به گزارش آستان نیوز، از روستای دوستآباد شهرستان سرایان تا حرم مطهر رضوی، فاصله فقط چند صد کیلومتر نیست؛ بلکه گاهی دل آدم، راهی را کوتاهتر از هر مسیری میکند. حاجیهخانم براتی، بانوی ۵۸ سالهای است که نزدیک به ۴۳ سال از عمرش را پای دار قالی گذرانده؛ عمر بابرکتی که بخشی از آن با کشاورزی و زندگی روستایی و بخشی دیگر با تاروپود قالی گرهخورده است.
حدود ۱۵ سال است که نیت کرده هر سال دستبافتهای را به امام رضا (ع) هدیه کند. نذری که از یک خواسته مادرانه آغاز شده است؛ سلامتی خودش و فرزندانش. حالا سالهاست که هر بار دستهایش به سمت دار قالی میرود، نیتی هم در دل دارد و هر گره را با دعایی همراه میکند.
خانم براتی درباره سابقه قالیبافیاش میگوید: از ۱۵سالگی قالی میبافم و نزدیک به ۴۳ سال است که این کار را انجام میدهم. حدود ۱۵ سال هم میشود که برای امام رضا (ع) میبافم.
نذرش برای حضرت رضا (ع) از همان روزهایی شکلگرفته که دل یک مادر، بیشتر از هر چیز برای سلامتی فرزندانش دعا میکند. میگوید: نذر کردم فقط بچههایم سالم باشند. در این سالها، دستبافتههای مختلفی از زیر دست او بیرونآمده است؛ از قالی و گلیم گرفته تا پشتی و کیف. حتی یکی از یادگارهای خانوادگی را نیز راهی حرم مطهر رضوی کرده است.
او ادامه میدهد: یک قالی از مادربزرگم به من رسیده بود که آن را هم برای حرم فرستادم. هر دفعه یک نقش میبافم و هر مدلی که بخواهند، میبافم.
زندگی روستایی برای حاجیهخانم فقط قالیبافی نیست. کشاورزی هم بخشی از روزهای اوست و همین موضوع باعث میشود مدتزمان بافت هر دستیافته متفاوت باشد. او درباره آخرین اثری که برای حرم مطهر رضوی بافته است، میگوید: گلیم فرشی که آخرین بار هدیه کردم حدود ۲۰ روز طول کشید. اگر مشغلهام بیشتر باشد، ممکن است بافتن آن حدود یک ماه زمان ببرد. سالها نشستن پای دار قالی، حتی در ۵۸ سالگی، برایش چندان سخت نیست. هرچند چشمهایش دیگر مانند گذشته توان همراهی ندارند.
این بانوی ناذر میگوید: قالیبافی برایم سخت نیست. فقط چشمهایم ضعیف شده و باید عمل کنم، وگرنه بافتن برایم سختی ندارد.
شاید زیباترین بخش این نذر، نه در نقش و رنگ قالی که در افکاری باشد که هنگام بافتن از ذهن و دل این بانوی روستایی میگذرد. حاجیهخانم براتی میگوید: وقتی برای حرم امام رضا (ع) قالی میبافم، به فکر خدا و آخرت هستم؛ به فکر سلامتی خودم و بچههایم و به فکر عاقبتبهخیری خودم و بچههایم.
برای او، اتمام بافت قالی تنها پایان یک کار نیست؛ بلکه لحظهای است تا نذرش را به مقصد بفرستد و خودش احساس میکند باری از دوشش برداشته شده است. او درباره این حس میگوید: وقتی قالی را میفرستیم مشهد، یک حس سبکی دارم. روح و جسمم سبک میشود.
این نذر فقط در دل حاجیهخانم براتی نمانده است. پسرش نیز در رساندن نذرهای مادر به حرم مطهر رضوی کمک میکند و دخترش که امروز شاغل است، قالیبافی را از مادر آموخته است.
حاجیهخانم براتی میگوید: دخترم وقتی کنار من مینشست، بافتن را یاد گرفت. اولین قالیای که خودش بافت هم نذر حرم امام رضا (ع) کرد و آن را اهدا کرد. این مادر حالا خوشحال است که نذرش فقط یک کار شخصی نمانده و علاقه به بافتن برای حضرت رضا (ع) به فرزندش نیز رسیده است.
با اینکه آخرین بار سالروز شهادت امام رضا (ع) به حرم مطهر رضوی مشرف شده، اما دلش هنوز پیش صحن و سرای حضرت است. حتی برای قالیهایی که نذر حرم میکند، یک آرزوی ساده دارد. میگوید: دوست دارم قالیچههایم نزدیک ضریح و امام رضا (ع) پهن شود؛ هرچه نزدیکتر، بهتر.
شاید همین نزدیکی است که برای او معنای واقعی نذر را کامل میکند؛ دستبافتهای که با دستهای خودش بافته، با دعاهایش همراه شده و حالا قرار است در خانه امام رضا (ع) آرام بگیرد.
حاجیهخانم وقتی با امام رضا (ع) صحبت میکند، دعایش فقط برای خودش و خانوادهاش نیست، او از حضرت میخواهد گره از مشکلات همه باز شود و بیماران شفا پیدا کنند. میگوید: از امام رضا (ع) میخواهم مشکلات همه را حل کند، مشکلات ما را هم حل کند. از ایشان شفای تمام بیماران و عاقبتبهخیری طلب میکنم.
سپس دعایش را برای رزمندگان ادامه میدهد و میگوید: «خدا یک تار مو از سر رزمندگانمان کم نکند.»
و وقتی قرار است پیامی برای همه دوستداران امام رضا (ع) داشته باشد، باز هم از حضرت میگوید و از نعمتهایی که معتقد است به برکت ایشان نصیب خانوادهاش شده است. میگوید: ما هرچه داریم از لطف و عنایت امام رضا (ع) است و بابت نعمتهایی که به ما عطا شده، از امام رضا (ع) تشکر میکنیم.
او در ادامه مکثی کوتاه میکند و از فرزندانش میگوید. همانهایی که نذرش از ابتدا برای سلامتی آنها بوده است: مخصوصاً بچههایم را از امام رضا (ع) گرفتم. حتی بهاندازه ذرهای از اینها ناراحتی و دلخوری ندارم و از همه آنها راضیام.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز