کد خبر : ۷۱۰۶۹۹
۲۱:۲۲

۱۴۰۵/۰۴/۱۵
روایتی از حال‌وهوای موزه آثار اهدایی رهبر شهید انقلاب در حرم مطهر رضوی

وقتی جهان در پیشگاهِ حرم وقف می‌شود

موزه
چند ثانیه مانده به اذان ظهر، گرمای تیرماه روی سنگ‌فرش‌های حرم نفس را به شماره می‌اندازد؛ اما پشت در‌های «گنجینه قرآن و نفایس» هوای دیگری جریان دارد. اینجا ویترین‌ها فقط محل نمایش اشیای نفیس نیستند؛ هر هدیه، روایت سفری است از گوشه‌ای از جهان، هر اثر نشانی از فرهنگ و هنر ملتی و هر قدم، یادآور مردی که همه این یادگار‌ها را به‌جای آنکه برای خود نگه دارد، وقف مردم و حرم امام رضا (ع) کرد.

به گزارش آستان نیوز، چندثانیه‌ای تا اذان مانده است. عرق از سر و رویم می‌چکد. خودم را به سایه باریک صحن کوثر می‌رسانم. از دور تابلوی موزه گنجینه قرآن و نفایس آستان قدس رضوی دیده می‌شود. پله‌ها را بالا می‌روم. روی استند، تصویری از رهبر انقلاب با همان لبخند آشنا نقش بسته است. نگاه که به لبخندشان می‌افتد، انگار خستگی راه و سوز گرما از تنم بیرون می‌رود. پایین تصویر تنها یک جمله نوشته‌اند؛ «خوش آمدید.»

داخل که می‌شوم، خنکای سالن صورتم را نوازش می‌کند، در ابتدای سالن، ویترینی از سکه‌ها و هدایای ارزشمند قرار گرفته است. دو درِ بزرگ چوبی با پرده‌های زیبا، تصویری از امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب را در قاب خود دارند. ساعت‌گرد سفیدرنگ، دوازده ونیم ظهر را نشان می‌دهد و بالای درها نام «گنجینه آثار اهدایی مقام معظم رهبری» خودنمایی می‌کند.

قدم که جلوتر می‌گذاری، نخستین چیزی که نگاه را می‌رباید، تابلوی بزرگ معرق‌کاری است؛ اثری عظیم که ظرافت دست هنرمندان ایرانی را به رخ می‌کشد. هر قطعه چوب، بخشی از روایتی بزرگ‌تر است؛ روایتی از هنر، صبر و عشق.

سمت راست، تابلوی «ظهر عاشورا» با تکه‌های چوب و بازی رنگ‌های تیره و روشن، بیننده را تا صحرای کربلا می‌برد. بغض، بی‌اجازه گلو را می‌فشارد. اشک‌هایی که ماه‌هاست دیگر فرمان نمی‌برند، آرام روی گونه‌ها می‌لغزند.

ویترین‌ها یکی پس از دیگری، فرهنگ ملت‌ها را روایت می‌کنند؛ ظرف‌های نفیس، تابلوهای هنری، صنایع‌دستی، آثار قلم‌زنی، قالیچه‌های دست‌بافت و هدایایی که از کشورهای مختلف برای رهبر انقلاب آورده شده‌اند. ظرف سنگی با قوری کوچک از ابوظبی، گردن‌آویزی با تمثال حضرت مریم از گرجستان، ظروف فاخر و ده‌ها اثر هنری دیگر، هر کدام قصه سرزمینی را با خود آورده‌اند.

در بخش دیگری از گنجینه، هدایای ارتش و سپاه با نشان‌ها و یادبودهای نظامی به‌نمایش‌درآمده است. میان آن‌ها، تصویری از نماز جماعتی که رهبر انقلاب با چفیه بر دوش و لباس سبز سپاه اقامه کرده‌اند و شهید سپهبد علی صیاد شیرازی پشت سر ایشان ایستاده، بیش از هر چیز نگاه را متوقف می‌کند. ناخودآگاه از دل می‌گذرد؛ ای‌کاش می‌شد حتی یک نماز پشت سر چنین مردانی خواند.

اندکی آن‌سوتر، پارچه‌ای از خانه خدا، شمشیرهای مرصع، عصاهای تشریفاتی با کنده‌کاری‌های هنرمندانه، صندوقچه‌های چوبی و سنگی و قلمدان‌های نفیس، هر کدام بخشی از تاریخ و هنر جهان اسلام را در خود جای‌داده‌اند.

اما شاید روح این گنجینه در طبقه بالاتر جریان دارد؛ جایی که نسخه‌های خطی قرآن، صحیفه‌ها و آثار کم‌نظیر تاریخی نگهداری می‌شود. قرآن‌هایی با خط کوفی، نسخه‌هایی که برخی کامل و برخی تنها چند صفحه از قرون نخستین اسلام را در بردارند، بیننده را به سفری در دل تاریخ می‌برند. در میان این آثار، مصحف‌های نفیس و یادگارهای ارزشمند مذهبی، جلوه‌ای ویژه به این مجموعه بخشیده‌اند؛ آثاری که ارزش آن‌ها تنها در قدمتشان نیست، بلکه در پیوندشان با تاریخ ایمان و فرهنگ اسلامی است.

کنار یکی از ویترین‌ها، جوانی که به‌تازگی از خارج از کشور به ایران آمده، بادقت از آثار عکس می‌گیرد. آرام می‌گوید: «چه دل‌بزرگی... همه این‌ها را می‌توانست برای خودش نگه دارد، اما وقف حرم کرده تا همه مردم ببینند. این یعنی دل‌بسته دنیا نبود.»

چند قدم آن‌طرف‌تر، پدری دست دختر کوچکش را گرفته است. پای هر ویترین می‌ایستد و باحوصله برایش توضیح می‌دهد: «این‌ها را از کشورهای مختلف برای رهبر آورده بودند، اما ایشان همه را به حرم هدیه کردند تا مردم هم ببینند و سهمی از این میراث داشته باشند.»

در انتهای مسیر، زنی مقابل تصویری که با ساقه‌های گندم ساخته شده، ایستاده است. نگاهش از تابلو جدا نمی‌شود. آرام می‌گوید: «من شاید مثل شما مذهبی نباشم، اما وقتی شنیدم ایشان گفته‌اند دختران کم‌حجاب هم اگر از وطن دفاع کنند فرزندان من هستند، دلم خواست بیشتر بشناسمش. حالا هرچه بیشتر می‌شناسم، بیشتر دلتنگ می‌شوم.»

به سمت خروجی می‌روم. روی میزی، دفتر نظرسنجی قرار دارد؛ اما کمتر کسی آن را دفتر نظرسنجی می‌بیند. بیشتر شبیه دفتر دلتنگی است؛ جایی که بازدیدکنندگان، احساسشان را میان چند خط جا می‌گذارند.

از گنجینه که بیرون می‌آیم، بیش از آنکه تصویر اشیای نفیس در ذهنم مانده باشد، یک حقیقت با من همراه است؛ ارزش این مجموعه نه به طلا و جواهر، نه به نسخه‌های خطی و آثار تاریخی، بلکه به انتخاب صاحب آن است. مردی که هدایای ملت‌ها را سرمایه شخصی خود ندانست و آن‌ها را به مردم سپرد تا امروز هر زائری، هنگام عبور از این گنجینه، سهمی از تاریخ، هنر، فرهنگ و بخشندگی را با خود به خانه ببرد.

تهیه و تنظیم: تکتم وطن دوست


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها