کد خبر : ۷۱۳۴۰۱
۱۶:۲۳

۱۴۰۵/۰۶/۱۴
گفت‌و‌گو با دکتر حسن بلخاری درباره حکمت هنر اسلامی و پروژه‌های توسعه عتبات

هندسه تجلی؛ از صلابت نجف تا آرامش کاظمین

معماری اماکن متبرکه، فراتر از آرایه‌های بصری، چینش آجر و هندسه کاشی‌ها، تجلی‌گاه مفاهیم قدسی و آینه‌ای تمام‌نما از شخصیت والای ائمه اطهار (ع) است.
معماری اماکن متبرکه، فراتر از آرایه‌های بصری، چینش آجر و هندسه کاشی‌ها، تجلی‌گاه مفاهیم قدسی و آینه‌ای تمام‌نما از شخصیت والای ائمه اطهار (ع) است.

به گزارش آستان نیوز؛ در اواخر تیرماه ۱۴۰۵، دکتر حسن بلخاری قهی، استاد برجسته فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی و رئیس هیئت‌مدیره «شرکت آرایه‌های معماری رضوی»، طی بازدید از پروژه‌های توسعه عتبات‌عالیات به بررسی روند پیشرفت «صحن قریش» در حرم امامین جوادین (ع) که یکی از پروژه‌های در دست احداث این شرکت است پرداخت.

در حاشیه این بازدید، فرصتی فراهم شد تا با ایشان پیرامون ابعاد زیبایی‌شناختی، حکمت هنر اسلامی و چالش‌های معماری معاصر در این اماکن به گفت‌و‌گو بنشینیم.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی تفصیلی از واکاوی اندیشه‌های ایشان در باب معنای نهفته در معماری عتبات و چشم‌انداز آینده آن است.

معماری به‌مثابه تجلی؛ تفاوت زبان فضاسازی در عتبات‌عالیات

دکتر بلخاری در بخش نخست این گفت‌و‌گو، با اشاره به تفاوت‌های بنیادین در اتمسفر معماری عتبات مختلف، کالبد این فضا‌ها را بازتابی اِشراقی از شخصیت هر امام دانست و در این باره عنوان کرد: معماری در نجف اشرف نماد «جلال، هیبت و قدرت» است؛ فضاسازی در حرم امیرالمؤمنین (ع) با بهره‌گیری از عناصر عظیمی همچون «درگاه اتابکی»، مبتنی بر القای صلابت و رشادت طراحی شده تا زائر پیش از ورود، هیمنه و صلابت ولایت را شهود کند.

در مقابل، معماری کربلا نماد «حماسه، دلاوری و شجاعت» است؛ فضایی بیدارکننده که زائر را با مفاهیم غایت‌شناختیِ شهادت پیوند می‌زند و «بین‌الحرمین»، به‌مثابه کانون اصلی ظهور این رابطه عاشقانه و تجسم وفاداری میان امام و پیرو عمل می‌کند.

اما در کاظمین، با زبانی کاملاً متفاوت روبه‌رو هستیم؛ زبانی که نماد «آرامش، حلم و مظلومیت» است. در اینجا معماری درون‌گراتر است و در خدمت انتقال مفاهیم علمی و مقام حلم امامین جوادین (ع) قرار دارد که این مهم با بهره‌گیری هوشمندانه از آیات و احادیث در تاروپود کالبد بنا محقق می‌شود.

توحید در کثرت، عبور از جزئیات به وحدت شهودی

استاد فلسفه هنر دانشگاه تهران یکی از محور‌های بنیادین در حکمت هنر اسلامی را، نحوه ساماندهی آرایه عنوان کرد و در ادامه افزود: هدف از تنوع نقوش، گره‌چینی‌ها و کتیبه‌ها رسیدن زائر به یک «وحدت شهودی» است؛ اصلی که از آن با عنوان «تبلور وحدت در آئینه کثرت» یاد می‌شود.

وی با اشاره به تجربه عملی طراحی هنری رواق‌های «حضرت آمنه» و «جناب عبدالله» در حرم امامین جوادین (ع) که با مسئولیت مستقیم وی انجام شده است، تأکید کرد: برای جلوگیری از تشتت بصری و حفظ اصالت، مطالعه میدانی عمیق برای طراحی معماری این رواق‌ها صورت گرفت. یکی از پژوهشگران مقطع دکتری نیز چندین روز جهت استخراج تاریخچه‌ای جامع از تمام تزیینات و هندسه‌های حرم امامین جوادین (ع) در محل مستقر گردید تا در نهایت کثرتِ نقوش، ذیل یک وحدت معنایی سامان یابند و طرحی معاصر، اما کاملاً برآمده از سنت تاریخی حرم امامین جوادین (ع) خلق شود.

تقابل یا تعامل؟ مرز‌های مداخله معاصر در اصالت تاریخی

رئیس هیئت‌مدیره شرکت آرایه‌های معماری رضوی با رد فرضیه چالش‌های همیشگی در توسعه اماکن تاریخی یا تقابل مفروض میان سنت و نیاز‌های روز، تصریح کرد: «سنت با معاصریت لزوماً در تضاد نیست؛ بلکه معاصریت می‌تواند عامل پویایی و تداوم سنت باشد.»

از دیدگاه وی، مرز میان «مرمت وفادارانه» و «نوآوری‌های معاصر» در حفظ تداوم تاریخی سنت‌های بنا نهفته است. مداخلات جدید نباید به معنای تقلید خام از گذشته باشند، بلکه باید با اتکا به «منطق درونی بنا» شکل بگیرند؛ به‌گونه‌ای که اگر آیندگان سال‌ها بعد به این بنا نگریستند، بتوانند به‌روشنی تشخیص دهند کدام بخش متعلق به اصالت تاریخی گذشته و کدام بخش یادگار نوآوری‌های و توسعه در عصر ماست.

گسترش فناوری و رسالت مصالح در خدمت معنا

بخش دیگری از این گفت‌و‌گو به ورود تکنولوژی‌های نوین و مصالح مدرن به عرصه معماری سنتی اختصاص داشت. بلخاری در مواجهه با گسترش فناوری‌های جدید معتقد است که آرایه‌های اصیلی، چون معرق و گره‌چینی حامل حافظه فرهنگی ما هستند، اما استفاده از تکنولوژی در این مسیر نه‌تنها مذموم نیست، بلکه گره‌گشاست.

وی با اشاره به مشاهدات خود در عمان و کاربرد دستگاه‌های پیشرفته CNC در اجرای هنر معرق، از الگوبرداری و به‌کارگیری این فناوری در پروژه رواق‌های حرم امامین جوادین (ع)، (رواق‌های حضرت آمنه و جناب عبدالله) سخن گفت. او استفاده از این تجهیزات را به دلیل محدودیت‌های شدید زمانی و حضور نیرو‌های اشغالگر در عراق راهکاری هوشمندانه خوانده و این ابزار‌ها را صرفاً وسیله‌ای برای ظهور معنا دانست.

وی با ذکر یک مثال تاریخی یادآور شد که در عصر شاه‌عباس صفوی نیز به دلیل شتاب در ساخت‌وساز مساجد، کاشی هفت‌رنگ جایگزین معرقِ زمان‌بر شد. اصل اساسی این است که در مکتب ما «مصالح و فناوری همواره در خدمت معنا هستند» و تکنولوژی باید رامِ مبانی حکمیِ سنت شود.

پیوند دانشگاه و کارگاه؛ پیش‌به‌سوی «مکتب معماری عصر جمهوری اسلامی»

دکتر بلخاری در پایان، بر یک ضرورت استراتژیک و حیاتی تأکید کرد و خاطرنشان کرد: برای رسیدن به عمق نظری در پروژه‌های عظیمی، چون صحن قریش، تئوریسین‌ها نباید از میدان عمل و کارگاه غافل شوند و استادکاران نیز نباید از مبانی حِکمیِ اثر خویش بی‌خبر بمانند.

ظرافت‌های هنری و تجربه‌های زیسته استادکاران سنتی باید مستندسازی شده و به «دانش مکتوب» تبدیل شود تا از خطر فراموشی در امان بماند. دکتر بلخاری غایتِ نهایی از این هم‌افزایی میان دانشگاه و کارگاه را تدوین «مکتب معماری عصر جمهوری اسلامی» دانست؛ مکتبی که معماری عتبات را از تقلید خام دور ساخته و ضمن وفاداری عمیق به ریشه‌های تاریخی، پاسخی اصیل و درخور به انسان معاصر ارائه می‌دهد.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها