کد خبر : ۷۰۷۸۵۰
۱۳:۳۵

۱۴۰۵/۰۲/۱۱

تحلیل حدیث سلسلةالذهب: پیوند ناگسستنی توحید و امامت

تحلیل حدیث سلسلةالذهب: پیوند ناگسستنی توحید و امامت
در آستانه ولادت باسعادت حضرت رضا (ع)، گویی حدیث قدسی «سلسلة الذهب» از اعماق قرن‌ها، ندایی تازه سر می‌دهد و پیوندی ناگسستنی میان توحید ناب الهی و اصل ولایت را، آشکار می‌سازد.

بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی در اقدامی ارزشمند، با انتشار یادداشتی از حجت‌الاسلام نوری کوهبنانی، مدیرگروه مطالعات قرآنی خود، به این موضوع حیاتی پرداخته است.

این یادداشت که با استناد به حدیث «سلسلة الذهب» به تبیین جایگاه امامت به‌عنوان شرط ورود به حصن توحید می‌پردازد، دعوتی است به تأمل عمیق‌تر در معنای حقیقی یکتاپرستی و نقش‌محوری امام در رسیدن به آن. در ادامه مشروح این یادداشت را می‌خوانید:

حدیث گران‌سنگ «سلسلة الذهب» از امام رضا (ع)، فراتر از یک شعار توحیدی، نقشه راهی ژرف و روشن از «ساختار توحیدی هدایت» را در اندیشه اسلامی می‌گشاید. این حدیث، پیوند ناگسستنی میان توحید الهی و ولایت امام را آشکار می‌سازد و امامت را جلوه‌ای عینی و تاریخی از توحید معرفی می‌کند.

امام رضا (ع) در این حدیث فرمودند: «کَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ حِصْنِی؛ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی، بِشُرُوطِهَا، وَأَنَا مِنْ شُرُوطِهَا». در این کلام نورانی، توحید به مثابه دژ استوار الهی معرفی شده که ورود به آن، شروطی دارد و امام خود یکی از این شروط بنیادین است. این حقیقت، ستون فقرات فهم شیعی از ولایت را تشکیل می‌دهد. در ادامه به تشریح بیشتر این ستون فقرات مفهومی می‌پردازم.

۱. توحید؛ ساختاری هدایت‌بخش، نه صرفاً یک باور:

حدیث سلسلة الذهب با توصیف توحید به‌عنوان حصن (دژ)، نشان می‌دهد که توحید، فراتر از یک واژه یا ادعا بر زبان، یک سامانه معرفتی و عملی است که باید فرد و جامعه را در برگیرد. ازآنجاکه توحید نظامی واحد است، رهبری جامعه نیز باید واحد باشد؛ بدین معنا که توحید در اندیشه، نیازمند توحید در رهبری است. همان‌گونه که قبله، وحدت نماز را سامان می‌دهد، امام نیز وحدت مسیر جامعه را پاس می‌دارد.

۲. امام؛ شرط درک و ورود به حصن توحید:

عبارت «وَأَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» در کلام امام رضا (ع)، نقطه اوج این معناست. بدون امام، توحید در سطح لفظ و ادعا باقی می‌ماند؛ زیرا فهم صحیح توحید، صیانت از شریعت و هدایت جامعه، تنها از طریق انسان‌هایی ممکن است که آینه صفات الهی‌اند. امام مظهر هدایت الهی است و نه مقصد پرستش، بلکه راه عبور به‌سوی خداوند.

۳. ولایت؛ امتداد اطاعت خدا:

قرآن کریم، اطاعت از رسول و اولوالأمر را ادامه اطاعت از خدا معرفی می‌کند؛ بنابراین، اطاعت از امام، تبعیت از اراده الهی است، نه اطاعت از غیر خدا. ازاین‌رو در زیارت جامعه می‌خوانیم: «من أطاعکم فقد أطاع الله». حدیث سلسلة الذهب نشان می‌دهد که ولایت، نه‌تنها شکستن توحید نیست، بلکه تحقق عملی و تاریخی آن است.

۴. ولایت؛ نفی طاغوت و پاسداری از حقیقت توحید:

اگر توحید، حصن خداست، ولایت دروازه ورود به این حصن است و این دروازه، مانع نفوذ هر طاغوتی می‌شود. امامت، مرکز مشروعیت الهی است و هر جا ولایت غایب شود، طاغوت و قدرت‌های خود بنیاد مجال ظهور می‌یابند. پس ولایت، نگهبان مرز‌های توحید در عرصهٔ اجتماعی است.

۵. امامت؛ استمرار تاریخی توحید:

نبوت، آغاز دعوت به توحید بود و امامت، استمرار همان خط هدایت در طول تاریخ. حدیث سلسلة الذهب این حقیقت را روشن می‌سازد که توحید بدون ولایت، حقیقتی ناقص و ناتمام است؛ زیرا قوام عملی و تاریخی توحید، به رهبری امام وابسته است.

زیارت‌ها؛ شرح حدیث سلسلة الذهب در قالب دعا:

زیارت جامعه کبیره با تعبیر «السلام علی الدعاة الی الله» و زیارت آل یاسین با عبارت «السلام علیک یا داعی الله»، در واقع تفسیر زیارتی و ایمانیِ همان حقیقتی هستند که امام رضا (ع) در حدیث سلسلة الذهب بیان فرمودند: امام دعوت‌کننده به‌سوی خداست، نه دعوت‌کننده به خویش، و ولایت او، راه تحقق توحید در زمین است.

 زیارت‌ها، امامان را «ارکان التوحید»، «ابواب الایمان» و «محالّ معرفة الله» معرفی می‌کنند و همه این تعابیر یک پیام واحد دارند: امام، راه شناخت و تجلی توحید در زندگی انسانی است. همچنین توسل، حرکتی از وسیله به‌سوی مقصد توحید است. در فرازی از زیارت جامعه، عباراتی، چون «مستشفعٌ إلى الله بکم» و «متقرّبٌ بکم إلیه» به‌روشنی نشان می‌دهند که مقصد، خداست (إلى الله) و وسیله، امام است (بکم). توسل، توحید را تقویت می‌کند؛ زیرا نشان می‌دهد که اولیای الهی مستقل از خدا نیستند و همه مقامشان پرتوی از ربوبیت خداست. این دقیقاً شرحی ظریف از جمله امام رضا (ع) است: ورود به حصن توحید، با شرایط است؛ و امام، اوج این شرایط است.

از مجموعه آموزه‌های قرآن، حدیث سلسلة الذهب، زیارت‌ها و دعا‌ها چنین برمی‌آید که:

در اعتقاد: امام، شرط تحقق کامل توحید است.

در هدایت: امام، راهنما و آینه صفات الهی است.

در جامعه:امام، سد طاغوت و محور حق است.

 در زیارت و توسل: امام، واسطه قرب به خداست.

 در تاریخ: امام، استمرار خط توحید است.

در سلوک: امام، راه عبور انسان به‌سوی خداوند است.

بنابراین، ولایت و امامت، تجلی عینی و انسانی توحید و دروازه ورود به حصن یکتاپرستی‌اند.

 

حجت‌الاسلام نوری کوهبنانی - مدیرگروه مطالعات قرآنی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها