کد خبر : ۷۱۰۹۶۴
۱۹:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۱۹

در مسیرِ وداع، وقتی «درد» به «درمان» رسید خادمانِ دارالشفای امام رضا (ع) که در طوفانِ اشک‌ها، لنگرگاهِ آرامش شدند

دارالشفا
امروز مشهد، میدانِ تلاقیِ بی‌تابی‌های یک ملت بود؛ خیابان‌هایی که زیر گام‌هایِ سنگینِ سوگواران می‌لرزید. در این میان، جایی که جمعیت مثل اقیانوسی مواج، نفس‌ها را در سینه حبس کرده بود، گروهی با لباسی سپید و دلی که به حرم گره خورده بود، در قلبِ این ناآرامی‌ها، «جزیره آرامش» ساختند. خادم یاران دارالشفای امام رضا (ع) امروز نه تنها امدادگر، که «فرشته‌هایِ نجاتِ عاطفی» زائرانی بودند که غمِ وداع، قلبشان را بی‌تاب، کرده بود.

به گزارش آستان نیوز ، در گوشه و کنار مسیر، آنجا که صدایِ هق‌هقِ زائران با گرمایِ هوا در هم می‌آمیخت، چهره خادم یاران دیدنی بود. آنها در حالی که کوله‌پشتی‌های امدادی‌شان زیر گرمای آفتاب سنگینی می‌کرد، ذره‌ای ناامیدی در چهره‌شان پیدا نبود.

گویی خودِ امام، صبر را در قلب‌شان تزریق کرده بود. وقتی پرستاری با پیشانیِ خیس از عرق، دستانش را با مهربانی بر پیشانیِ یک زائرِ گرمازده می‌گذاشت، چنان با مهربانی صحبت می‌کرد که گویی در صحنِ خلوتِ حرم حضور دارد.

آنها حتی میانِ شلوغیِ بی مانند جمعیت، طوری با متانت راه را باز می‌کردند و به بالینِ بیماران می‌رسیدند که انگار در حالِ طوافِ معنوی هستند؛ خدمت، برای آنها نه یک «کارِ اجباری»، که یک «مراسمِ آیینی»،بود.

حاج‌ علی ، ۶۸ ساله از شیراز خودش را برای مراسم بدرقه حضرت آقا به مشهد رسانده بود،او که علائم افت فشار روبه رو شده بود، در گفت و گو با خبرنگار ما، گفت :«نمی دانم این فرشته ها که بالای سرم حاضر شدن چه کسانی بودن، بعد فهمیدم این عزیزان خادمان آقا هستند که با آرامشی خاص دستم را گرفتند؛ انگار نوه‌های خودم بودند.

دیدم آن جوانی که بالای سرم بود، خودش هم از شدت گرما رنگش پریده بود، اما وقتی به چشمانم نگاه می‌کرد، چنان لبخندی زد که انگار نه انگار خسته است.

آنها فقط دارو نمی‌دادند، با هر کلامشان، انگار قطره‌ای آب روی این قلبِ سوخته می‌ریختند.

مریم، ۲۹ ساله معلم،که با علائم گرمازدگی مواجه شده بود به خبرنگار ما گفت :یکی از خادم یاران آقا که صورتش از خستگی و گرمای هوا سرخ شده بود، وقتی دید سر من گیج رفته، با سرعت بالای سر من حاضر شد و چنان با مهربانی به من آب و مسکن داد که، محبتش را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم.

محمد، ۴۲ ساله، کارمند بخش خصوصی با علائم بیمار قلبی، در گفت و گو با خبرنگار ما گفت :خادمان امدادی وقتی متوجه وضعیت من شدند، برخوردشان به قدری حرفه‌ای و در عین حال برادرانه بود که از تعجب درد را فراموش کردم. دیدم یکی از خادمان که کیسه اکسیژن را حمل می‌کرد، چطور با وسواس و دقت از لابه لای جمعیت عبور می‌کند تا به من برسد؛ انگار جانِ خودش بود که در خطر است. در آن شلوغیِ قیامت‌گونه، آنها تنها نقطه ثقلِ آرامش بودند.

امروز در میدان بدرقه، خادم یاران دارالشفای امام رضا (ع) ثابت کردند «خدمت»، ترجمه عملیِ عشق است.

آنها در روزی که تاریخ، داغِ بزرگِ وداع را بر سینه داشت، با دستانشان مرهم شدند و با صبرشان، به مردمی که برای رهبرشان می‌گریستند، درسِ پایداری و آرامش،دادند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها