به گزارش آستاننیوز، در این نشست، امیرحسین مرادی عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای اسلامی، با ارائه تحلیلی نظاممند از پیامهای نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی، این پیامها را منظومهای راهبردی برای سیاستگذاری کلان، دولتسازی اسلامی، مدیریت جهادی و تحقق تمدن نوین اسلامی معرفی کرد و بر ضرورت بهرهگیری از این میراث فکری در عرصه حکمرانی کشور تأکید کرد.
دکتر مرادی در آغاز سخنان خود با بیان اینکه پیامهای نوروزی رهبر معظم انقلاب طی بیش از سه دهه، صرفاً توصیههایی اخلاقی یا مناسبتی نیستند، اظهار داشت: این پیامها در حقیقت اسناد بالادستی پویا، نقشه راه حکمرانی و گزارشهای سالانه حرکت تمدنی جمهوری اسلامی ایران هستند که با رویکردی کاملاً نظاممند، مسیر حرکت کشور را در عرصههای مختلف ترسیم میکنند.
وی هدف اصلی این پژوهش را استخراج دکترین عملیاتی اداره کشور از دل پیامهای نوروزی دانست و تصریح کرد: پراکندگی سیاستها، روزمرگی مدیریتی و فاصله گرفتن دستگاهها از یک هدف مشترک، از مهمترین آسیبهایی است که با بازخوانی نظاممند این پیامها قابل اصلاح خواهد بود.
ارائهکننده اثر، یکی از مهمترین انگیزههای تدوین این کتاب را پاسخ به این شبهه دانست که مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور را به ذات نظام اسلامی نسبت میدهد.
به گفته وی، بررسی محتوایی ۳۵ سال پیام نوروزی نشان میدهد هر زمان مدیریت جهادی، انقلابی و مبتنی بر ظرفیتهای داخلی در میدان عمل حضور داشته، کشور شاهد جهشهای علمی، اقتصادی و راهبردی بوده است و در مقابل، بسیاری از ناکارآمدیها ناشی از ضعف در مدیریت و اجرا بوده، نه ضعف مبانی انقلاب اسلامی.
مرادی با تشریح ساختار کتاب، بیان کرد: این اثر در هشت فصل تنظیم شده و حاصل تحلیل محتوایی تمامی پیامهای نوروزی از آغاز رهبری تا سالهای اخیر است.
به گفته وی، رهبر انقلاب در تدوین پیامهای نوروزی از یک الگوی چهارمرحلهای بهره بردهاند که شامل ارزیابی عملکرد و آسیبشناسی سال گذشته، تحلیل تهدیدها و شناخت آرایش دشمن، تعیین اولویت راهبردی کشور در قالب شعار سال و معرفی ابزارهای تحقق آن هدف است.
وی تأکید کرد: انتخاب شعار سال هرگز اقدامی نمادین یا تشریفاتی نبوده، بلکه تعیین نقطه تمرکز نظام برای همافزایی همه دستگاههای اجرایی، تقنینی و قضایی است.
در ادامه نشست، ارائهکننده با مرور روند تحول شعارهای سال، نشان داد که این نامگذاریها در واقع حلقههای یک منظومه منسجم تمدنی هستند.
به گفته وی، دهه هفتاد با محورهایی چون انضباط اجتماعی، وجدان کاری و صرفهجویی، دوره بازسازی کشور پس از جنگ را دنبال میکرد.
در دهه هشتاد، شعارهایی همچون نهضت نرمافزاری، نوآوری و شکوفایی و اصلاح الگوی مصرف زمینهساز اقتدار علمی و تولید دانش شدند.
در دهه نود، با تشدید فشارهای خارجی، مفاهیمی مانند اقتصاد مقاومتی، حمایت از کالای ایرانی، رونق تولید؛ پشتیبانیها و مانعزداییها به عنوان راهبرد استحکام درونی اقتصاد کشور مطرح شدند.
همچنین در آغاز سده پانزدهم هجری شمسی، شعارهایی نظیر تولید؛ دانشبنیان و اشتغالآفرینی، مهار تورم، رشد تولید و جهش تولید با مشارکت مردم نشاندهنده ورود کشور به مرحلهای نوین از رقابتپذیری اقتصادی و مردمیسازی تولید ارزیابی شد.
یکی از مهمترین بخشهای ارائه، تشریح «زنجیره پنجگانه تمدنسازی» بود؛ مدلی که بر اساس اندیشه رهبر انقلاب، حرکت جمهوری اسلامی را در پنج مرحله «انقلاب اسلامی»، «نظام اسلامی»، «دولت اسلامی»، «جامعه اسلامی» و در نهایت «تمدن نوین اسلامی» تبیین میکند.
مرادی، مرحله «دولت اسلامی» را دشوارترین حلقه این زنجیره دانست و تصریح کرد: تحقق این مرحله صرفاً با تغییر ساختارهای اداری ممکن نیست، بلکه نیازمند تحول در اخلاق حرفهای، سبک زندگی، پاکدستی، عدالتمحوری و مدیریت جهادی کارگزاران است.
در بخش دیگری از نشست، اقتصاد مقاومتی به عنوان مهمترین راهبرد مقابله با جنگ اقتصادی مورد تحلیل قرار گرفبه گفته ارائهکننده، اقتصاد مقاومتی صرفاً یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه دکترین بازدارندگی اقتصادی جمهوری اسلامی است که با اتکا بر تولید ملی، دانشبنیان شدن اقتصاد، حمایت از کالای ایرانی و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی، زمینه کاهش اثرگذاری تحریمها را فراهم میکند.
در ادامه، مدیریت جهادی به عنوان یکی از ارکان اصلی دکترین حکمرانی تمدنساز معرفی شد.
مرادی مدیریت جهادی را مبتنی بر سه مؤلفه ایمان، دانش و کار خستگیناپذیر دانست و تأکید کرد: این الگو برخلاف مدیریت صرفاً بروکراتیک، توان تبدیل تهدیدها به فرصت و عبور از موانع اجرایی را دارد.
در تشریح فصلهای پایانی کتاب نیز نقش مردم در حکمرانی تمدنساز مورد توجه قرار گرفت.
به اعتقاد امیرحسین مرادی، در منظومه فکری رهبر انقلاب، مردم صرفاً مخاطب سیاستها نیستند، بلکه کارفرمای اصلی نظام حکمرانی به شمار میروند و دولت باید نقش تسهیلگر فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی آنان را ایفا کند.
وی هدایت سرمایههای خرد مردمی به سمت تولید را یکی از مهمترین الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی دانست.
در بخش پایانی نشست، جمعی از استادان و پژوهشگران حاضر به بیان دیدگاههای خود پرداختند. دکتر شفایی، رئیس پژوهشکده معارف اسلامی در جهان معاصر، با ارزشمند توصیف کردن این پژوهش، پیشنهاد کرد در چاپهای بعدی، این دکترین با نظریههای رایج حکمرانی در جهان نیز مقایسه شود تا ابعاد نوآورانه آن بیشتر آشکار شود.
همچنین کارشناسان دیگری در ادامه، پیشنهاد کردند آسیبشناسی موانع تحقق عملی این منظومه فکری نیز به عنوان پیوست پژوهش مورد توجه قرار گیرد.
گفتنی است، کتاب «دکترین حکمرانی تمدنساز؛ بازخوانی استراتژیک ۳۵ سال پیامهای نوروزی» با رویکردی نوآورانه میکوشد نشان دهد پیامهای نوروزی رهبر معظم انقلاب، صرفاً مجموعهای از نامگذاریهای سالانه نیست، بلکه منظومهای منسجم از سیاستگذاری کلان، مدیریت راهبردی و نقشه حرکت جمهوری اسلامی به سوی تحقق تمدن نوین اسلامی است؛ منظومهای که در آن، دانش، اقتصاد، مدیریت جهادی، مشارکت مردم و عدالت، اجزای مکمل یک دکترین واحد حکمرانی به شمار میروند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز