به گزارش آستان نیوز، تیمور آذرپی، مردی که شاید قریب به ۷۰ بهار را سپری کرده از آن سر دنیا، با تمام سختیها، خود را به این آستان رسانده؛ نه فقط برای یک مراسم بدرقه، که برای ادای پیمانی دیرین و پیشکش نذری که تکههایی از دل تاریخ این سرزمین را، در خود دارد. او با افتخار، میگوید: «من بیش از ۵۰ سال است که در انگلستان زندگی میکنم، اما هرگز لحظهای از خدمت به ایران و ایرانیان غافل نبودهام.»
حکایت او داستان استقامت در برابر نامردمیها و شور بیپایانی برای خدمت به هموطنان، چه در غربت و چه در محرومترین نقاط ایران است.
این پیشکش، نشانهای است از هزاران هزار دلی که بیهیچ چشمداشتی، در این اقیانوس ارادت، قطرهای میشوند و هر آنچه دارند، با خلوص، در طبق اخلاص میگذارند. اینجاست که حس میکنیم، نذر، فراتر از یک دستگیری مادی است؛ پیوندی روحی است، گفتوگویی پنهان میان بنده و معبود، و آغوش بازی از سوی امام برای تمام دلهای بیقرار.
این نذرها، گویی رگهای حیاتی این آستاناند که هر روز، با خون تازۀ ارادت، سیراب میشوند و شور ایمان را در دلها جاری میکنند، تا قصۀ عشق، از نسلی به نسل دیگر، دهانبهدهان بگردد.
حدود چهار ماه پیش، در روزهای آغاز ماه مبارک رمضان، وقتی خبر شهادت رهبر فرزانه به دست دشمنان کینهتوز اسلام در دنیا پیچید، گویی زمان در جهان آقای آذرپی ایستاد.
داغ نهم اسفند، زخمی بود که بر جان هر دلبستۀ این آیین نشست. اما حماسۀ بدرقه، چیزی نبود که در کلمات بگنجد؛ از تهران و قم تا نجف و کربلا، دریایی از اشک و خروش به راه افتاد که سرانجام، پس از حدود چهار ماه تپش بیقرار میلیونها دل عاشق، به ساحل امن مشهد رسید.
وقتی خبر رسید که پیکر مطهر آن شهید، در جوار مرقد مولا علیبنموسیالرضا (ع) آرام خواهد گرفت، برای آقای آذرپی که ریشهاش در خاک این وطن است؛ آن خبر، حکم آمدن بود.
حکمی که از اعماق جانش برمیخاست و با لهجهای از جنس ایمان، به او نهیب میزد: «باید باشی». باید در حریم قدسی رضا (ع)، میان آنهمه دل بیتاب، برای آخرین وداع، برای بدرقۀ مردی که عمرش را به پای این سرزمین و آیین ریخته بود، حضور داشته باشی.
با وجود ضعف جسمانی و زخم جراحی تازه بر پاهای استوارش، دل تاب نیاورد؛ چرا که عشق، سرسختتر از منطق و قویتر از هر درد ناتوانی است؛ و اینگونه بود که کولهبار ارادتش را بست و راهی دیار خراسان شد؛ نه برای سیاحت، که برای ادای دینی که سالها در قلبش سنگینی میکرد، برای حضوری عاشقانه در آستان یار.
آقای آذرپی، سالهاست که در انگلستان روزگار میگذراند. اما این گذران عمر، هرگز او را از ایران و ایرانیبودن دور نکرده است. او در انگلستان، سالهاست که در راه وحدت مسلمانان میکوشد؛ در بیرمنگام، عضو هیئت امنای یک مرکز بزرگ اسلامی است و با اهل تسنن نیز ارتباطی عمیق و دوستانه دارد. این همه، از همان روزهای اول انقلاب، از همان ملاقات پربرکت با امام خمینی (ره) در وجودش شعله کشید. او به یاد میآورد که امام (ره) فرموده بودند: «کار وحدت بین مسلمانان خیلی عالی است.» و همین یک جمله، تمام مسیر زندگیاش را روشن کرد.
همین ایمان عمیق و ریشهدار است که او را در برابر ناملایمات، مقاوم ساخته. او که خود را به ریسمان الهی آویخته، میگوید: «من به ریسمان الهی چنگ میزنم.» این جمله، عصاره یک عمر زیست پاک است. همین باور، او را به سمت خدمت در دوردستترین نقاط ایران نیز کشانده است.
در سیستان و بلوچستان، در خراسان جنوبی، با همکاری کمیته امداد و نماینده ولیفقیه، به تأمین معیشت خانوادههای محروم، به تهیه کولر برای مساجد، به اجرای پروژههای آبرسانی و کشاورزی مشغول است. او اینها را نه از روی وظیفه، که از سر عشق به هموطن و اهلبیت (ع) انجام میدهد؛ «نذری از جنس عمل».
و حالا، در آن روز حزنانگیز، پس از بدرقۀ رهبر شهید، آقای آذرپی به اداره نذورات حرم مطهر رضوی میآید. نه با دست خالی، که با کولهباری از عشق و سالها تلاش. آنچه او با خود آورده سکه است.
صدها قطعه سکه؛ برخی ماشینی، برخی ضرب چکشی، از دورانهای مختلف تاریخ این سرزمین. سکههایی که هر کدام، قصهای در دل دارند، قصهای از حکمرانان، از مردم، از روزگاران؛ و در کنارشان، تمبرهایی با ارزش تاریخی و پنهان. او میگوید: «این سکهها و تمبرها، مجموعهای است که ارزش آن به بیش از سه میلیارد تومان میرسد.»، اما ارزش واقعیشان، فراتر از هر رقم و عددی است. اینها، تکههایی از تاریخ ایران و سرزمین دیگرند که با دست مردی از غربت، لمس شدهاند و حالا به آستان امام رئوف (ع) پیشکش میشوند.
حالا در موزه سکه و مدال؛ این گنجینه فراتر از یک مجموعه تاریخی، آینهای است از تمام سالهایی که در غربت، با یاد حرم صیقلخورده است.
این سکهها، روایت قلبی است که مرزها را درنوردید تا در جوار خورشید خراسان، آرام گیرد. هر قطعه، مُهری است بر عهد مردی که دوری، ارادتش را سوزانتر کرد. این نذر، پیوند میان تلاش یکعمر و عشق یکلحظه در آستان امام رئوف (ع) است؛ گواهی بر این حقیقت که دلهای عاشق، هرچند فرسنگها دورتر از خانه باشند، همواره در مدار نور میتپند.
این است میراث ارادتی که تاریخ را در خود نگه داشته و حالا، نام «آذرپی» را در دفتر خادمان بیادعای این بارگاه، برای همیشه ثبت کرده است. نذرتان مقبول درگاه حق و شفاعت آقا، گوارای جانتان.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز