این یادداشت به قلم دکتر ابراهیم دانشیفر، رئیس دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، نگاشته شده است. در متن این یادداشت آمده است:
مراسم تشییع رهبر شهید (رحمتالله علیه)، فراتر از یک آیین سوگواری ملی، پدیدهای است که از منظر علوم سیاسی، تجلی «سرمایه اجتماعی بر پایه هویت مذهبی» محسوب میشود. برخلاف بسیاری از رخدادهای تاریخی، این تشییع تنها به مرزهای جغرافیایی یک کشور محدود نشد؛ پیشبینیهای مربوط به استقبالهای بیسابقه و میلیونی در سایر کشورهای مسلمان (به استثنای عراق)، نشاندهنده ماهیت فراملی و فراتر از مرزهای سیاسی این رهبری در میان قاطبه مسلمانان مستقل از ملیت یا مذهب ایشان است. این حقیقت، ضرورت بازخوانی این رخداد را از منظر «رهبری کاریزماتیک مذهبی» در برابر مدلهای کلاسیک جهانی دوچندان میکند.
در نظریات کلاسیک جامعهشناسی سیاسی، رهبران کاریزماتیک معمولاً بر پایه ویژگیهای شخصیتی یا دستاوردهای ملیگرایانه شناخته میشوند که پیوندشان با پیروان، اغلب با ابزارهای قدرت یا ناسیونالیسم گره خورده است. اما تجربه تاریخی تشییع رهبر شهید (رحمتالله علیه)، شکافی بنیادین میان این مدل و واقعیت موجود ایجاد میکند:
۱. کاریزمای فراملی در برابر کاریزمای ملی: برخلاف رهبران کاریزماتیک کلاسیک که پیوندشان با تودهها محدود به حریم حاکمیت ملی است، رهبری شهید (رحمتالله علیه) دارای مرجعیت دینی و سیاسی فراملی بود. استقبال گسترده در میان همه مسلمانان (بهویژه در شبکههای اجتماعی بینالمللی) نشان میدهد که این پیوند، نه بر پایه قراردادهای سیاسی یا مرزهای جغرافیایی، بلکه بر پایه «همافزایی ارزشهای عقیدتی» بنا شده است. این پدیده، مدلهای سنتی دولت-ملت را به چالش کشیده و جایگزین آن، مفهومی از امت را مطرح میکند که در آن وفاداری، فراتر از تابعیت سیاسی است.
۲. سرمایه اجتماعی بر پایه ارزش، نه قدرت: در حالی که در بسیاری از رخدادهای مشابه در جهان، حضور تودهها تحت تأثیر مدیریت رسانهای یا اقتدار حاکمیتی است، در تشییع رهبر شهید (رحمتالله علیه)، شاهد یک کنشگری خودجوش و آنی بودیم. این امر نشان میدهد که سرمایه اجتماعی حاصل از رهبری ایشان، از جنس اعتماد و باور است، نه اجبار و ساختار.
در مواجهه با این واقعیت، وظیفه دانشگاهها و مراکز پژوهشی، عبور از روایتهای توصیفی و رسیدن به تبیین نظری است. از آنجا که تحلیلگران غربی غالباً با پارادایمهای سکولار و ملیگرایانه به پدیدههای اجتماعی مینگرند، آنها در درک پیوند میان دین، رهبری (از نوع ولایتالله) و وفاداری تودهها (ولایتپذیری) با بنبست روبهرو هستند؛ لذا ضرورت دارد که:
مدلسازی نظری: دانشگاهها با استفاده از دادههای آماری، تصاویر و گزارشهای میدانی، مدل مفهومی رهبری مذهبی-اجتماعی را تدوین کنند تا تفاوت آن با مدلهای کاریزمای سکولار مشخص شود.
مستندسازی فراملی: پژوهشهای بینالمللی باید بر روی پتانسیلهای اتحاد امت از طریق این مدل رهبری تمرکز کنند؛ چرا که استقبال کشورهای دیگر، نشاندهنده یک الگوی نوین از قدرت نرم است.
تعامل ساختاری: همکاری با نهادهایی نظیر دفتر نشر آثار ایشان و آستان قدس رضوی باید در راستای تولید متون تخصصی باشد که این سرمایه اجتماعی را از سطح عواطف لحظهای، به سطح دانش و نظریه تبدیل کند.
تشییع رهبر شهید (رحمتالله علیه)، یک واقعه تاریخی گذرا نیست، بلکه یک تغییر پارادایم در فهم رابطه میان رهبری و ملت است. رسالت ما در دانشگاهها این است که این حقیقت را که رهبری، ریشه در هویت و عقیده دارد و نه صرفاً در مرز و قدرت، با زبان علم و پژوهش برای نسلهای آینده و جامعه جهانی ثبت کنیم.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز