نیوز
به گزارش آستان نیوز، زندگی حضرت رقیه (س)، دستمایه تألیف کتابهای زیادی بوده است.
کتاب «رقیه بنت الحسین در انساب و تاریخ» تألیف حجتالاسلاموالمسلمین محمدحسن پاکدامن، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، یکی از این کتابهاست که به بررسی شخصیت حضرت رقیه (س) و اثبات وجود ایشان در منابع تاریخی و نسبشناسی میپردازد و به شبهات مطرح شده در این زمینه، پاسخ میدهد.
به بهانه سال روز شهادت حضرت رقیه (س)، با این نویسنده این کتاب، درباره شخصیت حضرت رقیه و چگونگی الگوگیری از آن حضرت، گفتوگویی صورتگرفته است که در ادامه میخوانید:
ابتدا کمی در خصوص شخصیت وجودی حضرت رقیه (س) برایمان بگوئید.
زندگی یعنی همان هستی و حقیقت هستی که وجود دارد، به فراخور هر ماهیت و کالبد زمانی و مکانی در هر فرد و شخصیتی به وجود خاصی عیان میشود و به قول عرفا و حکمای حکمت متعالیه، آثار خودش را در زندگی نمایان میسازد.
ازاینرو در زیرعنوان کتاب «رقیه بنت الحسین»، تاریخ تحلیلی شخصیتشناسی حضرت رقیه (س) آمده است، این عنوان به خوانندگان فهیم خود این مطلب عرفانی و فلسفی را یادآوری میکند که در شخصیتشناسی هر انسانی، بهجای درگیرشدن باشخصیت ماهوی، ثانوی، انتزاعی و غیراصیل، باید متمرکز به شخصیت واقعی و وجودی او، شویم.
وجود خاص حضرت رقیه (س)، هرگز محدود به اعراضی چون کوتاهی یا بلندی عمر نیست. هر وجود خاص، باتوجهبه اصالت وجودیاش، فارغ از کم و کیفهای ظاهری، نمایانگر حالات، صفات و ویژگیهایی است که او را از دیگر شخصیتها متمایز میکند. مهم این است که این خصوصیات وجودی را خوب بشناسیم و بتوانیم به دیگران هم منتقل کنیم.
با این نگاه وجودی، چگونه میتوان حضرت رقیه (س) را بهعنوان الگو به کودکان امروز، معرفی کرد؟
در الگودهی، نمیتوان تمام صفات یک شخصیت را بهصورت کامل به دیگران انتقال داد، چون هرکس باتوجهبه ظرفیت وجودیاش میتواند پذیرای آن باشد، اما باید تلاش کنیم با تکنیکهای خاصی این ظرفیت را در دیگران ایجاد کنیم.
زندگی کوتاه حضرت رقیه (س)، گنجینهای از درسهای بزرگ است که میتواند چراغ راه کودکان امروز، باشد.
مهمترین درس زندگی حضرت رقیه (س)، پایداری بر حق و عدم ترس از ظلم است. ایشان در اوج کودکی، شاهد مصائب کربلا و اسارت بودند، اما ایمان خود را از دست ندادند و شجاعانه در برابر یزید ایستادند.
این پایداری و شجاعت، الگویی برای کودکان امروز است تا در برابر ناملایمات تسلیم نشوند و از ارزشهای خود، دفاع کنند.
چگونه میتوان این مفاهیم عمیق را به زبانی ساده و قابلفهم به کودکان و نوجوانان منتقل کرد؟
راهکارهای مختلفی برای این کار وجود دارد. استفاده از داستانها و حکایتهایی از زندگی حضرت رقیه (س) به زبان ساده و جذاب، بهرهگیری از تصاویر و نقاشیها برای تجسم بهتر، اجرای نمایشها و تئاترهایی با موضوع زندگی ایشان که در آن کودکان خود نقشآفرینی کنند، همه اینها باعث میشود با حضرت رقیه (س)، آشنایی عمیقتری پیدا کنند.
همچنین میتوان از ابزار هنر، شعر و موسیقی بهره گرفت. شعرهایی درباره حضرت رقیه سروده شود، گروههای موسیقی مذهبی، مضامین مربوط به ایشان را در آثارشان بگنجانند. با موسیقی سالم و معارف محور، احساسات کودکان را درگیر کنیم و به آنها کمک کنیم، ارتباط عاطفی قویتری با ایشان، برقرار کنند.
برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری نیز مؤثر است؛ از کودکان بخواهیم در قالب نقاشی یا انشا، دریافت خود را از زندگی حضرت رقیه (س) بیان کنند، این فعالیتها باعث درگیری ذهنی و عاطفی کودک با موضوع میشود.
ضمن سخنان خود، به مفهوم «مابهازا سازی پارادایمهای اخلاقی» اشاره کردید. لطفاً آن را بیشتر توضیح دهید.
در زمان امام حسین (ع)، کودکانی همچون حضرت رقیه (س)، از برگزیدگان مکتب وحی بودند و قابلیت نشاندادن صفات وجودیشان را داشتند.
اگر ما بخواهیم از نسل معاصر همانگونه بودن را بخواهیم، ممکن نیست، اما اگر پارادایمهای وجودی آن شخصیتها را بشناسیم و در دورههای مختلف تاریخی ردیابی کنیم، میتوانیم الگوهای کاربردی و زنده برای امروز، بیابیم.
امروز ما حضرت رقیه را در کودکان مظلوم غزه میبینیم. هزاران کودک در غزه، در مظلومیت، بیپناهی، گرسنگی و شهادت، همان فریاد را تکرار میکنند که حضرت (س) (س)، در خرابه شام سر داد.
اگر در زمان حضرت رقیه (س) نبودیم، امروز در برابر فریاد کودک فلسطینی قرار داریم و موظفیم به او پاسخ دهیم. این فریاد، در حلقوم تاریخ، حبس نشده است.
باید به فرزندان و والدین خود بگوییم که برای درک حقیقت حضرت رقیه (س)، باید کودکان غزه را ببینند. آنها هم بیسرپناهاند، بیغذا و بیآباند، همانطور که اهلبیت امام حسین (ع) در کربلا و شام بودند.
این تطبیق تاریخی، مابه ازایی است که مفاهیم عاشورا، را از انتزاع به عینیت، میآورد.
آیا این تطبیق با وضعیت امروز، کارکرد تربیتی دارد؟
کاملاً؛ اگر بگوییم حضرت رقیه (س) تشنه بود، در خرابه ماند، و سر پدرش را بر نیزه دید، این برای کودک امروز تصویر ملموسی نیست. اما اگر تصویری از کودکی فلسطینی که خانوادهاش را ازدستداده و در گرسنگی و آوارگی جان میدهد به او نشان دهیم، او خود به فهم معنای مظلومیت حضرت رقیه (س)، میرسد.
اینگونه است که پارادایم اصلی عاشورا و شخصیت حضرت رقیه (س) را حسیتر، واقعیتر و اثرگذارتر منتقل میکنیم.
اگر چنین نکنیم، حتی اگر هزار بار داستان بخوانیم یا نقاشی بکشیم، نتیجه عمیقی، نخواهیم گرفت.
برخی با این تطبیقها مخالفت میکنند و میگویند حضرت رقیه (س) از اهلبیت خاص بود و نمیتوان با افراد دیگر مقایسهاش کرد.
این نگاه نادرست است. برخی از روشنفکران و نویسندگان سکولار تلاش میکنند با گسستن تاریخ، الگوبرداری از اهلبیت (ع) را غیرممکن جلوه دهند، اما ما باید به اشتراکات وجودی و حقایق مشترک در طول تاریخ توجه کنیم. ظلم، مظلومیت، تشنگی، آوارگی، جنایتها و... اینها همان مفاهیم هستند، فقط در زمانهای مختلف، تکرار میشوند.
خرابه شام و خرابه غزه، یزید زمانه و یزید گذشته، همگی در امتداد همان خط تاریخیاند. باید بصیرت داشته باشیم تا این پیوستهای تاریخی را درک کنیم و کودکان را از تقطیع تاریخ، نجات دهیم.
اگر بخواهید پیامی به والدین، معلمان و مربیان نسل جدید بدهید، چه میگویید؟
امروز، اگر کودکی در تهران یا هر جای دیگر شبانه کشته میشود، یا کودکی در غزه از گرسنگی جان میدهد، باید بپذیریم که فریاد حضرت رقیه (س) در وجود آنها تکرار میشود.
اگر میگوییم لعنت بر یزید، باید فریادمان به «مرگ بر یزید زمان» یعنی نتانیاهو و امثال او، تبدیل شود.
شخصیت حضرت رقیه (س)، بهانهای برای درک عمیقتر از حقیقت عاشورا و فلسفه امامت است.
حریت، حکمت، ولایت، و بصیرت، ستونهای تمدن آیندهاند. ما باید با شناخت این مفاهیم، کودکان را نه با شعار، بلکه با حقیقت و واقعیت، آشنا کنیم.
اگر این نگاه حاکم شود، هر کودک رقیه وار، زینب گونه و فاطمه وار، رشد خواهد کرد.
و سخن آخر...
در زمان معاصر مقام معظم رهبری حسین زمان ما است و چرا میگوئیم جانم فدای رهبر؟ ولایتفقیه بالوراثه است، بهخاطر اینکه، حقیقتی که این قابلیت وجودی را پیدا کرده که ولی زمان شود، خصوصیات و صفاتش بهقدری کاملتر شده است که از حکمتی خاص و حریت خاصی برخوردار شده است و چون دیگر انسانها به این پایه نرسیدهاند، لازم است از این شخصیت بهعنوان ولیفقیه، درزمان غیبت امام عصر (عج)، تبعیت کنند.
متأسفانه، برخی تاریخ را، گسسته تحلیل میکنند ازاینرو نمیتوانند به عمق مسئله بصیرت و بصیرت طلبی و امامت و همچنین عظمت شخصیت وجودی فرد حقیقی برسند.
ما معتقدیم، زمین خدا در هیچ زمانی بی حجت نیست و بقیه الله الاعظم، در پشت پرده همهکاره است و اما نماینده او، ولیفقیه مسلمین، وارث این جریان است.
هیچچیز از ارکان عالم تصادفی نیست و تصادفی بودن باطل است بلکه، همه چیز در جای خودش واقع شده و کسانی که میخواهند الگوگیری کنند، باید شخصیتهای زمان کربلا را در زمان خود پیدا کنند، همسران شهدا، کودکان شهدا و بازماندگان این تراث، در فلسطین و سایر کشورها را، باید ما به ازا سازی، کنیم.
اگر به این تحلیلها توجه کنیم، شخصیت حضرت رقیه (س) را فهمیدیم و میتوانیم به فرزندانمان منتقل کنیم و همین رقیه (س)، خودش یک حضرت زینب (س) وام البنین سلاماللهعلیها ست.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز