کد خبر : ۷۰۹۱۱۵
۱۴:۳۲

۱۴۰۵/۰۳/۱۱

از سایه‌سار گنبد تا قله‌ی واژه‌ها؛ روایت مردی که لقبش را از آستان رضا(ع) گرفت

از سایه‌سار گنبد تا قله‌ی واژه‌ها؛ روایت مردی که لقبش را از آستان رضا(ع) گرفت
بعضی نام‌ها را تاریخ می‌سازد و بعضی را مکان؛ اما نام‌هایی نیز هستند که از پیوند نفس‌های یک انسان با تپش‌های یک حرم متولد می‌شوند. نام‌هایی که اگر رشته اتصالشان را به آن حریم قطع کنی، نیمی از هویتشان فرومی‌ریزد.

به گزارش آستان نیوز، «ملک‌الشعرای بهار» از همین جنس است. بسیاری او را شاعر آزادی، ادیب مشروطه و ستون استوار زبان فارسی می‌شناسند؛ اما کمتر کسی می‌داند پیش از آنکه بهار نامش را در دفتر ملی ایران بنشاند، شاعر آستان بود؛ شاعری که نخستین اعتبار ادبی‌اش را از حریم امام رضا (ع) گرفت و لقبی که تا امروز بر تارک نامش می‌درخشد، مستقیماً از آستان قدس رضوی به او رسید.

این روایت، تنها حکایت یک شاعر نیست؛ روایت پیوند دیرپای حرم مطهر رضوی بافرهنگ، ادب و هنر ایران است. پیوندی که از روزگار بهار آغاز نشد و با او پایان نیافت، بلکه در رواق‌های حرم مطهر رضوی، در کتابخانه‌ها، موزه‌ها، انجمن‌های ادبی و جریان‌های فرهنگی آستان قدس رضوی همچنان می‌تپد؛ گویی رشته‌ای نامرئی، دیروز ملک‌الشعرا را به امروز فرهنگ رضوی گره‌زده است.

خاستگاه واژه‌ها در همسایگی حرم

میرزا محمدکاظم صبوری، پدر محمدتقی بهار، ملک‌الشعرای رسمی آستان قدس رضوی بود. این جایگاه در آن روزگار، نه یک عنوان تزیینی، بلکه منصبی فرهنگی و مسئولیتی سنگین بود؛ وظیفه‌ای که سرودن مدایح، قصاید مناسبتی و پاسداری از ادبیات آیینی را در خدمت ارادت به امام رضا (ع) می‌طلبید.

بهار در چنین اتمسفری چشم گشود؛ خانه‌ای که در آن شعر سرگرمی نبود، بلکه عبادت بود؛ تفنّن نبود، بلکه خدمت بود.

کودکی‌اش در سایه حرم مطهر رضوی گذشت؛ جایی که آوای تعلیم ادب و معرفت با سکوت مقدس صحن‌ها درمی‌آمیخت و نقاره‌های حرم، ریتم روزگار را با ضرب‌آهنگ واژه‌ها هماهنگ می‌کرد. خاندان صبوری و بهار، چندین نسل را در ساختار فرهنگی مشهد و در جوار آستان قدس رضوی ریشه دوانده بودند و این تداوم، نشان از جایگاه استوار آنان در دستگاه فرهنگی خراسان داشت.

منصبی که از آستان برخاست؛ فراتر از یک لقب

در حافظه جمعی ایرانیان، «ملک‌الشعرا» بیشتر یک عنوان ادبی و افتخاری پنداشته می‌شود؛ اما در ساختار فرهنگی خراسان و در دیوان آستان قدس رضوی، این نشان، جایگاهی رسمی و وابسته به حرم مطهر رضوی بود. با درگذشت پدر و به فرمان مظفرالدین‌شاه، منصب ملک‌الشعرایی آستان قدس رضوی به محمدتقی جوان سپرده شد. آن روز‌ها هنوز کسی نمی‌دانست این نوجوان مشهدی روزی به یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات و سیاست معاصر ایران بدل خواهد شد؛ اما تاریخ، نخستین مهر اعتبار را از حرم امام رضا (ع) بر پیشانی او زده بود.

پیش از آنکه تهران او را بشناسد، مشهد او را شناخته بود؛ پیش از آنکه دانشگاه‌ها آثارش را تدریس کنند، حرم مطهر رضوی صدای شعرش را شنیده بود. بهار در جوانی، قصیده‌ها و قطعاتی در ستایش امام رضا (ع) و بارگاه رضوی سرود که نه‌تنها جایگاهش را در آستان تثبیت کرد، بلکه بذر عشق به حرم را در سراسر دیوان ادبیات ایران کاشت.

اگر لقب ملک‌الشعرای بهار را از کارنامه‌اش جدا کنیم، نیمی از هویت ادبی او محو می‌شود؛ چرا که این نام، مستقیماً از دل حریم رضوی برخاسته است.

حرمی که فرهنگ را در متن رسالت خود می‌دانست

حرم مطهر رضوی در طول قرن‌ها هرگز تنها محل زیارت نبوده است. این آستان، یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های تولید فرهنگ و دانش در جهان اسلام به شمار می‌آید.

کتابخانه‌های عظیم، مدارس علمی، انجمن‌های ادبی، موقوفات فرهنگی و حلقه‌های فکری پیرامون حرم، بستری فراهم کردند که ده‌ها شاعر، نویسنده، مورخ و پژوهشگر از آن برخاستند.

بهار یکی از مشهورترین فرزندان این سنت فرهنگی است؛ سنتی که نشان می‌دهد امام رضا (ع) در حافظه تاریخی ایرانیان تنها امام کرامت نیست، بلکه الهام‌بخش فرهنگ و دانش نیز هست.

بهار نماد یک اندیشه بود؛ اندیشه‌ای که فرهنگ را بخشی از هویت دینی جامعه می‌دانست و شعر را نه زینت کلمات، بلکه ابزار بیداری. امروز نیز آستان قدس رضوی همین مسیر را دنبال می‌کند؛ با این تفاوت که دامنه فعالیت‌های فرهنگی آن از یک حلقه‌ی محدود ادبی فراتر رفته و به شبکه‌ای گسترده، نظام‌مند و روایت‌محور از خدمات فرهنگی تبدیل شده است.

از دیوان شعر تا شبکه خدمت؛ تداوم سیره رضوی در امروز آستان

آستان قدس رضوی هرگز فرهنگ را در حاشیه زیارت رها نکرد. این نهاد، در امتداد سیره رضوی و منش امام رضا (ع) که دانش و ادب را گرامی می‌شمردند، سه ساحت مجزا، اما پیوسته را سامان داده است که هر یک، تابلویی از تعهد به میراث ایران‌زمین است.

در ساحت میراث و اسناد، کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی با میلیون‌ها جلد کتاب و هزاران نسخه خطی، گنجینه‌ای زنده از تمدن اسلامی را در خود جای‌داده و سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، نه‌فقط محافظت‌کننده که احیاگر دانش‌های فراموش‌شده است.

در ساحت تولید و پژوهش، جشنواره‌های شعر و داستان رضوی، نشست‌های تخصصی ادبی، انتشار نشریات علمی و فرهنگی و حمایت مادی و معنوی از پژوهشگران، بستری امن برای آفرینش‌های نوین فراهم کرده است.

در ساحت تربیت و ترویج، کانون‌های پرورش استعداد‌های جوان، کارگاه‌های نویسندگی، نمایشگاه‌های هنری و برنامه‌های رسانه‌ای، نسل جدید را با زبان اصیل فرهنگ پیوند می‌زند.

این خدمات، تفکیک‌شده، اما پیوسته، روایت‌گر یک حقیقت است؛ در مکتب امام رضا (ع)، خدمت تنها در اطعام و اسکان زائر خلاصه نمی‌شود؛ گاهی خدمت، حفظ یک نسخه خطی است، گاهی حمایت از یک شاعر جوان و گاهی برپایی مجلسی که در آن کلمات، پل می‌سازند میان گذشته و آینده.

این رویکرد، تجلی عینی سیره رضوی است؛ امامی که خود پاسخگوی پرسش‌های علمی بود، ادیبان را گرامی می‌داشتند و فرهنگ را ستون استواری امت می‌دانستند.

صدای مسئولان؛ پژواک یک تعهد دیرین

مسئولان آستان قدس رضوی بار‌ها بر این اصل تأکید ورزیده‌اند که فرهنگ، حاشیه حرم نیست، بلکه متن رسالت آن است.

آیت‌الله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در بیانات خود تصریح کرده است: حرم مطهر رضوی تنها یک مکان زیارتی نیست؛ این آستان باید مرجع فرهنگی و معرفتی جامعه باشد و با تمام توان، در مسیر صیانت از میراث ادبی و هنری گام برمی‌دارد.

بخش‌های فرهنگی و اجتماعی آستان قدس رضوی نیز در اسناد راهبردی خود خاطرنشان کرده‌اند که توسعه فعالیت‌های ادبی، از حفظ نسخ خطی تا حمایت از جریان‌های خلاق معاصر، در راستای همان نگاهی است که قرن‌ها پیش، شاعران و اندیشمندان را در جوار بارگاه امام رضا (ع) گرد آورد.

مدیران فرهنگی آستان قدس رضوی در گفت‌و‌گو‌های مطبوعاتی خود تأکید کرده‌اند که جشنواره‌های ادبی، نشریات تخصصی و شبکه کتابخانه‌های این نهاد، نه برای نمایش که برای تداوم یک مأموریت تاریخی طراحی شده‌اند.

این سخنان، تنها شعار نیست؛ برنامه‌ای عملیاتی است که در تاروپود فعالیت‌های آستان قدس رضوی تنیده شده و نشان می‌دهد چگونه خط روایی ملک‌الشعرای بهار، امروز در قالب سیاست‌های کلان فرهنگی این نهاد زنده می‌ماند و حرم مطهر رضوی، همچنان میزبان اندیشه‌ای است که ادب را عبادت می‌داند.

جایی که روایت بهار کامل می‌شود؛ آرامگاهی در سایه گنبد

در تاریخ‌ادبیات ایران، کمتر زندگی‌نامه‌ای را می‌توان یافت که آغاز و پایان آن تا این اندازه به یک نقطه گره‌خورده باشد. محمدتقی بهار در جوار حرم مطهر رضوی چشم به جهان گشود، در سایه فرهنگ رضوی بالید و در نهایت لقب ملک‌الشعرایی خود را از آستان قدس رضوی گرفت.

امروز در میان انبوه زائرانی که هر روز از صحن‌ها و رواق‌های حرم مطهر رضوی عبور می‌کنند، کمتر کسی می‌داند یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های ادبیات‌معاصر ایران نیز از همین حریم نام‌گرفته.

نام بهار بیش از هر چیز با شعر، سیاست، مشروطه، روزنامه‌نگاری و کتاب سترگ سبک‌شناسی شناخته می‌شود؛ اما زادگاه و محل رشد او در حافظه عمومی ایرانیان به‌اندازه آثارش شناخته‌شده نیست. پیشینه حضور محمدتقی بهار در دستگاه آستان قدس رضوی معنایی متفاوت دارد.

او نماینده حوزه فرهنگ و ادبیات است؛ نشانه‌ای از اینکه حرم مطهر رضوی در طول تاریخ تنها مأمن دین‌پژوهان و عالمان نبوده، بلکه پناهگاه و پرورشگاه اندیشه، هنر، شعر و ادب فارسی نیز، بوده است.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها