کد خبر : ۷۰۶۱۷۴
۰۲:۱۱

۱۴۰۵/۰۱/۱۸

راهبرد قرآن در بازدارندگی متجاوز

راهبرد قرآن در بازدارندگی متجاوز
در مواجهه با متجاوزی که عهد و تعهد را به‌صورت مکرر نقض می‌کند، قرآن کریم تنها به دعوت به صبر و مدارا اکتفا نمی‌کند، بلکه راهبردی دقیق، بازدارنده و چندلایه برای صیانت از امنیت و جلوگیری از تکرار تجاوز ارائه می‌دهد. بر پایه دو آیه کلیدی از سوره‌های انفال و توبه، می‌توان دریافت که منطق قرآن در برابر پیمان‌شکنان، بر ترکیبی از بازدارندگی تنبیهی و بازدارندگی متمرکز است؛ راهبردی که هم قدرت دفاعی را حفظ می‌کند و هم هزینه تجاوز را چنان بالا می‌برد که اراده دشمن برای ادامه خصومت در هم بشکند.

به گزارش آستان نیوز،حجت‌الاسلام و المسلمین نوری کوهبنانی، مدیر گروه مطالعات قرآنی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان‌قدس رضوی، در یادداشتی تحلیلی به این راهبردهای قرآنی در بازدارندگی متجاوز می‌پردازد که در ادامه می‌خوانید:

در اندیشه راهبردی اسلام، صلح و پایبندی به معاهدات اصل است؛ نه تاکتیک. با این حال، واقع‌بینی سیاسی قرآن اقتضا می‌کند که در برابر دشمنانی که به‌صورت سیستماتیک عهد خود را نقض می‌کنند و از صلح، صرفاً فرصتی برای تجدید قوا و خیانت می‌سازند، تدابیر قاطع و بازدارنده اندیشیده شود. هنگامی که بازدارندگی از طریق نمایش قدرت، چنان‌که در آیه ۶۰ سوره انفال آمده، و نیز شفافیت دیپلماتیک، آن‌گونه که در آیه ۵۸ همان سوره بر آن تأکید شده، کارساز نباشد و دشمن جنگ را تحمیل کند، قرآن وارد مرحله‌ای می‌شود که می‌توان آن را «بازدارندگی عملیاتی» نامید.

خداوند متعال، پس از تبیین ماهیت پیمان‌شکنانِ مکرر، دستورالعمل رویارویی با آنان را چنین بیان می‌کند: «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛ یعنی اگر آنان را در میدان جنگ بیابی، چنان بر آنان ضربه بزن که کسانی که پشت سرشان هستند نیز پراکنده شوند؛ باشد که عبرت گیرند.

این آیه، در حقیقت، یک دکترین کامل نظامی را در خود جای داده است. واژه «تَثْقَفَنَّهُمْ» دلالت بر چیرگی قاطع دارد و نشان می‌دهد که مواجهه با چنین دشمنی نباید به نبردی فرسایشی و کم‌اثر تبدیل شود. اقدام نظامی باید بر پایه سرعت، غافلگیری و قاطعیت باشد تا ساختار فرماندهی و انسجام نیروی متجاوز در کوتاه‌ترین زمان ممکن از هم بپاشد. هدف، تنها عقب راندن دشمن نیست؛ بلکه درهم شکستن توان جنگی اوست تا امکان بازسازی سریع را از دست بدهد.

در ادامه، قرآن از راهبردی سخن می‌گوید که می‌توان آن را بازدارندگی فرا‌میدانی نامید. واژه «تَشْرِيد» به معنای پراکنده ساختن همراه با ایجاد رعب و وحشت است. در این‌جا، خودِ شکست نیروهای میدانی دشمن به یک پیام بازدارنده تبدیل می‌شود؛ پیامی که نه فقط متوجه صحنه جنگ، بلکه ناظر به همه کسانی است که پشت سر آنان قرار دارند، از حامیان و هم‌پیمانان گرفته تا شبکه‌های پشتیبانی و حتی نسل‌های آینده‌ای که ممکن است سودای پیمان‌شکنی در سر داشته باشند. هدف نهایی این سیاست آن است که «لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»؛ یعنی عبرت بگیرند و محاسبه هزینه و فایده در ذهن دشمنان بالقوه تغییر کند.

این راهبرد تنبیهی، در کنار یک رویکرد دقیق‌تر و متمرکزتر تکمیل می‌شود؛ رویکردی که کانون بحران را هدف می‌گیرد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَإِن نَّكَثُوا أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ ... فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ»؛ یعنی اگر پیمان‌های خود را پس از عهدشان شکستند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست، باشد که از کار خود بازایستند.

این آیه، استراتژی «قطع سر» را به‌عنوان سطحی عالی از بازدارندگی معرفی می‌کند. در این منطق، به‌جای درگیری فرساینده با نیروهای پایین‌دست که غالباً خود قربانی تصمیم‌های رهبرانشان هستند، هزینه پیمان‌شکنی مستقیماً به رأس هرم قدرت دشمن منتقل می‌شود. بازدارندگی زمانی به اوج اثربخشی خود می‌رسد که رهبران و طراحان اصلیِ تجاوز دریابند در صورت نقض عهد، خودِ آنان نیز در کانون پاسخ قرار خواهند گرفت. در چنین وضعی، مرکز تصمیم‌گیریِ متجاوز فلج می‌شود، اراده سیاسی دشمن دچار تزلزل می‌گردد و ماشین جنگی او از کار می‌افتد.

قرآن برای این دستور قاطع، استدلالی روشن و حقوقی نیز ارائه می‌کند: «إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ»؛ یعنی برای آنان هیچ پیمانی نیست. این تعبیر نشان می‌دهد که رهبران پیمان‌شکن با نقض مکرر و سیستماتیک معاهدات، خود را از دایره اعتماد و التزام حقوقی خارج کرده‌اند. وقتی یک طرف هیچ ارزشی برای تعهدات خود قائل نیست، دیگر نمی‌تواند انتظار داشته باشد که از مصونیت و اعتماد متقابل برخوردار باشد. از این منظر، بازدارندگی در برابر چنین رفتاری، نه خشونت‌طلبی، بلکه صیانت از نظم، امنیت و اعتبار عهد است.

هدف غایی این راهبرد، توقف کامل تجاوز است؛ نه انتقام‌جویی و نه کشتار کور، بلکه اقدامی عمل‌گرایانه و معطوف به نتیجه.

مقصود آن است که با حذف یا ارعاب رهبران پیمان‌شکن، منشأ صدور دستورات خصمانه خشکانده شود و در نتیجه، جریان تجاوز متوقف گردد. اجرای هم‌زمان این دو راهبرد، حداکثر فشار نظامی و روانی را بر دشمن پیمان‌شکن وارد می‌کند و نه‌تنها به تجاوز فعلی پایان می‌دهد، بلکه با بالا بردن هزینه خیانت، امنیت پایدار را برای جامعه اسلامی در آینده نیز تضمین می‌کند.

در همین چارچوب، حضور آگاهانه و فعال مردم در میدان، نشان‌دهنده مطالبه عمومی برای اجرای فرمان الهی در برابر متجاوز است. سخن از سازش، بدون تنبیه بازدارنده، در عمل فرصتی دوباره به دشمن می‌دهد تا تجدید قوا کند و تجاوز خود را ادامه دهد. امید آن است که مسئولان محترم نیز با مردم همراه شوند و با تدبیر، صلابت و بازدارندگی مؤثر، دشمن را از تکرار تجاوز پشیمان کنند.
مهلا دانشمند


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها