در ادامه، متن این یادداشت را میخوانید:
در جهان امروز، وجود برخی نابرابریهای ساختاری و کاهش سرمایههای اجتماعی نشان میدهد که چالشهای جوامع معاصر، تنها ناشی از کمبود منابع یا ضعفهای فنی در سطح مدیریت نیست؛ بلکه ریشه در کیفیت حکمرانی دارد. از همین رو، مفاهیمی همچون حکمرانی شایسته، پاسخگویی، شفافیت و حاکمیت قانون به محور اصلی مباحث اداره امور عمومی تبدیل شدهاند. تجربه دهههای اخیر ثابت کرده است که داشتن ساختارهای اداری پیشرفته به تنهایی ضامن حل مسائل جامعه نیست و آنچه موفقیت یک نظام سیاسی را رقم میزند، نحوه اعمال قدرت و میزان پایبندی عملی به حقوق عمومی است.
در این میان، مرزبندی میان مدیریت و حکمرانی یک ضرورت راهبردی است. مدیریت به برنامهریزی، سازماندهی و کنترل منابع برای رسیدن به اهداف میپردازد، اما حکمرانی فراتر از این وظایف سازمانی، به چگونگی توزیع قدرت، مشارکت شهروندان، پاسخگویی مسئولان و تضمین حقوق مردم توجه دارد.
با نگاهی رسانهای میتوان گفت مدیریت به دنبال انجام درست کارهاست؛ در حالیکه حکمرانی به دنبال انجام کارهای درست است. مدیریت میتواند یک سازمان را کارآمد اداره کند، اما حکمرانی تعیین میکند که این کارآمدی در خدمت چه ارزشها و منافعی قرار گیرد. از همین رو، جامعه امروز بیش از آنکه با بحران مدیریت مواجه باشد، با چالش حکمرانی روبهروست؛ موضوعی که اندیشمندانی همچون فرانسیس فوکویاما نیز بر آن تأکید داشته و نظامهای موفق را محصول تبادل میان توان اجرایی، حاکمیت قانون و پاسخگویی عمومی میدانند.
در چنین فضای فکری، بازخوانی واقعه غدیر معنایی فراتر از یک رویداد تاریخی پیدا میکند. غدیر از منظر آموزههای سیاسی، تنها درباره تعیین یک حاکم برای اداره جامعه نبود، بلکه ترازویی برای تبیین معیارهای مشروعیت قدرت و یکی از نخستین منشورهای شایستهسالاری در تاریخ اندیشه بشر بود. پیام غدیر تصریح میدارد که هدایت امور عمومی باید به شایستهترین کارگزارانی سپرده شود که بالاترین سطح از دانش تخصصی، عدالت ساختاری و تعهد به حقوق مردم را دارا باشند؛ شخصیتی که در غدیر به عنوان الگوی این حکمرانی معرفی شد، امام علی (ع) بود؛ کسی که مهمترین سند مدیریتی او یعنی عهدنامه مالک اشتر، به عنوان یکی از جامعترین اسناد کلاسیک خطمشیگذاری عمومی، چارچوبی نظاممند برای تنظیم روابط قدرت و عدالت، دولت و مردم، و مسئولیت و پاسخگویی ارائه میدهد.
در مرکز این منظومه، عدالت به عنوان سنگبنای تعادل ساختاری قرار دارد. آن حضرت در گزارهای ساختارگرایانه در نهجالبلاغه میفرماید: العدل یضع الأمور مواضعها؛ یعنی عدالت هر چیز را در جایگاه شایسته خود قرار میدهد. این تعریف، انطباق تحلیلی عمیقی با دیدگاه جان رالز، فیلسوف برجسته سیاسی دارد که عدالت را نخستین فضیلت نهادهای اجتماعی و شرط پایداری هر نظام فکری میداند. عدالت در این مکتب، در سطح عملیاتی خود را در قالب برابری فرصتها و عدم تبعیض در توزیع منابع عمومی نشان میدهد. مقاومت قاطعانه امام علی (ع) در برابر سهمخواهی نزدیکان از اموال عمومی، تبلور عینی همان اصلی است که امروزه در ادبیات حکمرانی و توسعه از آن با عنوان حاکمیت قانون یاد میشود؛ قاعدهای که اثبات میکند هیچ فردی فراتر از ساختار عدالت نیست.
رکن دیگر این آموزه، کرامت انسانی و نگاه انسانمحور به شهروندان است. فرمان تاریخی ایشان به مالک اشتر که مردم یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش با تو همانندند، فراگیرترین بیانیه حقوق شهروندی در تاریخ حکومتداری است. این فرضیه مدیریتی با دیدگاه آمارتیا سن، برنده نوبل اقتصاد، همخوانی دارد که توسعه را نه صرفاً رشد شاخصهای کمی، بلکه گسترش توانمندیها و آزادیهای انسانی تعبیر میکند. در حکمرانی علوی نیز هدف نهایی دولت، رشد انسانهاست؛ نگاهی که توسعه را در خدمت انسان میخواهد، نه انسان را ابزاری برای توسعه.
از سوی دیگر، از آنجا که فساد اداری بزرگترین مانع تحقق حکمرانی شایسته است، آموزههای علوی بر طراحی روشهای دقیق نظارتی تأکید دارد. در حالی که جوزف استیگلیتز پنهانکاری را ریشه اصلی فساد میداند، امام علی (ع) با طراحی شبکه بازرسان و نظارت مستمر بر کارگزاران، یک نظام کنترل راهبردی برای مقابله با فساد ایجاد کرد تا قدرت همواره به مثابه یک امانت سازمانی تجلی یابد، نه طعمهای برای کسب منفعت شخصی. پیامد این انضباط ساختاری، تقویت پاسخگویی، حذف فاصلههای روانی میان حاکمان و مردم و احیای سرمایه اجتماعی است؛ رویکردی مردممدار که رابرت پاتنام نیز آن را سنگبنای ثبات نظامها میداند. این پازل مدیریتی با شایستهسالاری مطلق در عزل و نصبها تکمیل میشود؛ اصلی که پیتر دراکر، پدر مدیریت نوین، نیز بر آن به عنوان شرط مسئولیتپذیری اجتماعی مدیران پای میفشارد.
امروز، جهان با وجود جهشهای خیرهکننده علمی و فناورانه، همچنان در تأمین عدالت و جلب اعتماد عمومی با چالش روبهرو است. در چنین شرایطی، بازخوانی الگوی حکمرانی امام علی (ع) صرفاً رجوع به یک تجربه تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای یافتن پاسخی به یکی از بنیادیترین پرسشهای عصر حاضر است: قدرت در خدمت چه هدفی باید قرار گیرد؟ پاسخ غدیر روشن است؛ حکومت زمانی مشروعیت و پایداری مییابد که در خدمت عدالت، کرامت انسانی و خیر عمومی باشد.
راز ماندگاری اندیشه سیاسی آن حضرت نیز در همین نکته نهفته است که میان کارآمدی و اخلاق، میان قدرت و مسئولیت، و میان قانون و عدالت پیوندی ناگسستنی برقرار میکند. بازخوانی این الگو نشان میدهد که توسعه پایدار و ثبات اجتماعی تنها در سایه حکمرانیای امکانپذیر است که خود را در برابر حق، قانون و مردم پاسخگو بداند. این همان پیام زنده و الهامبخش غدیر برای انسان امروز است که قدرت را نه ابزار سلطه، بلکه امانتی برای خدمت به انسان و تحقق عدالت میداند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز