به گزارش آستان نیوز، مردم با خانواده و کودکان خردسال به پیشواز پیکر کربلاییِ رهبر شهید آمدهاند؛ همانطور که رهبر شهید هم با خانواده خود به پیشگاه پروردگارش عروج کرد.
خانوادهای که تازه امروز از گرگان به مشهد رسیدهاند؛ در گوشهی خیابان نشستهاند و اشک از چشمانشان خشک نمیشود. سراغ مادر خانواده میروم و میپرسم: «چرا تصمیم گرفتین در مراسم تشییع شرکت کنید؟»
در میان بُهت و اشک و با صدای لرزان میگوید: «من تصمیم نگرفتم؛ عشق به رهبر شهیدم ما رو اینجا آورد. من آقای خامنهای رو دوست داشتم؛ ولی وقتی شهیدشدن فهمیدم که خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم به ایشان علاقه قلبی داشتم. حالا اومدم تا بگم همیشه در مسیرت میمونم…»
امروز خیابان امام رضا (ع) مملو از عاشقانی است که هرکدام به دعوت رهبر شهید انقلاب اینجا حضور دارند.
کمی جلوتر دخترکی، عکس رهبر شهید انقلاب را در میان مردم پخش میکند. از او عکسی ثبت میکنم که مادرش آرام در گوشم میگوید: «بعد از شهادت رهبر، هر شب دخترم توی تجمعات فعاله و بین مردم چیزی پخش میکنه؛ هرطور شد خودمان رو از طبس به مشهد رساندیم که هم دل دخترکم آروم بگیرد و هم دل خودمان…»
این چه داغی است که اینطور، زن و مرد و پیر و جوان و کودکان ما را به تبوتاب انداخته است؟
باوجود گرمای عجیب هوا و شلوغی جمعیت، کودکان هم همراهی میکنند! پدر و مادری با دو فرزند خود، فریاد اللهاکبر سر میدهند و به دل جمعیت میآیند.
سراغ پدر خانواده میروم و میپرسم: «سخت نیست با دو بچه کوچک در تشییع شرکت کردیم؟»
پدر خانوادهی بیرجندی با همین سؤال بغضش میترکد و درحالیکه اشک از چشمانش جاری است؛ میگوید: «وظیفمون بود. آقا بهخاطر ما جونش رو داد؛ این کمترین کاره که توی آخرین بدرقش بیایم. با بچههایم اومدیم که آقا رو بشناسند و راهش رو ادامه بدن.»
مردی که از سیستان و بلوچستان با پرچم سرخ آمده، سراغم میآید و میگوید: «ما برای وداع نیامدیم، اومدیم بدرقهی کربلایی؛ آقامون خیلی وقت بود کربلا نرفته بود…»
انگار همین جمله کافی بود تا بغض خودش و همه کسانی که این حرف را شنیدند بترکد…
پسرک جوانی که عکسهای رهبر شهید انقلاب را در بین جمعیت پخش میکند؛ میگوید: «هنوز هم باورم همیشه که برای تشییع آقا اینجام، کاش آنقدر زود از پیشمان نمیرفت…»
جمعیت آنقدر زیاد شده که دیگر جای سوزن انداختن هم نیست؛ با خودم میگویم چطور قرار است کوه بر این شانهها تشییع شود؟ جمعیت داغدار دیگر تمام خیابانهای منتهی به حرم امام رئوف را قرق کردند؛ اما خیابانها سرخاند، شبیهِ پیکر بیجانی که دوباره خون درگهایش جریان پیدا کند؛ مردم آمدهاند تا غمِ عظیم خود را به تجدید بیعتیِ جاودان بدل کنند. یاد این جمله از رهبر شهید انقلاب میافتم:
«ما گرچه در عزا هستیم، امّا عزای ما به معنی ماتمگرفتن و افسرده شدن و یکگوشه نشستن نیست؛ جنس عزای ما از جنس عزای سیّدالشّهدا (علیهالسلام) است؛ زنده و زندهکننده است. عزاداریم، امّا این عزا ما را به حرکت و پیشرفت و شوق بیشتر به کار وادار میکند. من میخواهم این پیام را در دلوجان خودمان، به معنای واقعی کلمه نفوذ بدهیم، احساس کنیم عزاداریِ ما هم باید ما را بهپیش ببرد.»
چقدر جایتان خالی است رهبر شهیدم تا ببینید این عزاداری، چقدر دلهای غافل ما را زنده کرد…
تهیه و تنظیم- فاطمه سادات حمدی
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز