کد خبر : ۷۰۹۲۷۴
۱۷:۲۹

۱۴۰۵/۰۳/۱۳

الگوشناسی فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی در پرتو گفتمان مقاومت

الگوشناسی فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی در پرتو گفتمان مقاومت
یادداشت _ در مسیر تکامل انقلاب اسلامی، همواره دو جریان متضاد در تقابل بوده‌اند: جریانی که سازش و مذاکره با کدخدا را راهکار می‌دانست و جریانی که استقامت و مقاومت را تنها مسیر عزت می‌شناخت.

حجت‌الاسلام دکتر عباسعلی مشکانی سبزواری، معاون علمی مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد (ع) در یادداشتی تبیینی، با نقد صریح جریان‌های سازش‌کار در سطوح داخلی و بین‌المللی، قلمرو گفتمان مقاومت را از لبه نظامی تا عرصه‌های علمی و اجتماعی گسترش داده و جبهه مقاومت را پیش‌قراول تمدنی می‌نامد که سینه سپر کرده تا مانع از نابودی اسلام ناب و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی، شود.

او در این یادداشت تبیینی، مقاومت را نه یک اقدام پدافندی خُرد، بلکه راهبرد کلان جمهوری اسلامی در فرآیند تکاملی انقلاب، توصیف کرد. در ادامه، این یادداشت می‌خوانید:

۱. فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی، نقشه راه و برنامه کلان جمهوری اسلامی ایران برای وصول مرحله به مرحله به اهداف میانی و غایی در راستای اقامه دین و احکام الهی در قالب حکومت و نظام سیاسی است.

حداقل دو الگو در زمینه فرآیند تکاملی برای دستیابی به هدف فوق قابل طرح است: فرآیند تکاملی انقلاب نبوی و فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی. دو الگو، برای دو جامعه هدف مختلف و با منطق فهم دین متفاوت.

فرآیند تکاملی انقلاب نبوی با جامعه هدف غیرمسلمان و با منطق فهم دین بر اساس تنزل تدریجی آیات و احکام الهی و فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی با جامعه هدف مسلمان و با منطق فهم دین بر اساس تنزل دفعی آیات و احکام الهی.

تحلیل‌های مختلفی از فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی ارائه شده است. سه مرحله‌ای؛ شامل ایجاد، استقرار، توسعه، چهار مرحله‌ای؛ شامل انقلاب سیاسی، انقلاب فرهنگی، انقلاب اقتصادی و تمدن اسلامی و پنج مرحله‌ای شامل انقلاب، نظام، دولت، کشور و تمدن.

۲. مقاومت در گفتمان انقلاب نبوی و انقلاب اسلامی از معنای صِرف مقابله با تجاوز و ظلم در مقیاس خرد فراتر رفته و به‌عنوان یک راهبرد و استراتژی بلندمدت برای ساختن تمدنی نوین بر پایه ارزش‌های اسلامی قلمداد شده و تمامی مراحل فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی، از ایجاد انقلاب تا ایجاد تمدن نوین اسلامی مبتنی بر راهبرد قرآنی «خذ‌ها بقوه» و «فاستقم کما امرت» متّکی و معتضد به راهبرد مقاومت بوده است.

۳. از ابتدا در هر دو الگوی انقلاب نبوی و انقلاب اسلامی، دو جریان حضور داشتند: جریان سازش و جریان مقاومت.

جریان سازش، جریانی واداده است که همیشه به دشمن اعتماد می‌کند، سخن از مذاکره و توافق و کنار آمدن با دشمن می‌زند و شعار بُردبُرد سر می‌دهد و راهبرد همیشگی‌اش بدهیم برود است. همیشه تاریخ هم، این جریان سرخورده، مفلوک و وابسته بوده و هیچ‌وقت روی استقلال و عزت را به خود ندیده است. مصادیق این جریان در صدر اسلام واضح است.

در عصر حاضر نیز، هم در سطح داخلی و هم در سطح بین‌المللی، چه در جهان اسلام و چه فراتر از آن، مصادیق این جریان شناخته شده‌اند. جریان سازش در داخل کشور از ابتدای انقلاب، حضوری فعال در عرصه مدیریتی کشور داشتند. لیبرال‌ها و کسانی که دولت موقت را تشکیل دادند و در ادامه در قالب‌های مختلفی از قبیل نهضت آزادی و حزب مشارکت و برخی از دولت‌ها در ادوار اخیر جزو این جریان هستند. غرب‌زدگی و آمریکا‌پرستی وجهه شاخص این جریان در داخل کشور و شاه‌بیت آنها در تمامی برنامه‌ها، مسائل و معضلات و مشکلات، مذاکره با آمریکا و غرب و حل کردن مشکلات از طریق مذاکره با کدخدا و... است.

در عرصه بین‌المللی نیز جریان‌های وابسته به غرب و آمریکا و حامیان سیاست‌های آمریکا، در جرگه این جریانند. به‌طور مشخص در قضیه جنایات رژیم خونخوار و کودک‌کش صهیونیستی، شاهد حضور و حمایت جریان سازش از آمریکا و غرب و در ادامه سگ دست‌آموز آنها هستیم؛ جریاناتی از قبیل جنبش فتح، یاسر عرفات دوره اخیر و محمود عباس و برخی از جریانات اخوانی. عقبه داخلی این جریان در ایران نیز به صورت منافقانه به حمایت از رژیم کودک‌کش پرداخته و گا‌ها سخن از به رسمیت شناختن دولت و کشوری مستقل برای این مجرمان بالفطره به میان آورده‌اند! از نظر جریان سازش، جماعتی از دزد‌ها و الوات‌هایی که از اطراف و اکناف دنیا، جمع شده و سرزمین مستضعفان را غصب و ساکنان آن را قتل و غارت کرده‌اند، اکنون صاحب سرزمین فلسطین تلقی می‌شوند! این جریان، جریان سازش است.

در مقابل جریان سازش، جریان مقاومت قرار دارد. جریان مقاومت جریانی است که با اعتقاد و اعتماد راسخ به مبانی اسلامی و دینی، و مبتنی بر قاعده «حرمت رکون بر ظالمین» (وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ) (هود: ۱۱۳) تکیه و اطمینان به ظلمه را حرام دانسته و در مقابل ظلم و تعدّی آنها مبارزه و استقامت می‌کنند. این در مقابله رو در رو و نظامی با دشمن غدّار است.

اما مقاومت در مقابل دشمن، محدود به عرصه نظامی نمی‌شود، گرچه مهم‌ترین عرصه آن، مقاومت در عرصه نظامی است، اما مقاومت در مقابل تسلط و تفوق علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، فناوروی و تکنولوژیکی هم بسیار مهم است و قلمرو گفتمان و جریان مقاومت تا این حوزه‌ها هم امتداد رسمی و قطعی دارد.

مقاومت نظامی لبه و خط مقدم مقابله با دشمن است و موفقیت مقاومت در این عرصه، متّکی به موفقیت در مقاومت پیشینی در مقابل دشمن است، مقاومت در عرصه علمی و فناوری، مقاومت در عرصه فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی. جملگی این مقاومت‌ها مبتنی بر قاعده «نفی سبیل کفار و طواغیت و ظلمه بر جامعه اسلامی و جبهه مستضعفین» است، که می‌توان تعبیر «مقاومت عامه» را در این زمینه به کار برد.

امروز موفقیت‌های رسمی جبهه مقاومت چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی و در عرصه منطقه و بین‌الملل، معتمد و معتضد به مقاومت در عرصه‌های مختلف فوق‌الذکر است.

پیروزی بر دشمن در عرصه‌های مختلف، نیازمند گفتمان مقاومت است. در تمامی عرصه‌ها، در راستای اقامه دین و احکام الهی، بر مبنای «فاستقم کما امرت» است. اساسا شاه‌بیت گفتمان مقاومت همین سیاست و راهبرد قرآنی است که به پیامبر و یارانش دستور می‌دهد: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا». این شعار بنیادین گفتمان مقاومت است.

این از نهان و نهاد گفتمان مقاومت و جریان مقاومت

در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی نیز، چه در مرحله ایجاد انقلاب و نظام اسلامی، چه در مرحله ایجاد دولت و کشور اسلامی و چه در مرحله ایجاد تمدن نوین اسلامی، مبتنی بر گفتمان مقاومت و بر دوش جریان مقاومت مسیر طی شده است، با همان قلمرو وسیع گفتمان مقاومت.

مقاومت عامه در مرحله دولت‌سازی اسلامی، مبتنی بر مقابله با stat غربی و تلاش برای تولید و نهادینه کردن نظریه دولت اسلامی است.

همچنین در مرحله ایجاد جامعه و کشور است، مبتنی بر تلاش علمی و فرهنگی و اجتماعی فراگیر در راستای نفی نگاه غیر دینی در جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی و ارائه الگوی دینی و اسلامی مناسب و تلاش برای نهادینه کردن آن و مقابله با معضلات و مشکلات این عرصه است.

در عرصه ایجاد تمدن نوین اسلامی نیز قضیه از همین قرار است. چه بسا، در مرحله ایجاد تمدن نوین اسلامی، چون بُعد فراملی و بین‌المللی و منطقه‌ای پیدا می‌کند، کار به مراتب سخت‌تر می‌شود و نیاز شدیدتر و گسترده‌تری به گفتمان و جریان مقاومت دارد.

روشن است که پاک‌سازی منطقه از لُوث اجانب و طواغیت و قلدر‌ها و حمایت از مستضعفین و اجرا و اقامه احکام اسلامی در عرصه بین‌الملل، در ابعاد مختلف نظری و عملی نیازمند تلاش و مجاهده و مقاومت صدچندان است.

تولید نظریه و گفتمان تمدنی مبتنی بر مجاهده و مقاومت در عرصه‌های مختلف علمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، توکنولوژیکی و... است. این در مقام نظریه‌پردازی و تولید گفتمان است.

در بُعد اقامه و نهادینه کردن و پیاده سازی هم نیازمند جریان و جبهه مقاومت است تا با موانع و حوادث مقابله کند و زمینه طرح و بحث و پیاده سازی را فراهم کند.

در این مرحله جبهه مقاومت، چنانکه امروز شاهد آن هستیم، به‌عنوان پیش‌قراول عمل می‌کند و با کسانی که به مبارزه با گفتمان اسلام سیاسی در منطقه آمده و تلاش می‌کنند مانع گسترش اسلام و شکل‌گیری تمدن اسلامی شوند، با تمام توان مقابله و مبارزه می‌کند. دشمن یک روز در لباس اسلام جعلی و داعش وارد صحنه می‌شود تا گفتمان اسلام ناب را نابود و ناکارآمد و بدنام کند، روز دیگر در شکل جریان و گفتمان صهیونیستی وارد صحنه می‌شود تا عملا جهان اسلام را تسخیر و نابود کند و روز دیگر با فلان ابزار و تمام تلاشش را می‌کند تا مانع شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی شود.

در تمامی این صحنه‌ها، جریان و جبهه مقاومت است که سینه سپر کرده و از حیثیت و تمامیت اسلام ناب و الگو‌های برآمده از آن برای اداره جوامع انسانی، حمایت و حفاظت می‌کند.

آینده اسلام و تمدن نوین اسلامی، به آینده و موجودیت جبهه و جریان مقاومت گره خورده است. اگر امروز جبهه مقاومت تضعیف و یا خدای ناکردن نابود شود، باید فاتحه تمدن نوین اسلامی را بخوانیم.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها