کد خبر : ۷۱۱۳۹۶
۲۱:۰۵

۱۴۰۵/۰۴/۲۹

سفری از «باب‌الرضا» تا «باب‌المراد»؛ نجواهای خادم اردبیلی در ایستگاه اعزام راه آهن مشهد

سفری از «باب‌الرضا» تا «باب‌المراد»؛ نجواهای خادم اردبیلی در ایستگاه اعزام راه آهن مشهد
در غوغای سوت قطار و وداع زائران در ایستگاه راه‌آهن مشهد، چهره‌ای آرام با محاسنی سپید، روایتگر عشقی است که مرز جغرافیایی نمی‌شناسد. او ۶۴ سال دارد و اهل اردبیل است و جوانی‌اش را در جبهه‌ها و میانسالی‌اش را در کفشداری حرم مطهر رضوی گذرانده، حالا در آستانه اعزامی دیگر به کاظمین، از فلسفه خدمتی می‌گوید که آن را نه یک وظیفه، بلکه تنها راه بندگی و پالایش روح می‌داند.

به گزارش آستان نیوز، ایستگاه راه‌آهن مشهد، این بار نه مقصد، بلکه مبدأ یک هجرت معنوی است. گروهی از کفشداران آستان قدس رضوی آماده شده‌اند تا مسیر خدمت را از صحن و سرای امام هشتم (ع) تا جوار بارگاه ملکوتی امامین جوادین (ع) در کاظمین امتداد دهند.

در میان این جمع، مردی از دیار سبلان با لهجه‌ای شیرین و نگاهی نافذ جلب توجه می‌کند؛ مقصود حیدری، خادمی که ۶۴ سال از بهار عمرش می‌گذرد و سال‌هاست میان اردبیل و مشهد در رفت‌وآمد است تا سهمی از سفره کرامت رضوی داشته باشد.

از سنگر جبهه تا سنگر خدمت

حیدری خدمت در حرم را تداوم همان مسیری می‌داند که سال‌ها پیش در خاکریز‌های جبهه آغاز کرده بود. او که با یاد شهدا بغض می‌کند، معتقد است بندگی خدا زمان و مکان نمی‌شناسد؛ روزی در لباس رزم و امروز در لباس خدمت. او می‌گوید: «ما هرچه داریم از این خاندان است. از امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین (ع) گرفته تا امام رضا (ع) و موسی‌بن‌جعفر (ع)؛ ما از خودمان هیچ نداریم و هر چه هست، عنایت آنهاست.»

در کارنامه خدمتی او، از کفشداری و انبارداری گرفته تا بخش فتوح و اموال دیده می‌شود. برای او فرقی نمی‌کند کجا باشد؛ هر جا که نام زائر و نشانِ آقا باشد، او نفر اول صف است. شیفت‌های او معمولاً از سپیده صبح، آغاز می‌شود، اما پایان شیفت برای او به معنای خروج از حرم نیست. او می‌گوید: «ساعت‌ها بعد از کار می‌مانمو با تبرک‌جویی، دلم را برای بازگشت به زندگی روزمره آرام می‌کنم.»

این خادم پیشکسوت که حالا همراه با کاروان خادمان راهی کاظمین است، دل‌نگرانی‌هایش را هم با خود به سفر می‌برد. او در حالی که کوله‌بار سفر به تن دارد، هر بار اعزام برای خدمت به زائران در عتبات را حکم یک تولد دوباره برای خود می‌داند و با اطمینانی قلبی می‌گوید: «دلِ شکسته اگر به صحن امام رضا (ع) برسد، دست خالی برنمی‌گردد.»

حالا قطار مشهد-کرمانشاه در حال حرکت است تا این سفیران خدمت را به مرز برسانند؛ مردانی که در روزگار سختی و فشار معیشت، هنوز هم معتقدند بزرگترین سرمایه زندگی‌شان، مدال افتخار «خادمی» است که بر سینه دارند. حیدری و همرزمانش می‌روند تا ثابت کنند مسیر عشق، از مشهد تا کاظمین، به اندازه یک سلام ارادت، کوتاه است.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها