کد خبر : ۷۰۹۵۰۳
۱۶:۱۶

۱۴۰۵/۰۳/۱۸

پدر در اندیشه اسلامی؛ صاحب قدرت یا امانت‌دار کرامت فرزند؟

یادداشت
یادداشت _ حجت‌الاسلام والمسلمین علی الهی خراسانی، معاون ترویج و اجتماعی‌سازی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشتی به بررسی جایگاه پدر در نظام تربیتی و حقوقی اسلام پرداخته و با تبیین نسبت میان اختیار، مسئولیت و کرامت کودک، این پرسش را مطرح کرده است که آیا پدر در نگاه اسلامی صرفاً صاحب حق و اقتدار است یا پیش از هر چیز مسئول حفظ مصلحت و رشد فرزند؟

وی با استناد به آموزه‌های فقهی، اخلاقی و سیره نبوی، بر این نکته تأکید می‌کند که اختیارات پدر در اسلام نه برای اعمال اراده شخصی، بلکه برای تأمین مصلحت و پاسداری از کرامت انسانی فرزند تعریف شده است. در ادامه متن کامل این یادداشت را می‌خوانید:ابواب مختلف فقه، از مدیریت اموال کودک گرفته تا تصمیم‌گیری درباره برخی امور زندگی او، معیار اصلی «مصلحت طفل» معرفی شده است. به بیان حقوقی، اختیارات ولیّ قهری، مطلق نیست، بلکه مقید به مصلحت کودک است. هرجا این مصلحت نادیده گرفته شود، فلسفه مشروعیت آن اختیار نیز زیر سؤال می‌رود.

در واقع، یکی از تفاوت‌های بنیادین نگاه اسلامی با برخی ساختار‌های اقتدارگرای خانوادگی در همین نکته نهفته است. اسلام برای پدر «حق» تعریف می‌کند، اما این حق همواره بر دوش «تکلیف» قرار گرفته است. به همین دلیل، بسیاری از آنچه در عرف به عنوان حق پدر شناخته می‌شود، در حقیقت نوعی مسئولیت است. حق سرپرستی، حق تربیت و حق تصمیم‌گیری، همگی ابزار‌هایی برای حفاظت از منافع کودک‌اند، نه مجوزی برای اعمال اراده شخصی.

پدر؛ مسئول پاسخ‌گویی در برابر فرزند

از منظر اخلاق اسلامی نیز جایگاه پدر بیش از آن‌که با قدرت تعریف شود، با پاسخ‌گویی تعریف می‌شود. در روایات اسلامی، والدین نسبت به فرزندان خود مسئول شناخته شده‌اند و درباره نحوه تربیت آنان مورد سؤال قرار می‌گیرند. این مسئولیت صرفاً ناظر به خوراک، پوشاک و نیاز‌های مادی نیست. رشد شخصیت، سلامت روانی، امنیت عاطفی، آموزش اخلاقی و فراهم کردن فرصت شکوفایی استعداد‌ها نیز بخشی از وظایف پدر به شمار می‌آید.

امروزه یافته‌های علوم تربیتی نیز مؤید همین نگاه است. پژوهش‌های گسترده نشان داده‌اند کودکانی که در محیطی مبتنی بر احترام، محبت و امنیت روانی رشد می‌کنند، از سلامت اجتماعی و عاطفی بیشتری برخوردارند. در مقابل، الگو‌های تربیتی مبتنی بر تحقیر، ترس و اقتدار بی‌ضابطه، آثار ماندگاری بر شخصیت کودک بر جای می‌گذارند. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این یافته‌های جدید با توصیه‌های اخلاقی اسلام همسو هستند.

تربیت اسلامی و سیره پیامبر (ص)

سیره پیامبر اکرم (ص) نمونه روشنی از این رویکرد است. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد آن حضرت با کودکان با احترام رفتار می‌کردند، برای آنان شخصیت مستقل قائل بودند و در تعامل با آنان از محبت و مدارا بهره می‌گرفتند. این رفتار‌ها صرفاً توصیه‌های اخلاقی فردی نبود، بلکه بازتاب نوعی انسان‌شناسی عمیق بود که کودک را صاحب شأن و منزلت انسانی می‌دانست.

از همین منظر، برخی رفتار‌هایی که هنوز در بعضی خانواده‌ها به نام تربیت توجیه می‌شوند، نیازمند بازنگری جدی‌اند. تحقیر کودک، نادیده گرفتن خواسته‌های متناسب با سن او، اعمال خشونت کلامی یا جسمی و تصمیم‌گیری‌های خودسرانه درباره سرنوشت او، با فلسفه کرامت‌محور تربیت اسلامی سازگار نیست. حتی در جایی که پدر ناچار به اعمال محدودیت یا انضباط است، این اقدام باید در راستای مصلحت کودک و با رعایت شأن انسانی او صورت گیرد.

مرز میان سرپرستی و سلطه‌گری

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی این میراث نیاز دارد. بخشی از آسیب‌های خانوادگی ناشی از آن است که مرز میان سرپرستی و سلطه به‌درستی شناخته نمی‌شود. هرجا اقتدار از مسئولیت جدا شود، امکان شکل‌گیری رفتار‌های آسیب‌زا افزایش می‌یابد. در مقابل، هرگاه کرامت کودک به عنوان مبنای روابط خانوادگی پذیرفته شود، اقتدار والدین نیز معنای انسانی و اخلاقی خود را بازمی‌یابد.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که اسلام چه اختیاراتی به پدر داده است؛ پرسش مهم‌تر آن است که اسلام این اختیارات را برای چه هدفی مقرر کرده است. پاسخ روشن است: برای حفظ مصلحت کودک و پاسداری از کرامت انسانی او. از این منظر، پدر در اندیشه اسلامی پیش از آنکه صاحب قدرت باشد، صاحب مسئولیت است؛ مسئولیتی که معیار سنجش آن، میزان فرمان‌بری فرزند نیست، بلکه میزان رشد، امنیت و کرامت او است.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها